امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عماد افروغ و آسیب شناسی حوزه
#1
با سلام. عماد افروغ در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس در قسمتی از حرف هایش به حوزه علمیه اشاره کرده و حرف های جالب توجهی زده است.

با وجود اينكه قرار بود تفكر نو صدراييان در جامعه حاكم شود چرا اين اتفاق نيفتاد و جامعه به سمت عوام‌زدگي رفت، تا جايي كه معارف خود را بايد از مداحان دريافت كند؟!

ـ اگر مروري بر منشور روحانيت امام(ره) داشته باشيم و ببينيم مخاطبان اصلي امام چه كساني هستند؛ متوجه مي‌شويم امام ويژگي‌هايي را بيان و نقدهاي مطرح مي‌كنند و تفكرات ضد فلسفي برخي از جريانات حوزه را نقد مي‌كند. امام(ره) يك زماني اظهار داشتند: پسرم از ظرفي آب نوشيد، ظرف را آب كشيدند، چون من فلسفه مي‌گفتم.
بارها گفته‌ايم كه بخشي از آسيب‌شناسي وضع به آسيب‌شناسي حوزه باز مي‌گردد و آسيب‌شناسي حوزه از اين جهت لازم است كه عده‌اي بيان مي‌كنند شرايط آسيب‌شناسي حوزه هموار نيست، به هر حال در اثر همين فقدان آسيب‌شناسي است كه ضررهايي كه حوزه بعد از انقلاب متحمل شده است، شايد از جهاتي بيشتر از قبل انقلاب باشد.
اگر حوزه علميه، آسيب‌شناسي كند، مي‌تواند جلوي اين ضررها را بگيرد. بخشي از اين ضررها به اين خاطر است كه حوزه بيش از حد به قدرت رسمي اعتماد كرده و متكي شده است. حداقل بخشي از اين ضررها به كمرنگ شدن استقلال تاريخي حوزه باز مي‌گردد. در نتيجه بخشي از وظايف حوزه كه ناظر به نظريه‌پردزاي و نظارت است به دليل پر رنگ شدن نقش تصدي‌گري كمرنگ شده است.
نكته ديگر اينكه حوزه علميه زماني كه جايگاه متصور خود را اعمال نمي‌كند، زمينه براي برخورد سطحي و غيركارشناسانه ديني فراهم مي‌شود و منجي‌ها يكي پس از ديگري ظهور مي‌كنند و آن زمان است كه تفكر منجي‌گرايانه بدون پشتوانه مطرح مي‌شود.
زماني كه در مجلس حضور داشتم؛ به مديريت منجي‌گرايانه انتقاد داشتم كه اين چه سبكي از مديريت است؟ يعني شخصي بيايد رييس دولت شود و هيئت دولت نيز منتفي شود. آيا يك رييس دولت قادر است كشور را نجات دهد، پس برنامه، استراتژي، خرد‌جمعي و تئوري چه مي‌شود؟
اينها همه به خاطر اين است كه حوزه جايگاه تخصصي دين به ويزه در زمينه حكومت را مغفول گذاشته است. زماني كه قرار است حكومت اسلامي قانوني اداره شود و تنها وجه حكومت اسلامي هم قانونمداري آن است، طبعاً بايد فقه‌مدار باشد. قانون در حكومت اسلامي حرف نخست را مي‌زند اما قانون حكومت اسلامي برگرفته از فقه است، به اين معني كه قانون مقوله‌اي ربطي بوده و معرف ضابطه‌اي بين انسان با موضوع و انسان با انسان است.
بنابراين، حكومت ولايت فقيه، ولايت فقه است و بايد فقه‌مدارانه اداره شود.
اگر قرار باشد فقه‌مدارانه اداره شود ما بايد شاهد پژوهشكده‌هاي مختلف و تخصصي مرتبط با فقه و موضوع‌شناسي باشيم. به ياد دارم كه آيت‌الله مكارم شيرازي در يكي از بيانات خود هشدار دادند كه ممكن است جلسات مذهبي شبيه كشور پاكستان شود و وجه عزاداري‌ها و مداحي‌ها بر وعاظ و سخنراني‌ها غلبه كند اكنون اين پرسش پيش مي‌آيد كه توقع ما از سخنران‌ها چيست و آيا انتظارات از آنان بر آورده مي‌شود؟ آيا روحاني ‌ما در منبر توانسته است آگاهي‌ها مردم را ارتقا دهد؟ حوزويان، منابر خود را تحليل محتوي كنند كه چه آگاهي‌هايي به علاقه‌مندان و مردم انتقال مي‌يابد آيا اين اطلاعات آگاهي‌بخش مردم است يا صرفاً بحثي احساسي است؟ آيا تكليفي بر دوش مردم مي‌گذارند كه مردم براي اين تكليف برنامه‌ريزي كنند؟
به هرحال، بپذيريم كه بخشي از آسيب‌ها متوجه حوزه است و بپذيريم خاستگاه و جايگاه توجه به فقه، حوزه است و اين حكومت دايرمدار فقه است و بپذيريم حوزويان تا حدودي كوتاهي كرده و در نظريه‌پردازي و نظارت غفلت‌هاي صورت گرفته است، همه اين عوامل موجب مي‌شود دين در اختيار كساني قرار گيرد كه بيش از آنكه يك نگرش تخصصي ارائه دهند. نگرش عاطفي و بعضاً خرافي را گسترش ‌دهند كه به تعطيلي تدريجي تفكر و عقل انجاميده است كه با اسلام و سيره نظري و عملي امامان‌(ع) و پيامبر(ص) منافات دارد.
پاسخ
#2
البته در کل اشکالات آقای افروغ به حوزه از نظر من هم وارد است ولی نکته ای که از نظر ایشان مغفول مانده این است که شاید مسبب همه این اشکالات خود حوزه و حوزویان نباشند. باید بپذیریم این اشکالات ناشی از امور متعددی است.
مثلا اینکه ایشان گفته است
«نكته ديگر اينكه حوزه علميه زماني كه جايگاه متصور خود را اعمال نمي‌كند، زمينه براي برخورد سطحي و غيركارشناسانه ديني فراهم مي‌شود و منجي‌ها يكي پس از ديگري ظهور مي‌كنند و آن زمان است كه تفكر منجي‌گرايانه بدون پشتوانه مطرح مي‌شود.»
این مساله تا حد زیادی مسبب برخورد جامعه و دولت های مختلف با حوزه است. حتی شاید بالاتر.
اینکه برخی از دولت ها مثل دولت خاتمی و احمدی نژاد سعی کردند روحانیت را از سطح جامعه حذف کنند چیز قابل انکاری نیست. اینکه به حوزه جایگاه متصور خودش را ندادند تا حوزه بتواند از آن استفاده کند. مثلا کدام از بخش های فرهنگی جامعه در رابطه با فرهنگ جامعه از حوزه مشورت می خواهند؟
حوزه حتی به عنوان یک شخصیت حقوقی در شورای عالی انقلاب فرهنگی هیچ جایگاهی ندارد و حتی یک نماینده نیز ندارد .
کدام بخش دولت حرف های حوزه و مراجع را گوش داده اند؟
در این شرایط حوزه چگونه می تواند از جایگاه متصور خود استفاده کند؟
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان