امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ولادت حضرت علی(علیه السلام) در اشعار شاعران فارسی زبان
#1
فضایل پایان ناپذیر امام علی علیه‏السلام ، دستمایه آفرینش‏های ادبی و سرچشمه الهام نویسندگان، شاعران و هنرمندان بوده و خواهد بود. تولّد آن حضرت در خانه خدا و شکافته شدن دیوار کعبه، موهبت و فضیلتی است که تا کنون به این صورت برای هیچ بشری پیش نیامده و از منقبت‏های منحصر به فرد امیرمؤمنان به شمار می‏رود.

(۱)
این مسأله، مانند مسائل دیگر مربوط به شخصیّت والای پیشوای نخستین شیعه، به صورت گسترده‏ای در ادبیّات فارسی و آثار شاعران انعکاس یافته است. نوشته حاضر، نگاهی است گذرا به این بازتاب نورانی در رواق ذهن و زبان و سروده شاعران متعهّد، از دیرباز تا زمان حاضر.


این نکته که خانه زاد خدا، حضرت علی علیه‏السلام موجب حرمت و شرافت بیت‏اللّه‏ شده، تولّد حضرت در کعبه، به آن اعتبار و آبرویی ویژه بخشیده است، به‏طور گسترده در اشعار شاعران مطرح شده است.


«شیخ حسن کاشی» می‏سراید:


در کعبه بزاد آن جهاندار *** آن جفت بتول و شیر کرّار
در کعبه کسی چو او نزاده *** این منزلتش خدای داده


پذیرایی خدا از میهمانی عزیز در خانه خویش، سوژه دیگری است که در این آثار دیده می‏شود.


برتری حضرت فاطمه بنت اسد بر مادر عیسی‏ بن مریم، به لحاظ کیفیّت به دنیا آوردنِ نوزاد خویش و اینکه به مریم گفته شد از بیت ‏المقدس و معبد الهی بیرون برود، ولی مادر امیرالمؤمنین، به دورن کعبه مقدّس برده شد، نکته دیگری است.
پیوند وجودی حضرت امیر با خانه خدا، چه در تولّد و چه در شهادت، دستمایه سرودن‏های نغز دیگری است و این بیت مشهور را همه می‏دانند که:


کسی را میسّر نشد این سعادت *** به کعبه ولادت، به مسجد شهادت

اینگونه ولادت و شهادت، به عنوان «حُسن مَطلع» و «حُسن ختام» برای آن حضرت شمرده شده و شاعران چنین سروده‏اند:


در کعبه شد پدید و به محراب شد شهید *** نازم به حسن مطلع و حسن ختام او

تفاخر کعبه به عرش به خاطر این افتخار که نصیبش شده بود، محور سروده‏های دیگری از شاعران است.
اینکه کعبه، قبله موحّدان عالم است و همه خداپرستان در حال نماز، روی بر کعبه می‏کنند، گویای این حقیقت است که توجّه به خدا از راه توجّه به حجّت خدا است و توحید با ولایت پیوند دارد، موضوع دیگری است که در آثار ادبا طرح شده است.
اکنون نظری به برخی از این سروده‏ها می‏افکنیم و تجلّی ولایت علوی و مناقب حیدری را در آیینه ادبیات می‏نگریم:


«صغیر اصفهانی» در قصیده «غیب الغیب» خویش، از جمله در ابیاتی، این اشارات را دارد:


در حریم کعبه شاه انس و جان آمد پدید *** آنچه مقصود دو عالم بود، آن آمد پدید
کعبه خود قلب جهان است و ز غیب ذات خویش *** سرّ غیب‏الغیب در قلب جهان آمد پدید
پیش از آن کاید فرود «ایّاک نعبد، نستعین» *** از درون کعبه وجه مستعان آمد پدید


«شمس اصطهباناتی» نیز در مسمّطی که با «امشب که چهر آسمان دارد صفای دیگری...» آغاز می‏شود، در ترسیم شب میلاد علی علیه‏السلام در یک بند چنین می‏گوید:


چون صبح فردا آفتاب از کوه بطحا سر زند *** روح القدس بهر خبر،اللّه‏ اکبر برزند
اوّل حصار کعبه را پیراهن دیگر زند *** و آنگه درون خانه را آیین زیباتر زند
لوحی به شکل «یا علی» بر بام و بر سر در زند *** نقشی برای جای پا بر دوش پیغمبر زند
بر مشرکان چشمک زند، لبخند بر خیبر زند *** یعنی رسید آن کو کزو نسل عدو گردد تلف


و در ادامه، به زمینه ‏سازی خدا برای میهمان نوازی از «مولود کعبه»، دربندی دیگر چنین می‏سراید:


این خانه را باید خدا یک روز معماری کند *** آدم بنایش برنهد، نوحش پرستاری کند
و آنگه خلیلش با پسر تا سقف حجّاری کند ***آن یک در و بامش نهد و آن نقش و گچکاری کند
هر یک ز آباء رسول، پس خانه سالاری کند *** کامروز اندر خانه‏اش یک میهمان‏داری کند
وز این گرامی میهمان امری عجب جاری کند *** پس نقشه‏های ما سَلَف، بُد بهر این زیبا خَلَف


و در بندی دیگر به پیامدهای فرخنده این میلاد می‏پردازد:


تا خانه‏زاد کبریا بنهاد اندر خانه پا *** هم بیت و هم رکن و مقام، هم مروه هم کوه صفا
هم دامن بنت اسد، هم چاه زمزم هم منا *** شد قبله اهل زمین، شد برتر از هفتم سما
معنای تکبیر آشکار، شد از حریم کبریا *** هم خانه‏زاد است این پسر، هم خانه هم خانه خدا
کامروز والا مقدمش شد فخر این عالی سرا *** زین خانه‏زاد آمد قلم در وصف و در تحریر، جف


«دکتر قاسم رسا» نیز با این نگاه به مسأله نگریسته است:


در حریم کعبه نور آفتاب افتاده است *** یا فروغی از جمال بوتراب افتاده است؟
خانه زاد حقّ که در اثبات حقّانیتش *** مدّعا واللّه‏ اعلم بالصّواب افتاده است

به ماجرای میلاد در کعبه، گاهی به عنوان یک وصف و منقبت در اشعار اشاره شده است، گاهی هم آن حادثه به صورت یک تصویر فنّی و روایت، بازگو شده است. از جمله کسانی که گزارشگر این فضیلت‏اند، «محمّد رضا رحمانی تهرانی» است، که چنین سروده است:


مقابل حرم کعبه ایستاد، زنی *** به تن ز شرم و حیا و وقار، پیرهنی
گشود است دعا سوی آسمان و گریست *** شکفت غنچه هفت لب، به زیر لب سخنی
که یا رب از کرم آسان نمای مشکل من *** که بار دارم و آزرده جان و خسته تنی
ندا به فاطمه بنت اسد رسید ز حق *** قدم به خانه من نه، میهمانِ منی
در آن مکان مقدس قدم نهاد و بزاد *** گرفت دست خدا را به دست، شیر زنی
خدا نهاد «علی» نام خانه‏زادش را *** که روح نامتناهی دمید بر بدنی
پیمبر آمد و زد بوسه بر لب و دهنش *** که آفرین خدا بر چنین لب و دهنی
«ملک الشعرای بهار» نیز قصیده‏ای دارد که برخی ابیاتش چنین است:
زهی به کعبه شرافت فزای رکن و حطیم *** زهی مقام تو فخر مقام ابراهیم
زهی حریم تو چون کعبه، لازم الإکرام *** زهی وجود تو چون قبله، واجب التعظیم
میان لجّه شرع محمّدی، کعبه است *** همان صدف که در او زاد چون تو دُرّ یتیم


در سروده‏های فراوانی توجّه به کعبه در عبادت و نماز، با توجّه به مولای متّقیان قرینه‏سازی شده است.

«محمّد علی فتی تبریزی» در ولادت حضرت می‏سراید:


امروز کعبه را شرف و مرتبت فزود *** کانجا بزرگ آیت دادار، رخ نمود
زین پیشتر نداشت چنین حرمتی حرم *** شد مولد علی و از آن حرمتش فزود
مهر علی است هادی حق دوستان پاک *** بر کعبه می‏برند اگر روز و شب سجود


پیوند کعبه هم با تولّد علی علیه‏السلام است، هم با شهادتش. جامه سیاه کعبه را هم پوشیدن لباس عزا در سوگ این خانه‏زاد حرم تصویر کرده‏اند؛

از جمله «حسان» می‏گوید:


کعبه ز کف داده چو مولود خویش *** گشته سیه پوش عزای علی
شیوه روایی از ماجرای میلاد، در شعر «نعمت آزرم» نیز این چنین آمده است:
گرد حریم قدس، چنان روزهای پیش *** جمعی بدند یکسره در گفت و در شنید
آنجا زنی که جان جهانی نهفته داشت *** از التهاب شوق نیارست آرمید
زیرا که روی دامن آن گلبن عفاف *** می‏خواست تازه غنچه توحید بشکفید
برد التجا به کعبه، که‏ای آستان پاک *** یارم چگونه از نظر مردمان رهید؟
دیوار کعبه کرد دهان با خروش باز *** کاین خانه جای توست که آری گهر پدید
پا هشت در درون سرایی که غیر او *** دست کسی به ساحت پاکش نمی‏رسید
شد در درون کعبه و دیوار شد به هم *** چونان که بُد نخست به ستواریِ حدید
وا شد ز طاق عرش کلاف سفید نور *** تابید روی کعبه چنان هاله‏ای سپید


تا آنجا که می‏گوید:


بالید کعبه از شرف و بانگ تهنیت *** از ساکنان عرش به گوش جهان رسید
دیوار کعبه بدرقه را، کرد سینه باز *** چونان صدف که گوهر خود را کند پدید
مادر برون شد از حرم و کودکش به بر *** وز این شکفت حادثه، حیرت لبان گزید



این شیوه، در شعر بلند «شمس اصطهباناتی» ـ که قسمتی از آن پیشتر آمد ـ نیز دیده می‏شود که حالتی تصویری از آن واقعه شگفت دارد و همانگونه که در آغاز سخن یاد شد، مقام مادر علی علیه‏السلام را برتر از مادر عیسی می‏شمارد و می‏گوید:


آمد ندای اُدخلی او را ز حیّ ذوالکرم *** یعنی تو غیر از مریمی، باز آ و چون مریم مرم


از شاعران معاصر، مرحوم «محمّدعلی مردانی» از جمله دلدادگان امیرالمؤمنین علیه‏السلام است که در مجموعه شعرش به نام «علی مظهر عدل و فاطمه مظهر تقوا» در ابیات فراوان به این منقبت علوی اشاره دارد، که برخی از آنها را می‏آوریم:



در شعر سالار جوانمردان که ترسیمی زیبا از شب میلاد است، از جمله می‏گوید:


نهاد بنت اسد پا به کعبه مقصود *** که تا نهد اسداللّه‏ پا به ملک وجود
علی ولیّ خداوندگار، ربّ ودود *** ز امر صانع کلّ کردگار غیب و شهود

عیان به کعبه شد آن پای تا به سر اعجاز

سه روز بنت اسد بود میهمان اله *** به خانه‏زاد خدا جز خدا نَبُد همراه
که از ولادت سرّ خدا شود آگاه *** به قاف قدر رفیعش نبرد غیری راه

که بود لطف کریمش مغیث و محرم راز

پس از سه روز عیان گشت نشئه دگری *** ز برج کعبه درخشید مهری و قمری
خدا به شیر زن مکّه داد شیر نری *** تبارک‏اللّه‏ از این مادر و چنین پسری

که در جلالت و قدرند از بشر ممتاز


در جای دیگر چنین آورده است:


دیوار کعبه کرد دهن باز و با جلال *** بنهاد پا به خانه حق مام اطهرش
شیر خدا به بیت خدا دیده باز کرد *** بر روی مام نیک فر شیر پرورش
بنت اسد ز دیده فروریخت اشک شوق *** زین موهبت که دولت گل شد مسخّرش
وجه خدا به جلوه دل از عاشقان ربود *** در آستان کعبه به دامان مادرش
خورشید عشق از افق کعبه پرکشید *** شد غرق نور، مکّه ز روی منورش
مولود کعبه دیده حق بین گشود و دید *** محمود را چو آینه در پیش منظرش
مولود کعبه مظهر عشق است و عدل و داد *** خیزد عبیر عدل ز محراب و منبرش

همچنان که در این شعر نیز ـ مثل برخی اشعار دیگر ـ ملاحظه می‏شود، گشوده شدن راهی به درون کعبه، میلاد حضرت امیر در بیت‏اللّه‏، افتخار و فضیلتی هم برای فرزند محسوب می‏شود و هم امتیازی برای مادر به شمار می‏آید. وی در جای دیگر به همین حقیقت ناب چنین اشاره دارد:


تا بسپرد به خانه خدا خانه *** بر خانه‏زاد خود نظری دارد
حق میزبان و مظهر حق میهمان *** در کعبه نور حق مقری دارد
فخر زمانه مادرِ وجه‏اللّه‏ *** فرزانه طفل ناموری دارد
مانده سه روز در دل بیت‏اللّه‏ *** دعوت ز حیّ دادگری دارد
شمسی ز برج کعبه نمایان شد *** خورشید را به کف، قمری دارد
فریاد می‏زند که علی دارم *** به به چه میر حیّه دری دارد


با این شاعر، در قصیده دیگری هم همراه می‏شویم:


دیوار کعبه کرده دهن باز و عالمی *** در انتظار حادثه‏ای غیر باور است
امروز کعبه فخر به هفت آسمان کند *** امروز قدر زمزم، افزون ز کوثر است
بر گِرد کعبه گشته به پا شور و هلهله *** در بسته‏است ودیده خلقی برآن در است
بنت اسد ز کعبه خرامد برون چو شیر *** شیر افکنی به دامن آن شیر پرور است
نوزاد کعبه صاحب اورنگِ «انّما»ست *** بر آسمان عدل و شرف مهر انور است
دست علی گلی به سر کعبه زد کز او *** بابش ز هشت باب جنان جانفزاتر است
نوزاد کعبه در شب معراج با رسول *** همراز و همکلام و هم‏آواز و هم براست






«ژولیده نیشابوری» از شاعران صاحبدلی است که در مدح اهل بیت، سروده‏های زیبایی دارد. در یکی از سروده ‏هایش به این فضیلت اینگونه اشاره می‏کند:


از امر حق به خانه حق شد ولادتت *** تا حق شود ز جلوه تو جلوه‏گر، علی!
از یمن مقدم تو حرم گشت محترم *** ای داده از تو نخل ولایت ثمر، علی
تا آنکه یادبود تو ماند به یادگار *** بهر توگشت معجز شقّ القمر، علی
شرط قبول حجّ و طواف حرم تویی *** سعی و صفا و رکن و منا و حجر، علی


آری... حرمت حرم، از مولود حرم است.

این مضمون در شعری از «مظاهر اصفهانی» چنین آمده است:


علی امشب حرم را محترم می‏دارد از مقدم *** که جبریل امین گِرد حرم پر می‏زند امشب


در شعر «عماد تهرانی» است:


حرم کعبه تو را مولد از آن شد، یعنی *** ای مهین بنده، تویی صاحب این خانه ما


و «حاج اسماعیل شیرازی» می‏سراید:


در مرحله علی نه چون است و نه چند *** در خانه حق زاده به جانش سوگند
بی‏فرزندی که خانه زادی دارد *** شک نیست که با شدش به جای فرزند





خانه زادی مولا نسبت به کعبه و خدای کعبه به تعابیر گوناگون بیان شده است. از جمله در این رباعی:


روزی که علی به کعبه آمد به وجود *** از بهر علی خدا درِ کعبه گشود
در بست بداد خانه خود به علی *** حقّا که علی است خانه زاد معبود


برداشتهای لطیف و نکته‏سنجی‏های ظریف نسبت به این واقعه شگفت، شاهد مجذوب شدن دلها به صاحب ولایت و مولود کعبه است. در غیر شعر نیز اینگونه لطافت‏های ادبی دیده می‏شود؛ مثلاً «محمود عقاد» نویسنده برجسته مصری می‏نویسد: حضرت علی علیه‏السلام در درون کعبه زاده شد و خدای متعال عنایتی کرد که وی بر بت‏های کعبه سجود نکرد، گویا میلاد او در کعبه پیام‏آور دوران جدیدی برای کعبه و عبادت در آن است.





(۲)


علامه امینی از تفسیر «آلوسی» سخنی را اینگونه نقل می‏کند:
این افتخار که نصیب علی علیه‏السلام شد و در کعبه به دنیا آمد، حضرت دوست داشت که به نحوی این مکرمت و موهبت را جبران کند. تلافی کردنش آن بود که بت‏های خانه کعبه را به پایین افکند و در برخی روایات نیز آمده است که کعبه، از اینکه در اطرافش بت‏ها مورد پرستش قرار می‏گرفتند به خدای متعال شکایت کرد که: پروردگارا ! تا کی این بت‏ها پیرامون من پرستیده خواهد شد؟ خداوند نیز وعده داد که کعبه را از این آلودگی پاک خواهد ساخت.



(۳)


باری... تولّد حضرت علی در این مکان، تجلّی دیگری از نور خدا در عرصه هستی است.

«دکتر قاسم‏ رسا» در شعر دیگری می‏گوید:


کعبه امروز تماشاگر اهل نظر است *** کز سراپرده حق نور خدا جلوه‏گر است
آمد از کعبه برون قبله نمایی که در اوست *** آنچه منظور دل مردم صاحب نظر است


حجت الهی و وصیّ رسول، برای نشان دادن «جهت» و سمت و سوی توجّه به حقّ است. این همان خصلت «قبله‏نمایی» است که در شعر فوق، به آن اشاره شده است.
امامان حق را خدای متعال برای همین «جهت‏ یابی» و گم نکردن راه و هدف، تعیین کرده است. وقتی «صائب تبریزی» می‏گوید:


غفلت نگر که پشت به محراب کرده‏ایم *** در کشوری که قبله نما موج می‏زند


می‏توان گفت: در سرزمینی که نور ولایت علوی تابیده است، نباید کسانی در یافتن راه و جهت، دچار سردرگمی و حیرت و انحراف شوند. شاعری دیگر اینگونه سروده است:


خانه و زادگاه تو، بیت خداست یا علی *** چهره دلگشای تو قبله نماست یا علی
زمزمه ولادتت، سوره مؤمنون بود *** روز نخست بر لبت ذکر خداست یا علی


این سخن اشاره به روایتی است که: وقتی حضرت علی علیه‏السلام در کعبه متولّد شد، همان دم بر زمین سجود آورد، در حالی که می‏گفت: «أشهد أن لا إله الاّاللّه‏، وأشهَدُ أنّ محمّدا رسول‏اللّه‏...» و پس از سه روز که از کعبه بیرون آمد، در برخورد با پدرش ابوطالب بر او سلام داد، آنگاه آیات نخست سوره مؤمنون (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون) را تلاوت کرد.



(۴)
«حسان»، شاعر معاصر در یکی از سروده‏هایش اینگونه به وصف این منقبت درخشان پرداخته است:


بیا به خانه خدا، به کوی و بام و در نگر *** تمام نور عشق را، بیا به یک نظر نگر
نشاط عاشقان ببین، گره گشای از جبین *** علی امیر مؤمنین به کعبه مستقر نگر
چو کعبه دید مادرش، به احترام حیدرش *** شکافت در برابرش، شکوه و عزّ و فر، نگر
به کعبه زادگاه او، خداست تکیه گاه او *** به اوّلین نگاه او، به بهترین بشر نگر


در پایان این بررسی گذرا، کلام «شیخ مفید» را زینت بخش این نوشته می‏سازیم که در ارشاد نوشته است:

«نه پیش از علی علیه‏السلام و نه پس از وی، هیچ مولودی در خانه خدا به دنیا نیامده است، مگر او. این از روی بزرگداشت خداوند نسبت به مقام و موقعیّت اوست.»



(۵)



شعر زیبای مناجات از اشعار استاد شهریار تبریزی است که آن را به مناسبت فرارسیدن سیزده رجب، ولادت حضرت امیر مومنان امام علی (ع)، روز پدر و روز مرد تقدیم حضور می کنیم:

علی ای همای رحمت ....

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را / که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین / به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند / چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ / به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن / که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب / که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان / چو علی که می تواند که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت / متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت / که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت / چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان / که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم / که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی / به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب / غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا
پاسخ
 سپاس شده توسط Rayhan


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان