امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جان ایران
#1
شاید بی مناسبت به الان باشه ولی یه همیشه یه حس خاصی از خوندن این شعر داشتم. حس بغض و درد...
[عکس: download.php?imgf=jane-iran-www.hamrahemontaz.jpg]
ديشب اين طبع، بي‌قرار شما / خواست عرض ارادتي بكند

دست كم از دل شكسته‌تان / واژه‌هايم عيادتي بكند

***

چشم بد دور، عمرتان بسيار / كس نبيند ملالتان آقا!

ما نمرديم خون دل بخوري / تخت باشد خيالتان آقا!

***

چيست روباه در مصاف شير؟! / چه نيازي به امر يا گفته؟!

تو فقط ابرويي به هم آور / مي‌شود خواب دشمن آشفته

***

هست خاموشي‌ات پر از فرياد / در تو آرامشي است طوفاني

«الذي انزل السكينه» تو را / كرده سرشار از فراواني

***

واژه‌ها از لبت تراويدند / پرصلابت، پرعاطفه، پرشور

آفريدند در دل مردم / عزت، آمادگي، حماسه، حضور

***

اين حماسه همه ز يمن تو بود / گرچه از آن مردمش خواندي

رهبرا! تا ابد ولي محبوب / در دل عاشقان خود ماندي

***

سهم دلدادگان تو سلوي / قسمتِ دشمنان تو سجيل

رهبري نيست در جهان جز تو / كه ز امت چنين كند تجليل

***

نسل سوم چو نسل اول هست / با شعف با شعور با باور

جاري است انقلاب چون كوثر / هان! «فصل لربك وانحر»



***

گرچه در باغ سينه‌ات داري / لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها

گفتي اما نمي‌روي چو حسين / تا ابد زير بار بدعت‌ها!

***

ناگهان در نماز جمعه شهر / عطر محراب جمكران گل كرد

بغض تو تا شكست بر لب‌ها / ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد

***

جان ايران! چه شد كه جانت را / جان ناقابلي گمان كردي؟!

آبروي همه مسلمانان / اشك ما را چرا درآوردي؟!

***

جسم تو كامل است، ناقص نيست / مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس

دستت اما حكايتي دارد... / رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!

جواد محمدزماني
پاسخ
#2
شعر قشنگیه و عکس روی لب تابم!
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان