امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مریم رزاقی
#1
از حال من مپرس پر از آب و آتشم
مانند باد در تن صحرا مشوّشم
بايد ترا پرنده شود اين درخت پير
يعني در آسمان و زمين در كشاكشم
ديگر صداي «دل به تو دادم» قشنگ نيست
ديگر مخوان عزيز به آواز دلكشم
اي خوب هيچ وقت نيامد به راه من
بر چارچوب پنجره كردي منقّشم
از كشته ام دوباره تو روييدي و بكش
جاري تر از هميشه خون سياوشم
از حال من نپرس كه غرقابه سوخته است
بخشي ميان آبم و بخشي در آتشم
پاسخ
#2
بال در بال خودت جان مرا پر دادي
دلخوشم كه به من اقبال كبوتر دادي
اي كه هر بار دلم را نمكين خنديدي
زخمي ‏روح مرا درد مكرر دادي
شب و تنهايي و سردرگمي ‏و درد و سكوت
دست‌خوش عشق! مرا ‏‏‏اين‌همه خواهر دادي
سر به زيري مرا قابل تحسين خواندي
سركشيهاي مرا بي‌در و پيكر دادي
مهرباني تو اخم است و خوشرويي قهر
داده‏‏‏اي گل به من اما همه پرپر دادي
باغ خورشيد شدي منظرة زيبايي است
قسمت چشم تماشاي مرا تر دادي
مرده‌ام در لحظاتي كه هوادار توأند
خير باشد كه سرانجام مرا تر دادي
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان