امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اذان در اسلام
#1
اذان در اسلام

و اذا ناديتم الى الصلوة اتخذوها هزوا و لعبا ذلک بانهم قوم لايعقلون

(سوره مائده آيه 58)

کيفيت تشريع اذان و زمان آن از مسايلى است که درباره آن آراء مختلفى وجود دارد. در تفسير نمونه (1) تحت عنوان اذان شعار بزرگ اسلام ، چنين آمده است .

هر ملتى در هر عصر و زمانى براى برانگيختن عواطف و احساسات افراد خود و دعوت آنها به وظايف فردى و اجتماعى شعارى داشته است اين موضوع در دنياى امروز به صورت گسترده ترى ديده مى شود.

مسيحيان در گذشته و امروز با نواختن صداى ناموزون ناقوس پيروان خود را به کليسا دعوت مى کنند. ولى در اسلام براى اين دعوت از شعار اذان استفاده مى شود که به مراتب رسا تر و مؤ ثرتر است . جذابيت و کشش اين شعار اسلامى به قدرى است که بقول نويسنده تفسير المنار بعضى از مسيحيان متعصب هنگامى که اذان اسلامى را مى شنوند و به عمق و عظمت تاءثير آن در روحيه شنوندگان اعتراف مى کنند، سپس نامبرده نقل مى کند که در يکى از شهرهاى مصر جمعى از نصارى را ديده اند که به هنگام اذان مسلمين اجتماع کرده تا اين نغمه آسمانى را بشنوند.

چه شعارى رسا تر از آن که با نام خداى بزرگ آغاز مى گردد، با گواهى به وحدانيت و يگانگى آفريدگار جهان و گواهى به رسالت پيامبر او اوج مى گيرد و با دعوت به رستگارى و فلاح و عمل نيک و نماز و ياد خدا پايان مى پذيرد، با نام خدا الله شروع مى شود و با نام خدا الله پايان مى پذيرد، جمله ها موزون ، عبارات کوتاه ، محتويات روشن ، مضمون سازنده و آگاه کننده است لذا در روايات اسلامى روى اذان گفتن تاءکيد زيادى شده است . در روايت اسلامى روى اذان گفتن تاءکيد زيادى شده است . در روايت معروفى از پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده است که اذان گويان در روز رستاخيز از ديگران به اندازه يک سر و گردن بلندترند (2) اين بلندى در حقيقت همان بلند پايگى مقام رهبرى و دعوت ديگران به سوى خدا و به سوى عبادتى همچون نماز است .

صداى اذان که به هنگام نماز در مواقع مختلف از ماءذنه شهرهاى اسلامى طنين افکن مى شود، مانند نداى روح افزاى آزادى و نسيم حيات بخش ‍ استقلال گوشهاى مسلمانان راستين را نوازش مى دهد و بر جان بدخواهان رعشه و اضطراب مى افکند و آن يکى از رموز بقاى اسلام است .

شاهد اين گفتار اعتراف صريح يکى از رجال معروف انگلستان است که در برابر جمعى از مسيحيان چنين اظهار داشت :

تا هنگامى که نام محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر ماءذنه ها بلند است و کعبه پا بر جا است و قرآن رهنما و پيشواى مسلمانان است ، امکان ندارد پايه هاى سياست ما در سرزمينهاى اسلامى استوار و برقرار گردد. (3)

در مورد تشريع اذان در اين تفسير چنين آمده است : در پاره اى از روايات ، که از طريق اهل تسنن نقل شده ، مطالب شگفت انگيزى در مورد تشريع اذان ديده مى شود که با منطق اسلامى سازگار نيست ؛ از جمله اينکه نقل کرده اند:

پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به دنبال درخواست اصحاب ، که نشانه اى براى اعلام وقت نماز قرار داده شود، با دوستان خود مشورت کرد و هر کدام پيشنهادى از قبيل برافراشتن پرچم مخصوص ، روشن کردن آتش ‍ يا زدن ناقوس مطرح کردند ولى پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) هيچکدام را نپذيرفت . تا اينکه عبدالله بن زيد و عمر بن خطاب در خواب ديدند که شخصى به آنها دستور مى دهد براى اعلام وقت نماز اذان بگويند و اذان را به آنها ياد داد و پيامبر آن را پذيرفت . (4)

ولى اين روايت ساختگى بوده و توهينى به مقام شامخ پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) محسوب مى شود که به جاى تکيه بر وحى ، روى خواب افراد تکيه کند و مبناى دستورات دين خود را بر خواب افراد قرار دهد، بلکه همانطور که در روايات اهل بيت (عليهم السلام ) وارد شده است ، اذان از طريق وحى به پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) تعليم داده شد.

امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: هنگامى که جبرئيل اذان را آورد، سر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر دامان على (عليه السلام ) بود. جبرئيل اذان و اقامه را به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) تعليم داد. هنگامى که پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) سر خود را برداشت ، از على (عليه السلام ) سؤ ال کرد: آيا صداى اذان جبرئيل را شنيدى ؟ حضرت عرض کرد: آرى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بار ديگر پرسيد: به خاطر سپردى ؟ گفت : آرى . پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: بلال را (که صداى رسايى داشت ) حاضر کن و اذان و اقامه را به او تعليم ده . على (عليه السلام ) بلال را حاضر کرد و اذان را به او تعليم داد. (5)

علامه مجلسى در اين مورد مى نويسد بايد توجه داشت که اذان و اقامه به انفاق اصحاب اماميه بوسيله وحى تشريع شده است . اما علماى عامه معتقدند که اذان را عبدالله بن زيد در خواب ديد و عمر نيز در خواب همان را مشاهده کرد.(6)

قال ابن عقيل اجتمعت الشيعه على ان الصادق (عليه السلام ) لعن قوما زعموا ان النبى اخذ الاذان من عبدالله بن زيد فقال ينزل الوحى على نبيکم فيزعمون انه اخذ الاذان من عبدالله بن زيد؟

ابن عقيل مى گويد: شيعه اتفاق دارند بر اينکه امام صادق (عليه السلام ) لعنت کرده کسانى را که معتقدند پيامبر اذان را از عبدالله بن زيد گرفته است .

پس حضرت مى فرمايد: وحى بر پيامبر نازل مى شود، آنگاه خيال مى کنند اذان را از عبدالله بن زيد آموخته است ؟! (7)
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان