امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جریان شناسی روزنامه‌های کشور
#1
خبرگزاری دانشجو در مقالاتی اقدام به بررسی جریان شناسی روزنامه های کشور کرده است که این مقالات در اینجا نیز نقل می شوند
پاسخ
#2
در شرايط فعلي كه موضوع جريان انحرافي بالا گرفته و حرف و حديث‌ها پيرامون اقدامات آنها افزايش يافته است، روزنامه «جمهوري اسلامي» با تمام قوا تلاش مي‌كند تا خود را يكي از كاشفان انحراف آنها در ساليان دور نشان دهد و اقدامات اشتباه تعدادي از خواص مردود و حتي عده‌اي از فتنه‌گران در جريان آشوب سال 88 را توجيه كند.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ مدير مسئول روزنامه «جمهوري اسلامي» مانند «كيهان» و «اطلاعات» از سوي رهبر فرزانه انقلاب تعيين مي‌شود. اين در حالي است كه همواره يكي از محورهاي حمله به «كيهان» از سوي ضدانقلاب،‌ موضوع اتصال اين روزنامه به مقام معظم رهبري بوده اما چشمان اين اشخاص، به طرز معناداري بر وجود موضوعي مشابه در روزنامه‌هاي «جمهوري اسلامي» و «اطلاعات» بسته شده است.

روزنامه «جمهوری اسلامی» که ارگان حزب جمهوری اسلامی به شمار می‌رفت، به عنوان نخستین روزنامه منتشر شده در سال‌هاي پس از پیروزی انقلاب با مدیریت «میرحسین موسوی»، انتشار خود را از نهم خردادماه سال 58 آغاز کرد. البته در سال ۱۳۶۶ حزب جمهوري اسلامي منحل و روزنامه «جمهوری اسلامی» به انتشار خود تحت سرپرستی «مسیح مهاجری» تا زمان حال ادامه داد.

نامه استعفای نخست وزیر قبل از امام به «مسیح مهاجری» رسید

در جریان استعفای میرحسین موسوی در سال 67 نامه استعفای موسوی پیش از آنکه به دست امام برسد از طریق روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد. این نحوه خبر رسانی حکایت از رابطه تنگاتنگ مهاجری با نخست وزیر وقت داشت.

مواضع «جمهوري اسلامي» يا مواضع «مسيح مهاجري»

«مسیح مهاجری» يك روحاني و از مجروحان انفجار 7 تیر 60 است و همواره تلاش كرده است تا خود و رسانه تحت اختيارش را در دايره اصولگرايي نشان دهد،‌ حال‌آنكه روزنامه «جمهوري اسلامي» در دوران وقوع فتنه به سختي در صدد دفاع از اين جريان در قالب حمايت آشكار از اظهارات هاشمي رفسنجاني و تأييد غيرمستقيم اغلب سخنان ميرحسين موسوي بود.

لازم به ذكر است، روزنامه «جمهوری اسلامي» تا قبل از سال 76 و پیروزی «محمد خاتمی» در انتخابات رياست جمهوري، بر حفظ مواضع مستقل خود از چپ و راست تأکید داشت، پس از آن بود كه اين روزنامه با ادعاي دفاع از مواضع اصول‌گرایان، خود را به طرق مختلف، همراه با اصول گرایان نشان داد.

البته «مسيح مهاجری» سردبير اين روزنامه به عنوان مشاور رئيس جمهور با دولت «هاشمی رفسنجانی» و «محمد خاتمی» همكاري داشته است.

همچنين، وي در آستانه برگزاري انتخبابات رياست جمهوري در سال 88 در جهت تنظیم و برگزاری برنامه‌های انتخاباتی «موسوي» با وي همكاري مي‌كرد.

تذكر قانوني به روزنامه «جمهوري اسلامي»

در مهرماه سال 1389 و به دنبال چاپ مطلب توهين‌آميزي نسبت به رئيس قوه قضائيه آيت‌الله صادق آملي لاريجاني با عنوان «منبطل» در روزنامه «جمهوري اسلامي» روز شنبه دهم مهر، مدير‌مسئول اين روزنامه از اداره ‌كل مطبوعات داخلي معاونت مطبوعاتي تذكر كتبي دريافت كرد.

«مسيح مهاجري» به دليل عدم رعايت بند 8 و 9 قانون مطبوعات و همچنين عدم رعايت تبصره ماده 3 قانون مطبوعات مبني بر پرهيز از توهين به اشخاص حقيقي و حقوقي، عدم درج شايعات و مطالب خلاف واقع و همچنين عدم درج مطالب انتقادي داراي توهين، تحقير و تخريب تذكر كتبي دريافت كرد.

بر اين اساس، روزنامه «جمهوري اسلامي» طي سال‌هاي اخير همراهي خود را با هاشمي رفسنجاني ابراز داشته و همواره به عنوان يك نقطه اتكاي رسانه اي براي وي بوده است. تندوري هاي «مسيح مهاجري» در برابر منتقدان و كاستن از اعتبار اين روزنامه به جايي رسيد كه حتي هاشمي نيز در كتاب «به سوي سرنوشت‌» با تفكيك حزب جمهوري به 3 بخش كُندروها، ميانه روها و تندروها، «مسيح مهاجري» مدير مسئول روزنامه مورد اشاره را بخشي از طيف تندروها مي‌خواند.

كناره‌گيري از حزب، ماندن در روزنامه

«مسيح مهاجري» پس از انتخابات مجلس دوم، در كنار يارانش در جناح چپ حزب جمهوري اسلامي (جواد اژه‌اي،‌ محمدرضا بهشتي، ابوالقاسم سرحدي‌زاده، ميرحسين موسوي) نامه اي را به دبيركل وقت (حضرت آيت الله العظمي خامنه اي) نوشت و طي آن با انتقاد شديد از رويه حزب نوشت: «چون بارها از طرق گوناگون اين مطالب را با شما در ميان گذاشته و هيچ‌گاه در برابر آن برخوردي اصولي مشاهده نكرده‌ايم،‌ ادامه پذيرش بار اين مسئوليت نيز برايمان ممكن نيست.» و بدين ترتيب اين پنج تن از حزب جمهوري اسلامي كناره‌گيري كردند و رونوشت نامه خود را نيز براي هاشمي رفسنجاني ارسال كردند. البته با گذشت حدود سه دهه از نگارش آن نامه، او همچنان در رأس روزنامه اي حضور دارد كه قرار بود مروج انديشه هاي حزب جمهوري اسلامي باشد.

وقتي «جمهوري اسلامي» خواستار تغيير قانون اساسي شد

«مسيح مهاجري» كه در هر چهار دولت اصلاح طلبان از سال 68 تا 84 به عنوان مشاور رئيس جمهور فعاليت مي كرد در دفعات ديگري نيز نام خود را در كنار چهره هاي غير موجه تر آن جناح قرار داد. همچون زماني كه «مهاجري» در سال 76 در كنار «عبدالله نوری» و «عطاء الله مهاجراني»، در راستاي باقي ماندن هاشمي بر مسند قدرت، جانفشاني‌ها كردند و خواهان تغيير قانون اساسي شدند تا «هاشمي مادام العمر» رئيس‌جمهور شود، در اوج انتخابات 84 كه تمام گروه هاي رقيب اصولگرايان پشت هاشمي جمع شده بودند؛ عكسي از رفسنجاني در حياط كاخ مرمر بر روي سايت تبليغاتي وي قرار گرفت كه نشسته بر صندلي در ميان سبزه هاي كاخ در حال مطالعه روزنامه «جمهوري اسلامي» است. اين چندان به مذاق حاميان هاشمي خوش نيامد كه روزنامه «جمهوري اسلامي» را يكي از منتقدان ظاهري هميشگي خود مي دانستند، اگرچه اين انتقادات بيشتر از سوي كساني وارد مي شد كه چندان در جريان مناسبات پشت پرده «مسيح مهاجري» با خاتمي نبودند. ارتباطي كه حتي به قبل از رياست جمهوري او و دوران وزارت ارشادش باز مي گشت.

دليل تظاهر به اصول‌گرايي در روزنامه «مسيح مهاجري»

به راستي اگر «مسيح مهاجري» با اصلاح طلبان همراه و هم‌دل است چرا در روزنامه خود ادبيات ديگري را طي دوران رياست جمهوري خاتمي در پيش گرفته بود؟ او مديرمسئول و همزمان سردبير روزنامه ايست كه به واسطه يك خلأ همچنان در اختيار او قرار دارد. در سال 67 كه مسائل مالي حزب منحل شده جمهوري اسلامي، بر عهده دبيركل يعني مقام معظم رهبري قرار گرفته بود، «مسيح مهاجري» در سايه حمايت «هاشمي» در روزنامه «جمهوري اسلامي» باقي ماند و طبق اساسنامه اين حزب امتياز روزنامه را از حزب به نام مقام معظم رهبري تغيير داد. اين‌چنين بود كه تا چند سال پيش وي نام معظم له را در صفحه آخر به عنوان صاحب امتياز روزنامه قيد مي‌كرد. اين‌چنين بود كه «مسيح مهاجري» براي حفظ سمت خود چاره‌اي جز تظاهر به همراهي با اصول‌گرايان نداشت؛ هرچند مواضع او همواره نيز اصولگرايانه نبود.

به عنوان مثال مي‌توان از حملات اين روزنامه به «آيت‌الله مصباح» نام برد كه تاكنون نيز ادامه يافته است. «مسيح مهاجري» در مطالب فراوان ديگري نيز به جريان اصولگرايي حمله كرده است كه اين امر سبب شدتا درگير شكايت حدود 200 نفر از اساتيد و فضلاي حوزه ‌هاي علميه شود.

چاپخانه روزنامه «جمهوري اسلامي» هديه هاشمي بود؟

در دوره بعداز فتنه سال 88 نيز مواضع حمايتي روزنامه «جمهوري اسلامي» از هاشمي نقطه ابهامي در ذهن مخاطبان محدود روزنامه نامبرده به وجود آورد.

لازم به است، ‌روزنامه «جمهوري اسلامي» اغلب در نهادها و ارگان ها فروش دارد. اين روزنامه در عين حال ارزان است چون چاپخانه بزرگ اين روزنامه درآمد بالايي به همراه دارد. چاپخانه اي كه در دولت «هاشمي» با ارز دولتي (كه با قيمتي بسيار ناچيز در برابر ارز به قيمت آزاد وارد چرخه اقتصاد كشور مي‌شد) خريداري ‌گرديد؛ به همين جهت قيمت تمام شده آن با قيمت واقعي تفاوتي فاحش داشت.

اتهام زني به نظام در جهت حمايت از چه كسي؟

روزنامه «جمهوري اسلامي» در شماره 11 مرداد خود پس از اعترافات محمدعلی ابطحی در حمایت از هاشمی نوشت: «اظهارات سیدمحمدعلی ابطحی در دادگاه رسیدگی به متهمان حوادث اخیر علیه آقای هاشمی‌رفسنجانی و مصاحبه‌های پیاپی بعضی خبرگزاری‌های وابسته به یک جریان خاص مبنی بر اینکه ایشان نیز باید محاکمه شود، از برنامه‌ریزی ویژه این جریان برای وارد ساختن فشار بر آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی حکایت دارد.»

تقاضاي محاكمه احمدي‌نژاد!

سرمقاله «جمهوري اسلامي» در روز 16 خردادماه سال 88 به موضوع مناظره احمدی‌نژاد و موسوی اختصاص يافته بود. طي اين نوشتار،علاوه بر انتقاد شدید از آنچه «اظهارات حیرت‌آور احمدی‌نژاد» خوانده بود؛ خواستار محاکمه او شد.

ناگفته نماند روزنامه جمهوری اسلامی ستون‌هایی از تمام شماره‌های خود تا پیش از انتخابات را به حمایت از موسوی و درج متن سخنرانی‌ها و حاشیه‌های سفرهای وی اختصاص داده بود.

جريان انحرافي بهانه تازه «مسيح مهاجري»

در شرايط فعلي كه موضوع جريان انحرافي بالا گرفته و حرف و حديث‌ها پيرامون اقدامات آنها افزايش يافته است، روزنامه «جمهوري اسلامي» با تمام قوا تلاش مي‌كند تا خود را يكي از كاشفان انحراف آنها در ساليان دور نشان دهد و اقدامات اشتباه تعدادي از خواص مردود و حتي عده‌اي از فتنه‌گران در جريان آشوب سال 88 را توجيه كند؛ رويه‌اي كه يقيناً محكوم به شكست و همچون ديگر خطوط سياسي انتخاب شده از طرف اين روزنامه از سوي «مسيح مهاجري»، محكوم به شكست است.
پاسخ
#3
مباحث جنجالي پيرامون انتقادات «كيهان» از انحرافات موجود در بعضي اعضاي دولت دهم تا آنجا پيش رفته است كه سبب تيره شدن روابط حاميان و اعضاي شاخص «جريان انحرافي» با «كيهان» شده است؛ تا جايي كه بخشي از سخنان ضدانقلاب عليه «كيهان» با كلماتي مشابه، از دهان حاميان جريان انحرافي شنيده مي‌شود.
گروه سياسي، خبرگزاري دانشجو؛ روزنامه كيهان كه زماني عصرها منتشر مي‌شد و اكنون صبح‌ها روي گيشه روزنامه فروشي‌ها قرار مي‌گيرد،‌ در حال حاضر يكي از معضلات اصلي ضدانقلاب در عرصه رسانه محسوب مي‌شود.

كيهان برخلاف صفحه‌بندي قديمي و قطع نامناسب خود،‌ ضمن درج تيترهاي بي‌پروا و بيان هرآنچه ضدانقلاب را خوش نمي‌آيد؛‌نه تنها در گلوگاه‌هايي مانند فتنه 88،‌ موجب دلگرمي هواداران انقلاب اسلامي مي‌شد؛ بلكه در موارد بسياري اقدام به خنثي سازي نقشه‌هاي آنان مي‌كرد.

تأسيس كيهان

کيهان به عنوان دومين روزنامه رسمي کشور در ۶ خرداد سال ۱۳۲۱ (زماني كه ايران در اشغال متفقين بود) به صاحب‌امتيازي «عبدالرحمان فرامرزي» و با مديريت و سردبيري «دکتر مصباح زاده» تأسيس شد.

در سال‌هاي بعد بود كه بر اعضاي خانواده كيهان افزوده شد. «کيهان هوايي» در سال ۱۳۲۹، «کيهان ورزشي» در سال ۱۳۳۴، «کيهان بچه‌ها» در سال۱۳۳۵، «کيهان انگليسي» در سال ۱۳۳۸، «کيهان سال» در سال۱۳۴۱، مجله «زن‌روز» در سال ۱۳۴۳، «کيهان عربي» در سال ۱۳۵۹، «کيهان فرهنگي» در سال ۱۳۶۳، کاريکاتور سال ۱۳۷۱ و چندين نشريه ديگر از تشكيل دهندگان خانواده كيهان بودند.

انحرافات كيهاني

در دوران قبل از انقلاب صفحات ادبي و يا ضميمه‌هاي فرهنگي اين روزنامه با آثار احمد شاملو، جلال آل احمد، محمود اعتمادزاده (به آذين)، اسماعيل خويي، علي اصغر حاج سيد جوادي، منوچهر آتشي، نصرت رحماني و بسياري ديگر مزين مي شد.

ناگفته نماند، همواره انتقاداتي كه بر اوضاع فرهنگي دوران قبل از انقلاب وارد و موجبات اعتراض و خشم مردم مسلمان ايران را فراهم مي‌كرد،‌ در مورد كيهان و نشرياتش از جمله «زن روز» مصداق داشت. «زن روز» نشریه فاسد آن وقت بود. آن روزها این نشریه، وسیله ای بود برای گسترش فحشا و وارد کردن سبکی از زندگی غرب که قصد داشتند عنصر ایرانی را با آن تربیت بکنند. اساس شکل گیری این مجله برای تغییر ذائقه و زندگی مردم جامعه ما بوده است. در يك مورد مسابقه دختر و بانوی شایسته گذاشته بودند که این کار مشابه مسابقه ملکه زیبایی بود که در كشورهاي غربي برگزار مي‌شود.

كيهان و اعتصاب روزنامه‌نگاران در آستانه انقلاب اسلامي

در اواخر دوران حكومت پهلوي، با وجود دولتي بودن روزنامه كيهان، كمتر کسي در اين روزنامه از سياست‌هاي دربار تبعيت مي کرد و البته اين فضا در كل مطبوعات حكمفرما بود.

لازم به ذكر است كه از 13 آبان 57 سال که تعدادي از دانشجويان كشور در برابر دانشگاه تهران به دست گارد شاهنشاهي کشته شدند، روزنامه‌ها نيز به اشغال نظاميان درآمدند.

آن روزها روزنامه ها اغلب تلاش مي‌كردند صداي مردم باشند تا موقعيت خود را از دست ندهند. از سوي ديگر چون راديو و تلويزيون در دست رژيم پهلوي بود، اين روزنامه ها بودند که اخبار مربوط به انقلاب اسلامي را منعکس مي‌کردند.

بعد از برکناري دولت شريف امامي، ازهاري روي كار آمد. او با پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مردمي كه همان نشريات بودند، به شکل نظامي برخورد کرد و نهايتاً روزنامه‌هاي معتبر آن زمان به اشغال فرمانداري نظامي تهران درآمد.

در نتيجه روزنامه‌هاي مهم آن زمان اعلام کردند تا زمان خارج شدن نظاميان اعتصاب خواهند كرد.

بختيار آخرين نخست‌وزير سلطنت

بعد از آنکه دولت ازهاري سقوط کرد و بختيار نخست وزير شد، اعتصاب مطبوعات هم به اتمام رسيد. اولين روزي که نخستين شماره روزنامه کيهان بعد از اعتصاب 64 روزه منتشر شد، صدها نفر به ساختمان اين روزنامه ريخته بودند تا روزنامه ها را بخرند! بسياري هم در حياط روزنامه بودند و سردبير آن زمان از بالاي پنجره روزنامه ها را به طرف مردم مي انداخت.

گفتني است در روزهاي شكوفائي انقلاب اسلامي و همزمان با دوراني که مطبوعات در اعتصاب بودند، بيانيه‌هاي امام خميني(ره) که در تأکيد بر اعتصاب مطبوعات بود، ميان اهالي مطبوعات پخش مي شد.

بعد از پايان اعتصاب، بين نمايندگان گروه‌هاي مختلف که براي آزادي مطبوعات به اعضاي کيهان تبريک مي گفتند، نمايندگان امام مانند آيت الله بهشتي نيز حضور داشتند که به روزنامه کيهان آمده و همبستگي خود را با روزنامه‌نگاران اعلام کردند.

كيهان پرتيراژترين روزنامه تاريخ كشور

پرتيراژترين روزنامه روزهاي انقلاب، کيهان بود. در فرداي روز پايان اعتصاب، 1 ميليون و 200 هزار نسخه از اين روزنامه چاپ شد و دستگاه چاپ تا ساعت 12 شب در حال کار بود.

پرتيراژترين روزهاي «كيهان»، همان 21 و 22 بهمن 1357 بود که مردم يكي پس از ديگري، پايگاه‌هاي نظامي رژيم را تسخير کردند.

البته يکي ديگر از روزهاي پرتيراژ اين روزنامه، فرداي روز جمعه سياه يعني 17 شهريور 1357 بود که اخبار مربوط به کشته شدن تظاهرکنندگان ميدان ژاله با عکس هاي تاريخي انعکاس پيدا کرده بود.

در سال هاي بعدي اين بيت شعر از شاعر بزرگ معاصرمان سياوش کسرايي که براي 17 شهريور سروده بود در روزنامه کيهان تيتر شده بود که مي گفت: «ژاله خون شد، خون جنون شد» كه يکي از برترين تيترهاي توصيفي و خبري روزنامه نگاري بود.

معروف‌ترين تيترهاي کيهان نيز، همان دو تيتر معروف «شاه رفت» و «امام آمد» بود.

قلم‌هايي كه مقدس نبودند

به هنگام وقوع انقلاب اسلامي گروه‌هاي متمايل به تفكرات چپ همچون حزب توده، سازمان فدائيان خلق و مجاهدين خلق داراي نفوذ زيادي در كيهان بودند.

اين نفوذ سبب شد تا نيروهاي مسلمان ضمن اعتراض به اين روند،‌ مانع از حضور چنين اشخاصي در تحريريه روزنامه كيهان شدند. این‌ها به طرف قم آمدند. حضرت امام خميني(ره) تا آن زمان هنوز در قم تشریف داشتند. آنها با ايشان اعلام بیعت و وفاداری کردند. امام هم حرکت‌شان را تأیید کردند و جملاتی فرمودند که خیلی جالب است.

بعضی می گویند قلم مقدس است، به هر صورتی که باشد! ولی امام خميني(ره) در آن جا می فرمایند که: «این قلم ها از سر نیزه شاه بدتر است. قلمی که هتک به ساحت مقدسات مردم می کند از سر نیزه دژخیمان پهلوی خطرناک تر است. چه کسی گفته که قلم بالاصالة مقدس است؟»؛ در اين زمان بود كه رحمان هاتفي، سردبير وقت كيهان، اعلام اعتصاب كرد!

البته اين‌بار مسئله فرق مي‌كرد و روزنامه توسط نيروهاي انقلابي مسلمان منتشر مي‌شد و اعتصاب نيروهاي خاص، نتوانست مانع از توقف انتشار آن شود.

نهايتاً «مهديان» که عضو جبهه ملي بود، به کيهان آمد و سرپرست موسسه کيهان شد.

پس از آن، بخش عمده‌اي از نويسندگان داراي تفكرات غيراسلامي، خودشان را بازخريد کردند و به روزنامه آيندگان رفتند؛ كساني كه که جوان‌تر بودند، ماندند و تحريريه جديد تشکيل شد و در اين تحريريه محمد بلوري که يکي از اعضاي شوراي سردبيري قبلي بود سردبير جديد شد. بعد از اين گروه طيف جديد روزنامه نگاران كه بعد از دوم خرداد خود را اصلاح‌طلب ناميدند، وارد كيهان شدند.

چهره هاي شاخص آنها شمس الواعظين، محمد عطريانفر، رضا تهراني و هادي خانيکي بودند.

وقتي اخبار مربوط به تحريريه روزنامه «کيهان» به گوش امام خميني(ره)رسيد، ايشان، نماينده‌اي از سوي خود در «كيهان» تعيين کردند. اولين نماينده امام در روزنامه کيهان، «ابراهيم يزدي» بود.

او پس از سقوط دولت بازرگان كه پست وزارت خارجه‌ آن را در اختيار داشت، با حکم امام خميني(ره) به عنوان سرپرست موسسه کيهان انتخاب شد.

بعد از وي نيز سيد‌محمد خاتمي با حکم مستقيم امام خميني(ره) به سرپرستي «کيهان» منسوب شد.

نسبت كيهان با خاتمي و نشريات زنجيره‌اي

بسیاری از عاملین نشریات زنجیره ای کسانی بودند که سابقه كار در «کیهان» را داشتند. «کیهان» روزنامه‌اي است که روی آن بیشتر باید تامل کرد. اما این جماعتی که بعد از انقلاب وارد شدند چه کسانی بودند؟ خصوصاً آنكه در ميان آنها، یک گروه از کسانی بودند که همراه «یزدی» از طرف حضرت امام(ره) مدیریت روزنامه را برای یک دوره بيش از يك ساله، به عهده گرفتند. این گروه، وابستگان نهضت آزادی و بعضی از پیوستگان به سازمان منافقین بودند.

عده ای از همین‌ها که وابسته به این سازمان بودند مدعي شدند که ما مدتی از سازمان جدا شده بودیم، و تحت عنوان اعلامیه هایی که بعداً تبدیل به کتاب «روند جدایی» شد، اعلام جدا شدن کرده بودند. از عناصری که در روند جدایی از منافقین جدا شده بودند، نام کسانی را باید به خاطر بسپارید که سالیان سال پس از دهه 60 بعد از این که بساط منافقین برچیده می‌شود، همچنان در عرصه مطبوعاتی ما حاضر بودند و به فعالیت های خود ادامه می‌دادند.

در این دوره هفت، هشت ساله بعد از سال 60، مدیریت عالی روزنامه «کیهان» در اختیار «خاتمی» بود. وي در اين مدت علاوه بر آنكه وزیر ارشاد بود، مدیريت کیهان را هم بر عهده داشت.

متأسفانه منافقين با مخفی کردن خودشان در پشت امثال خاتمي و شهید شاهچراغی به فعالیت براساس اهداف پليد خود مشغول بودند.

حلقه كيان از كجا آمد؟

در اواخر دهه 60، تحت عنوان کار فرهنگی، نشريه‌اي به اسم «کیهان فرهنگی» راه اندازي شد كه جای پایی برای کسانی نظیر «سروش» شد.

مجموعه منتشر كنندگان «كيهان فرهنگي» این مجموعه بعد از خارج شدنش از روزنامه کیهان سر از نشریه کیان در می آورد.

در این دوره اقدامات دیگری هم صورت می گیرد. به عنوان مثال جریان «چپ مسلمان»، به جریان دگرگون طلب «کیان» نزديك مي‌شود و نهايتاً پیوندی بین این دو جریان برقرار می شود.

حلقه «کیان» پیش از این ارتباطاتی با نهضت آزادی برقرار کرده بود. علی‌رغم آن‌که اعضاي «حلقه كيان» در اوایل انقلاب، رابطه خوبي با نهضت آزادي نداشتند، در اواخر دهه 60 از آنها عذرخواهي مي‌كنند!

اعضاي حلقه «کیان» در روزهای چهارشنبه جلساتی داشتند و عناصر مختلفي را گرد هم مي‌آوردند. گفتني است نفراتی از سازمان مجاهدین انقلاب نیز در جلسات آنها حاضر بودند. از آقایان اصطلاحاً روشن فکر حوزوی بودند و حتي از جدایی‌طلبان نيز در حلقه مذكور حاضر بودند.

تعبير آنها نيز اين است كه پايه اوليه آنچه در سال‌هاي بعد، اصلاحات نام گرفت در همين جلسات نهاده شد.

از سوي ديگر ارتباطات اين گروه با خارج نيز، شروع می‌شود و کسانی که در اول انقلاب، به عنوان عناصر مفسد از مجموعه مطبوعاتی کشور ریزش کرده بودند، دوباره آفتابی و در مطبوعات جدیدالتأسیس، مشغول به‌كار مي‌شوند.

در ادامه روش جدیدی از روزنامه‌نگاری به میدان می آید كه ظاهراً می گوید به سیاست کاری ندارد ولی اصولاً يك حرکت بسیار حساب شده جهت ايجاد تغييرات بنيادين و مخرب فرهنگي و اجتماعي است. شاهد اين امر نيز آن است كه اولین تشکیک ها و تردیدها در باب مبانی حکومت دینی، از همین نشریات بيرون مي‌آيد.

«حلقه كيان» در نهايت به عنوان جرقه اصلي مطبوعات زنجيره‌اي و بعضي توطئه‌هاي ديگر موجب شد تا لطمات فراواني بر پيكره فرهنگ اسلامي كشورمان وارد آيد.

آغاز فعاليت «حلقه كيان»، تقريباً همزمان با شروع فعاليت «حسين شريعتمداري» در اين روزنامه بود.

كيهان و شريعتمداري، شريعتمداري و كيهان

«حسين شريعتمداري» كه به سبب نوشتن سرمقاله‌ها و مطالبي تحت عنوان گفت و شنود، با قلمي توانا اقدام به خنثي سازي و افشاي توطئه‌هاي گوناگون ضدانقلاب كرده است، تا اين زمان كه هنوز به فعاليت خود در كيهان ادامه مي دهد، همواره مورد هجوم قلم‌هاي آنان بوده است.

كيهان از دوران اصلاحات تا زمان حال با طي دوره‌هاي مختلف توانسته است به عنوان يك روزنامه انقلابي،‌ اصولگرا و قابل اطمينان براي اقشار مختلف انقلابي،‌ جايگاه خود را در جامعه تثبيت كند.

مخالفت با انحرافات دوران اصلاحات و مقابله با جرياناتي همچون فتنه 18 تير 78 از جمله افتخارات كيهان است.

حمايت‌هاي اين روزنامه از خواسته‌هاي بر حق مردمي در مبارزه با فساد اقتصادي و موارد ديگري از اين قبيل نيز رويكردي است كه در اوج فعاليت «روزنامه هاي زنجيره‌اي» دوران خاتمي، سبب دلگرمي مردم به زنده‌ماندن راه اصلي انقلاب اسلامي ايران شده بود.

انتقادات سالم و حمايت‌هاي اصولي «كيهان» از دولت نهم، برگ زرين ديگري از دوران فعاليت آن تحت مديريت «حسين شريعتمداري» و نشان‌دهنده مشي اصولي و انقلابي آن است.

«كيهان» اگرچه به حمايت اصولي از دولت نهم و دهم پرداخته است اما هرگز در برابر مسائلي كه بخشي از اشتباهات دولت بوده است، ‌سكوت اختيار نكرده و انتقادات خود را مطرح كرده است.

از جمله اين انتقادات، نفوذ شديد جريان موسوم به انحرافي در دولت دهم است كه بخش عمده‌اي از انتقادات «كيهان» به دولت «احمدي‌نژاد» را شامل مي‌شود.

گفتني است اين انتقادات تا آنجا پيش رفته است كه سبب تيره شدن روابط حاميان و اعضاي شاخص «جريان انحرافي» با «كيهان» شده است؛ تا جايي كه بخشي از سخنان ضدانقلاب عليه «كيهان» با كلماتي مشابه، از دهان حاميان جريان انحرافي شنيده مي‌شود.

عمق كينه بعضي ها عليه كيهان

سیدمحمود دعایی، مدير مسئولي كه چندين دهه در روزنامه «اطلاعات» حضور داشته و سابقه شش دوره حضور بي سر و صدا در مجلس را در كارنامه خود ثبت كرده است، در بهمن‌ماه سال 89 طي سخنان خود در همایش «نقش رسانه‌ها در تعامل با ایرانیان خارج از كشور» پرده از عمق كينه جريان چپ نسبت به «كيهان» برداشت و بر خلاف ظاهر هميشه موجه خود كلماتي را به كار برد كه مي‌تواند به عنوان يك اتفاق تكرارناشدني در تاريخ مطبوعات كشور باقي بمانيد.

در ابتدای اين مراسم، مجری برنامه هنگامی كه می‌خواست دعایی را برای سخنرانی دعوت كند، گفت: من آقای شریعتمداری را در جمع نمی‌بینم! معمولاً آقای دعایی (مدير مسئول روزنامه اطلاعات منتسب به جريان چپ) و آقای شریعتمداری (مدير مسئول كيهان) همه جا با هم دیده می‌شوند و عجیب است كه هنوز آقای شریعتمداری نیامده است.

بعد از این جملات، آنگاه كه دعایی، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات برای سخنرانی به پشت تریبون رفت، گفت: احتمالاً دلیل اینكه مجری برنامه آقای شریعتمداری را با من اسم می‌برند به خاطر این است كه كیهان و اطلاعات را همه از قدیم دوقلوهای وابسته به نظام می‌دانستند؛ منتها فراموش كرده‌اند كه اكنون، یكی منشا رحمانیت و صلح و صفاست و دیگری منشا جباریت است!

به راستي اگر چنين ادبياتي از دهان «حسين شريعتمداري» خارج شده بود،‌ چه برچسب‌هايي به وي نمي‌زدند و چه حملاتي عليه او روزنامه تحت مديريتش به راه نمي‌انداختند؟
پاسخ
#4
«عطريانفر» طي مصاحبه اي كه با روزنامه اصلاح طلب و تندروي «ياس نو» در 25 مردادماه 82 انجام داد، اعلام كرد: «خط حركتي روزنامه همشهري از همان ابتدا با مواضع و ديدگاه‌هاي حكومت يكسان نبود.»
گروه سیاسی«خبرگزاری دانشجو»؛ روزنامه همشهري در تاريخ 24 آذرماه 1371به صاحب امتيازي شهرداري تهران، توسط غلامحسين كرباسچي (شهردار وقت) وارد عرصه مطبوعات شد.

اولين مدير عامل همشهري، غلامحسین كرباسچي بود. در آن زمان تيم تحريريه متشكل از افرادي چون بهروزگرانمايه، علي اصغر رمضانپور (از عناصر فعلی بی بی سی فارسی)، احمد ستاري و مرحوم احمد دريايي بود.

به جز افراد فوق، غلامحسين كرباسچي در ابتداي تشكيل همشهري اشخاصي چون ماشاء الله شمس الواعظين، سعيد پور عزيزي، فريدون عموزاده خلیلی، ابراهيم نبوي (پناهنده به غرب)، فاطمه راكعي، محسن اشرفي و اكبر گنجي (از معادين نظام جمهوري اسلامي و مقيم آمريكا) را براي همكاري دعوت كرد. تمامی عناصر نامبرده در مرقومه فوق از افراد مسئله دار و حامی جریان فتنه و از مدعیان اصلاح طلبی محسوب می شوند.

احمد ستاري (سردبير وقت) به همراه افراد فوق در دوماه اول فعاليت همشهري هدايت اين روزنامه را بر عهده داشت. اما پس از آن يعني در بهمن ماه سال 71، «محمد عطريانفر» (فعال سياسي و از متهمين حوادث پس از انتخابات 88) جايگزين «ستاري» شد.

وصف حال همشهری از زبان عطریانفر

«عطريانفر» طي مصاحبه اي با روزنامه اصلاح طلب و تندروي «ياس نو» (در مورخه 25/05/82) در اين رابطه مي گويد: «خط حركتي روزنامه همشهري از همان ابتدا با مواضع و ديدگاه هاي حكومت يكسان نبود.»

وي معتقد است: «چاپ سهوي مطالبي كه در روزنامه فوق به ساحت دين و اعتقادات مردم تعرض مي كرد موجب واكنش روحانيون و مسئولان فرهنگي سال 71 به این مسئله شد كه اين مهمترين دليل جايگزيني بنده به جاي «ستاري» بوده است.»

محمد عطريانفر به مدت يك دهه در روزنامه همشهري فعاليت كرد. وي در اين مدت (به گفته خودش) همان سياست و خط مشی احمد ستاري و تيمش را اما با تدبير بيشتر در روزنامه پياده كرد. به جز احمد ستاري، ما بقي تیم وی در همشهري ماندند.

تحريريه همشهري در زمان سر دبيري عطريانفر از اشخاصي چون، مهدي جمالي بحری، معزالدين (از دوستان عبدالله نوري)، محمد قوچانی و.... تشكيل شد.

در اسفند ماه 1381 و با پيروزي جمعيت آبادگران ايران اسلامي در انتخابات شوراي شهر، محمود احمدي نژاد (شهردار وقت)، عليرضا شيخ عطار را جايگزين عطريانفر كرد.

عطريانفر در اين رابطه مي گويد: «من خدمت آقاي احمدي نژاد رفتم و به ايشان گفتم شما مي توانيد سه نوع برخورد در اين رابطه با ما داشته باشيد؛ اول اينكه ضربتي برخورد كرده و ما را كنار بگذاريد كه در این صورت ما هم چاره اي جز تسليم شدن نداريم.

دوم اينكه شما بگوئيد «ما هفتاد، هشتاد درصد، اتفاق نظر داريم و شما آن 20 يا 30 درصد اختلاف نظر ما ( احمدي نژاد) را در روزنامه چاپ كنيد و يا سوم اينكه بيائيد با هم، طرحي را آرام آرام در روزنامه پياده كنيم كه هر دو طرف در آن اتفاق نظر داشته باشيم.»

عطريانفر ادامه مي دهد: «آقاي احمدي نژاد در جواب من گفت: نه ! اعتمادي بين من و شما وجود ندارد، ما متعلق به دو طيف فكري مختلف هستيم.»

چاپ مطالب مغایر با رهنمودهای رهبری

روزنامه همشهری در تمامی صحنه های کشور (بالاخص سیاسی) خود را مطیع رهبری دانسته و می داند. اما تیترهای این روزنامه در تخریب دولت جای تامل دارد.

همشهری (با وجود تاکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر همکاری تمامی سازمان ها و وزارت خانه ها با دولت) دراکثر اوقات تیترهای اول خود را به خدمات شهرداری (از بازسازی مناطق فرسوده و مصوب شدن طرح های بزرگ عمرانی گرفته تا اقدامات سازمان فرهنگی و هنری آن) و تیترهای بعدی موجود در صفحه ( اول و...) را به تخریب دولت اختصاص می دهد.

جالب اینجاست که گاهی اوقات تیترهایی که تعریف و تمجید از شهرداری است بر بیانات رهبر معظم انقلاب نیز ارجحیت داده می شود.

حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، همواره در بیانات خود مسئولان و رسانه ها را به همکاری با دولت، دوری از تخریب دولت به جای انتقاد سالم از آن، جلوگیری از تشنج آفرینی و دامن زدن به قضایای پس از انتخابات، موظف نمودند.

با این حال، همشهری از روزهای آغازین اغتشاشات، در صفحه سیاست مطالبی را که عملا مغایر با رهنمود های معظم له بوده به چاپ می رساند. چاپ (بعضی از) بیانیه ها و در واقع توجیهات غیر منطقی میرحسین موسوی در مورد تجمعات غیر قانونی هوادارانش- درج نامه موسوی و خاتمی به قوه قضاییه و همچنین چاپ نامه محسن رضایی به صادق محصولی با این عنوان که «چرا آمار صندوق ها را بعد از 5 روز نمی دهید؟» از جمله موارد قابل ذکر می باشد.

نکته اینجاست که این روزنامه هیچ گونه نقدی بر اظهارات اشخاص فوق نداشته و با چاپ گفته های آنان باعث تشویش اذهان و ایجاد تشکیک در صحت انتخابات گردیده و عملا بیانات مقام رهبری مبنی بر جلوگیری از دامن زدن به این قضایا را نادیده گرفته است.

معرفی برخی عناصر تأثیرگذار در روند تشکیل و اداره روزنامه همشهری

غلامحسين كرباسچي: (متولد 1332)، شهردار اسبق تهران (68 تا 77)، موسس و دبير كل حزب كارگزاران سازندگي می باشد. كرباسچي از جمله حاميان «سيد محمد خاتمي» در سال 1377 بود. او در زمان سمت شهرداري، به دليل فروش تراکم و به طبع آن افزايش قيمت مسكن و همچنين استفاده از امكانات شهرداري در تبليغات انتخاباتي «خاتمي»، از سوي قاضي «محسنی اژه اي» به 3 سال حبس و 10 سال محروميت از مشاغل دولتي محكوم شد. لازم به ذكر است كرباسچي از جمله حاميان «مهدي كروبي» در انتخابات 88 بوده و از كساني است كه در اين دوران به تخريب «دكتر احمدي نژاد» مي پرداخته است.

محمد عطريانفر: (1333، اصفهان )، عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران- رئيس شوراي سياست گذاري «روزنامه شرق» و هفته نامه «شهروند امروز» و عضو اولين شوراي شهر تهران بوده است.

عطريانفر سابقه فعاليت در واحد پخش صدا و سيما، روزنامه كيهان (دوره خاتمي)، سازمان صنايع ملي و معاونت صنايع دفاع، وزارت كشور در دوران «محتشمي پور» و «عبدالله نوري» را نيز در كارنامه فعاليت هاي سياسي خود دارا مي باشد. همچنين او از متهمين حوادث پس از انتخابات 88 بوده و در دادگاه قضايي كشور به جرم اقدام عليه امنيت ملی محكوم شده است.

عليرضا شيخ عطار: معاون اقتصادي وزارت خارجه در دولت نهم، سفير ايران در آلمان مي باشد. شيخ عطار از حاميان دولت و دكتر احمدي نژاد محسوب مي شود.

بهروز گرانپايه: نايب رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران- عضو سابق تحريريه روزنامه كيهان در زمان مدير مسئولي خاتمي در اين روزنامه و عضو سابق تحریریه روزنامه «وقایع اتفاقیه» می باشد.او به همراه اشخاصی چون عباس عبدي، حسينعلي قاضيان، عليرضا علوي تبار، محمد علي اكبري و محسن گودرزي، عضو هيئت مديره موسسه پژوهشي آينده بوده است.

گرانپايه در سال 1381 زماني كه مدير موسسه ملي پژوهشي افكار عمومي بود، به دليل چاپ يك نظر سنجي جعلي، دال بر موافقت 75 درصد مردم ايران با مذاكره ميان ايران و آمريكا، به همراه، «عباس عبدي» و «حسين قاضيان» در دادگاه عمومي تهران محكوم شد. در پرونده فوق وكالت گرانپايه، به عهده «امير حسين آبادي» قرار گرفت.

در نهايت گرانپايه مجرم شناخته شده و به پرداخت 60 ميليون ريال جزاي نقدي بدل از شلاق تعزيري، تحمل سه ماه و يك روز حبس تعزيري و پرداخت 15 ميليون ريال در حق دولت براي جعل محكوم شد.

لازم به ذکر است، بهروز گرانمايه، از امضا كنندگان بيانيه «اعتراض به لغو امتياز مجله «زنان» با 1500 امضا» و از امضا كنندگان «بيانيه 180 تن از روزنامه نگاران ايران درباره محدوديت هاي اطلاع رساني» مي باشد.

علي اصغر رمضانپور: رمضانپور يكي از اعضاي حلقه مطبوعاتي عطريانفر به شمار رفته و از معاندين نظام اسلامي مي باشد. او از جمله كساني است كه در مصاحبه هاي خود با شبكه هاي بيگانه اي چون صداي آمريكا (VOA ) و BBC فارسي به تخريب نظام جمهوري اسلامي (مخصوصاً در زمان اغتشاشات) پرداخته و مي پردازد. وی كه معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در زمان «عطاء الله مهاجراني» بوده است همانند ديگر دوستانش كشور را به محدوديت رسانه اي و ديكتاتوري در سياست متهم مي كند!!!!

لازم به ذكر است، رمضانپور از امضا كنندگان بيانيه «اعتراض به لغو امتياز مجله «زنان» با 1500 امضا» و بيانيه «اعتراض به محکوميت هانا عبدی» كه به جرم اقدام عليه امنيت ملي به پنج سال حبس در تبعيد (در شهر ري) محكوم شد می باشد.

وی پرونده بدی از سوابقش نزد مراکز امنیتی دارد و بارها به مهاجرانی و سپس مسجدجامعی گفته شد که از معاونت وزارت ارشاد کنار گذاشته شود.

محمد قوچانی: قوچانی از جمله روزنامه نگاران فعال و مدعی اصلاحات به شمار می آید. او در سال 1380 در مجله «عصر آزادگان» فعالیت می کرد که پس از توقیف این نشریه به همراه چند تن دیگر بازداشت و پس از تحمل چند ماه حبس در اوین از زندان آزاد شد.

قوچانی (پس از آزادی از زندان) به پیشنهاد محمد عطریانفر وارد همشهری شد. وی(با هم اندیشی با عطریانفر) برای اولین بار ضمائم همشهری را منتشر کرد.برای این کار، ساختمانی واقع در جردن اختصاص داده شد و بدین ترتیب قوچانی به همراه افرادی چون احمد غلامی، مهران کرمی و...«همشهری ماه» را منتشر کرد. پس از چندی همشهری ماه از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد و قوچانی همشهری جهان را منتشر کرد.

وحید جلیلی (روزنامه نگار) طی مناظره ای با علیرضا بهشتی و محمد جواد حق شناس، در مورد مطبوعات کشور بیان می دارد: «همشهری ماه به سردبیری محمد قوچانی،460 هزار نسخه تیراژ داشت که این رانت در خاورمیانه بی سابقه بود، اما این مجله به صورت رایگان توزیع می شد... .»

پس از برکناری عطریانفر از همشهری، قوچانی نیز به فکر تاسیس روزنامه ای مستقل افتاد؛ وی با همان اعضای تحریریه همشهری جهان روزنامه «شرق» را تاسیس کرد.
پاسخ
 سپاس شده توسط tasnim
#5
آشنايي با خاستگاه و مديريت «موسسه اطلاعات» به عنوان ناشر روزنامه دولتي «اطلاعات»، مي‌تواند روشن كننده ناگفته‌هاي فراواني باشد كه در آستانه سالروز انتخابات شكوهمند رياست جمهوري دهم، شنيدني است.
گروه سياسي، «خبرگزاري دانشجو»؛ 85 سال پيش در چنين روزي، اولين شماره روزنامه اطلاعات با عنوان «نامه اطلاعات» در يك برگ كاغذ و به قيمت چهار شاهي منتشر شد. مهم ترين ويژگي هاي اطلاعات كه سبب شد با روزنامه هاي معاصر خارجي خود نظير «الاهرام» مصر و «جمهوريت» تركيه برابري كند، تهيه اخبار خارجي از آژانس‌هاي هاواس فرانسه، رويترز، برلن و مسكو بود. همچنين در سال دوم براي اولين بار در كشور، در صفحه اول روزنامه،‌ عكس را منتشر كرد.

روزنامه اطلاعات در عصر پهلوي

پس از درگذشت عباس مسعودي، موسس روزنامه اطلاعات، پسر وي تا زمان وقوع انقلاب اسلامي ايران، مديريت آن را بر عهده گرفت. در اين دوران اطلاعات از خط مشي واحدي پيروي نمي كرد اما در هر حال متأثر فضاي فرهنگي قبل از انقلاب و برآورده كننده توقعات رژيم پهلوي بود؛ تا آنجا كه با دخالت ساواك اقدام به درج يك مقاله توهين‌آميز در مورد حضرت امام خميني(ره) كرده و موجبات خشم عمومي در ميان ملت ايران را فراهم آورد.

با نزديك شدن به روزهاي پرشكوه پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 57، روزنامه اطلاعات با چاپ تيتر درشت «شاه رفت» با حركت اسلامي مردم ايران همراه شد.

بعد پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و تا سال 1359، ‌روزنامه اطلاعات زير نظر يك شوراي سرپرستي از طرف بنياد مستضعفان قرار گرفت تا اينكه به فرمان امام‌خميني(ره)، «سيدمحمود دعايي» به سرپرستي آن منصوب شد. وي درباره شرايط آغاز به كار خود در روزنامه اطلاعات مي گويد: «با حاج احمد آقا شرط كردم كه چون سابقه كار مطبوعاتي در اين حجم نداشتم يك تيم بايد براي اداره روزنامه مهيا شود كه در اين تيم آقايان بهشتي، هاشمي، باهنر و خامنه اي بايد حضور داشته باشند تا همفكري لازم انجام شود.»

شهيد بهشتي معتقد بود روزنامه هاي اطلاعات و كيهان ميراث فرهنگي انقلاب هستند و براي حفظ اين دو موسسه با گسترش امكانات جنبي مي‌توان به خودكفايي رسيد.

ستون هاي ثابت اطلاعات در دهه 60، روزنامه را براي خوانندگان خود جذاب كرده بود. مهم‌ترين ستون نقد آن دوره با عنوان «دو كلمه حرف حساب» به قلم مرحوم كيومرث صابري فومني (معروف به گل آقا) بود كه تا امروز در اذهان مردم باقي مانده است.

پاورقي اطلاعات با مطالب تاريخي «چهل سال قبل در چنين روزي» نيز از جاذبه‌هاي آن در دهه 60 و حتي بعد از آن بود.

مجله «اطلاعات هفتگي»، «جوانان امروز»، «ادبستان فرهنگ و هنر»، «اطلاعات سياسي - اقتصادي» و مواردي ديگر، هريك بخشي از انتشارات موسسه اطلاعات محسوب مي‌شدند.

درباره دعائي، مديرمسئول روزنامه «اطلاعات»

سيدمحمود دعايي ركورددار نمايندگي مجلس شوراي اسلامي است و شش دوره با رأي مردم پايتخت بر كرسي نمايندگي مجلس نشسته است.

دعايي در انتخابات مياندوره اي سال 1360 همراه با سيدرضا زواره اي، عباس شيباني، عاتقه صديقي رجايي و حسين كمالي به مجلس اول راه يافت. نطق هاي دعايي در مجلس طي اين 24 سال به تعداد انگشتان دست هم نرسيد؛ نماينده اي كم حاشيه و پرتامل كه در معدودي موارد وارد كارزارهاي سياسي و جنجالي مجلس شد.

داستان حذف دعايي و حجازي در فهرست انتخاباتي جامعه روحانيت مبارز در آستانه انتخابات مجلس سوم عاملي مي شود تا روحانيون چپ گرا و طرفدار دولت ميرحسين موسوي راه انشعاب برگزيده و مجمع روحانيون مبارز را به‌وجود آورند.

مجلس ششم دوره بازگشت چپ گرايان به صحنه بود كه اين بار دو سال پس از انتخابات رياست جمهوري سال 1376 و پيروزي خاتمي، با استفاده از نام اصلاح‌طلبي، اكثر كرسي ها را از آن خود كردند.

در آن دوره، دعايي در فهرست گروه هاي هجده‌گانه دوم خرداد قرار گرفت و از ميان اعضاي مجمع روحانيون، وي همراه مهدي كروبي، مجيد انصاري و سيدعلي اكبر محتشمي پور بر كرسي نمايندگي مجلس نشست.

صداي او در موارد بسيار محدودي از تريبون مجلس شنيده شد و از اين بابت بايد دعايي را كم تحرك ترين نماينده مجلس دانست.

كيك تولد و گل و پيشنهاد براي خاتمي

محمد دعايی، مدير مسوول روزنامه اطلاعات که در سال های اخير برگزارکننده مراسم جشن تولد خاتمی بوده است، در سال 89 ضمن برگزاري جشن تولد او، پيشنهادي به وي ارائه كرد.

در آن سال، ‌یکی از حاضران در جشن تولد خاتمی به خبرنگار مشرق گفته بود: دعایی که 67 گل رز و کیک تولد برای خاتمی تدارک دیده بود به وی پیشنهاد کرد هر روز از طریق ستونی که برای او در روزنامه اطلاعات درنظر گرفته شده است، با حامیان جبهه اصلاحات سخن بگوید.

دعایی با این استدلال که جبهه اصلاحات دچار فقدان استراتژی و رهبری مشخص است از خاتمی خواست ولو به صورت شفاهی مطالبی را درباره تعریف اصلاحات، اصلاح طلب واقعی کیست، آسیب شناسی اصلاحات و چشم انداز فرارو، مطالبی را ارائه کند تا به صورت مكتوب در روزنامه اطلاعات درج شود.

گويا خاتمي گفته بود كه اين پيشنهادي جالب است و درباره آن فكر خواهد كرد.

موضع روزنامه «اطلاعات» در برابر اغتشاش 25 بهمن

روزنامه اطلاعات كه بخشي از بيت‌المال محسوب مي شود، در جريان انتخابات سال 88 و تبليغات نامزدها براي دهمين دوره رياست جمهوري، به شكلي باورنكردني در اختيار سياست‌مداران حامي ميرحسين موسوي بود؛ البته در همين حال،‌ احمدي‌نژاد از سوي آنان به سوءاستفاده از امكانات دولتي براي جلب آراي مردم متهم شد و در كنار آن نيز، بيانيه هاي ميرحسين موسوي در دوران اغتشاش، تا مدت ها به روش هاي مختلف در اين روزنامه منعكس مي شد.

لازم به ذكر است، سيدمحمود دعايي، مديرمسئول اين روزنامه كه همواره به داشتن رفاقت ديرينه با خاتمي به خود باليده و حتي با بيان آنچه ارتباط نزديك خود با وي خوانده است،‌ در صدد توجيه اقدامات حمايتي خود از او در روزنامه اطلاعات برآمده است.

با سران فتنه و عباي شكلاتي خاتمي مهربان باشيد!

حدود دو هفته پس از وقوع اغتشاش اسرائيلي 25بهمن 89 كه به حصر كروبي و موسوي به عنوان دو تن از سران فتنه88 انجاميد، نوشته‌اي جنجالي در اطلاعات منتشر شد.

تنها دو هفته پس از آنكه اغتشاش اسرائيلي 25 بهمن موجبات بهره‌برداري‌هاي سياسي ضدانقلاب و دشمنان قسم خورده اسلام و ايران را در دنياي غرب،‌ مهيا كرد، روزنامه اطلاعات با حمله به نمايندگان مجلس و مردمي كه در واكنش به تحرك ضدانقلاب در طي دو هفته اخير، فرياد مرگ بر سران فتنه از جمله خاتمي را سر داده بودند، اين رفتار را تند، عصبي، غبارآلود، خشن و بي‌مدارا خواند و با انتخاب واژگان ديگري از جمله غلبه عصبيت بر عقلانيت، توهين، تهديد، نامهرباني، تشديد فضاي التهاب و لرزان از عصبيت و آشوب، ناهنجاري اجتماعي و مواردي از اين دست،‌ به آنان كه شعر مرگ بر سران فتنه را سرداده بودند، هجمه‌اي معنادار كرد.

طي اين نوشتار، روزنامه اطلاعات، آن‌چنان به مدح و ثناي خاتمي پرداخت كه خشم بسياري از دلسوزان انقلاب اسلامي را موجب گرديد.

خاتمي در اين مطلب چنين معرفي شد:

آدم نجيب و دوست‌داشتني‌اي كه تاكنون «تب» را براي مخالفان و دشمنانش آرزو نكرده، آدمي كه به قدري نجيب است كه زمان رياستش، يارانش بيشترين انتقاد را ازاو مي‌كردند كه چرا از قدرتت استفاده نمي‌كني و اين همه نجابت و صبوري و نرمي و مدارا، براي يك رئيس جمهور، خوب نيست و بايد محكم و قاطع برابر مخالفان بايستي و ... او قبول نكرد. شلاق انتقاد را پذيرفت و تحمل كرد تا از دايره ادب و مهر پا فرا نگذارد و پس از دوران رياست نيز، در موج تند و تيزي كه برخاست هرگز اسير جّو و گرفتار التهاب و تندروي و افراطي گري و راديكاليسم كور نشد و باز پا از دامنه ادب و انصاف آن سو نگذاشت و جز ملايمت و مدارا و عطوفت و خيرخواهي و نصيحت و دعوت به آرامش و گفت‌وگو و نهي از عصبيت و تعصب، سخني نراند و رفتاري نكرد و به رغم مساعد بودن شرايط براي تندروي و سخنان آتشين و اطلاعيه‌ها و پيام‌ها و ... آرام ماند و دعوت به آرامش و تقوي كرد.

او با همه فرق مي‌كند هم با راست‌ها و هم با چپ‌ها. هم با اصول‌گرايان افراطي و هم با اصلاح‌طلبان تندرو. اين را همه مي‌دانند. آدمي است كه حتي دشمنانش هم نمي‌توانند دوستش نداشته باشند. چهره نوراني و آرام و مهربان با ته‌لهجه گرم يزدي و عباي شكلاتي. همان عباي شكلاتي كه ذنب لايغفرش شده است و ما هرگز ندانستيم چرا وقتي مي‌خواهند به سيد انتقاد كنند رنگ عبايش را در بوق مي‌كنند! عباي شكلاتي مگر چه بدي دارد واقعاً؟! مگر اينكه بپذيريم كه آنان كه مصلحتاً با او خوب نيستند، هر چه گشته‌اند صفت و خصلت ناپسند و رفتار و منش ناروايي در او نيافته‌اند و از سر ناچاري رنگ عبايش را ذنب‌لايغفر يافته‌اند. عباي شكلاتي! و چه خوب است آدم از امواج سهمگين و هنگامه‌‌هاي مهيب و پرتلاطم و بحبوحه‌هاي هراسناك و هوسناك لحظه‌‌هاي پروسوسه و پروسواس و دوران‌هاي ملتهب و حساس، چنان گذر كند كه عبايش همچنان شكلاتي مانده باشد و گردي هم بر آن ننشسته باشد.

دعايي و تلاش براي تطهير فتنه‌گران

دعايي كه در واقع نماينده ولي‌فقيه در مؤسسه اطلاعات است، در طول 21 ماهي كه از انتخابات سال گذشته و فتنه عميق پس از آن مي‌گذرد، هنوز حاضر نشده در اين روزنامه در مقابل هجمه ضد انقلاب داخلي و خارجي عليه ولايت فقيه،‌ موضع‌گيري جدي كند و در مقابل اين فتنه بي‌سابقه وارد ميدان شود، بلكه حتي به‌دنبال تطهير و احياي برخي سران فتنه است و بارها با نقض ابلاغيه‌هاي رسمي مواضع سران فتنه از جمله خاتمي را منتشر كرده است.

سواستفاده از امكانات عظيم «اطلاعات»

مديرمسئول روزنامه اطلاعات در جلسات مختلف تلاش مي‌كند حساب موسوي و كروبي را از خاتمي جدا و تأكيد كند كه خاتمي در جريان حوادث سال 88 نقشي نداشته است.

وي پيش از انتخابات نيز مؤسسه اطلاعات را كه متعلق به اموال عمومي كشور است، به يكي از پايگاه‌هاي اصلي موسوي تبديل كرده بود و وي از محل اين مؤسسه اتهامات متعددي را عليه نظام و دولت مطرح كرد.

امروز ساختمان موسسه اطلاعات با 50 هزار متر زيربنا، بر فراز تپه هاي عباس آباد قرار دارد.

اشك‌هاي آنچناني مديرمسئول اطلاعات

مديرمسئول روزنامه اطلاعات در ماجراي استيضاح عطاءالله مهاجراني در مجلس پنجم در حالي كه خود او نقش مؤثري در معرفي وي به‌عنوان وزير داشت، در مقابل جنايت‌هاي فرهنگي وزير وقت سنگ تمام گذاشت و حتي گريه كرد كه اين استيضاح رأي نياورد. البته سابقه اشك ريختن آقاي دعايي براي تحميل افراد و جريان‌هاي منحرف حتي به قبل از انقلاب باز مي‌گردد و اين كار را حتي در حضور امام به‌منظور تأييديه گرفتن از ايشان براي مجاهدين خلق (منافقين) كرده بود.
پاسخ
#6
روزنامه «تهران امروز» از روزنامه­هاي وابسته به اصولگرايان منتقد دولت محسوب مي­شود كه دست‌اندركاران اين روزنامه اعم از سردبير و تيم شاغل در آن همگي از روزنامه‌نگاران زنجيره­اي مدعي اصلاح طلبي و از مخالفان سرسخت دولت نهم و دهم هستند.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ اهمیت روزنامه‌ها در هدایت افکار عمومی و القای مطالب به مخاطبان با توجه به گستردگی توزیع بر کسی پوشیده نیست؛ در همین راستا رسالت مطبوعاتی در هر روزنامه ای با توجه به اهداف دست اندرکاران و منابع مالی و معنوی تشکیل دهنده مطبوعه، متغیر است.

رسانه های که از بیت المال ارتزاق می کنند و به صورت مستتقیم و غیر مستقیم به حکومت وابسته هستند، موظفند از برنامه ها و سیاست های حاکمیت به صورت قاطع و صریح حمایت و دفاع کنند.

روزنامه «تهران امروز» نیز از جمله رسانه هایی است که به صورت مستقیم متعلق به سازمان تبلیغات اسلامی است و به صورت غیر مستقیم از منابع مالی شهرداری تهران استفاده می‌کند.

بدون تردید روزنامه مذکور در جریان فتنه های بعد از انتخابات صریحا اقدام به حمایت از دولت و سیاست های نظام نکرد و تلاش نمود مشی بی طرفی و در برخی مواقع مواضع مخالف دولت اتخاذ كند؛ از همین رو در بررسی پیش روی، تلاش شده مهمترین خطوط القایی«تهران امروز» را استخراج كرده و مطالبی گویا از فضای اطلاع رسانی روزنامه «تهران امروز» ترسیم كنيم.

«تهران امروز» وابسته به اصولگرایان منتقد

روزنامه «تهران امروز» از روزنامه هاي وابسته به اصولگرايان منتقد دولت محسوب مي شود كه دست اندركاران اين روزنامه اعم از سردبير و تيم شاغل در آن همگي از روزنامه نگاران زنجيره اي مدعي اصلاح طلبي و از مخالفان سرسخت دولت نهم و دهم هستند.

اين روزنامه ابتدا توسط سازمان تبليغات اسلامي به مديريت «عباس سليمي نمين» منتشر مي شد كه پس از چندي دست اندرکاران مدعی شدند صاحب امتيازی آن از سازمان تبلیغات به يك شركت خصوصي واگذار شده است.

ماجراي اولین توقيف روزنامه «تهران امروز»

لازم به ذكر است موسسه «سيماي مهر هستي» كه روزنامه «تهران امروز» با صاحب امتيازي اين موسسه منتشر می شود، اساساً ثبت نشده و از لحاظ ضوابط قانوني وجود خارجي ندارد.

پس از انتشار ويژه نامه پرونده سوم تير روزنامه «تهران امروز»، هيئت نظارت بر مطبوعات تشكيل جلسه داد تا تخلفات مندرج در اين ويژه نامه را بررسي كند، اما پيش از ورود به اين دستور پرونده، صاحب امتياز روزنامه مورد بررسي قرار گرفت و مشخص شد اساساً موسسه اي با عنوان مذکور ثبت نشده است.

روزنامه «تهران امروز» تا حدود دو ماه قبل از توقيف، به صاحب امتيازي و مديرمسئولي پرويز اسماعيلي، مديرعامل خبرگزاري «مهر» وابسته به سازمان تبليغات اداره مي شد، اما بنا به دلايل اعلام نشده اي وي روزنامه را به تيم جديدي واگذار كرد.

روزنامه «تهران امروز» پس از خروج اسماعيلي، با صاحب امتيازي موسسه «سيماي مهر هستي» ادامه انتشار داد، اما در بررسي پرونده اين روزنامه مشخص شد، موسسه اي با اين عنوان در اداره كل مشاركت هاي فرهنگي و هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ثبت نشده و تنها شركتي با اين عنوان وجود دارد كه برخي مدارك را براي ثبت موسسه به اين اداره كل تحويل داده است.

دفتر اداره كل مشاركت هاي فرهنگي و هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز عدم ثبت اين موسسه را تاييد كرده است.

در اين شرايط هيئت نظارت بر مطبوعات مستند به بند يكم قسمت ب ماده 9 قانون مطبوعات، پروانه نشريه «تهران امروز» را لغو كرد و به دو ماه مماشات با انتشار غير قانوني اين روزنامه خاتمه داد؛ همچنين مديرمسئول روزنامه «تهران امروز» به دادسراي كاركنان دولت و رسانه ها احضار شد.

ارتباط ویژه «تهران امروز» با سازمان تبلیغات

صاحب امتياز اصلي اين روزنامه در واقع سازمان تبليغات اسلامي است، اما سه سال پيش، پس از آن كه سيدمهدي خاموشي، رئيس سازمان تبليغات اسلامي نسبت به انتشار «تهران امروز» تمايلي نشان نداد، امتياز آن را به نام يك شخصيت حقيقي تغيير داد كه البته وي نيز چند ماهي است مسئوليت اداره اين روزنامه را واگذار كرده است.

با توجه به مطلب فوق ساختمان اين روزنامه واقع در خيابان طالقاني هم متعلق به سازمان تبليغات اسلامي است كه آن را به يكي از موسسات زيرمجموعه خود واگذار كرده است، اما گفته مي شود ارتباطات ويژه گردانندگان اين دو مجموعه باعث شد كه سازمان تبليغات اين ساختمان را نيز به قيمت بسيار نازلي به تيم حاميان شهردار تهران (قاليباف) به فروش برساند.

نكته جالب اينجاست كه روزنامه «تهران امروز» نيز در نوشته اي كه بر روي خروجي سايت خود قرار داد، نسبت به انتشار مطالب هتاكانه ويژه نامه اي كه منجر به توقيفش شد، آن را محصول حركت جواناني خواند كه شور و هيجان دارند.

اين در حالي است كه دبير اين ويژه نامه، اداره سايت اينترنتي وابسته به مرتضي طلايي (سايت فردا)، عضو حامي شهردار تهران در شوراي شهر تهران را نيز بر عهده دارد و بارها سابقه اخبار و يادداشت هاي هتاكانه عليه رئيس جمهور و دولت را در اين سايت داشته است.

«تهران امروز» در عذرخواهي ديرهنگام خود نوشت: در روز گذشته، 1/4/87 «تهران امروز» ويژه نامه هفتگي خود را به موضوع پرونده سوم تير اختصاص داد و در اين رابطه مطالب متعدد و متنوعي در قالب نقد عملكرد دولت در حوزه هاي مختلف از جمله اقتصادي و سياسي منتشر كرد.

اين ويژه نامه كه از سوي جمعي از جوانان متعهد و اصولگرا كه معتقد به مباني نظام و رهبري هستند، تهيه مي شود، متاسفانه در شماره ديروز خود حاوي مطالبي خارج از فضاي اعتدال و نقد عالمانه بود.

شايد اين انحراف را بتوان به شور و هيجان روزنامه نگاري در دوره جواني منتسب كرد كه البته هيچ دليلي نمي تواند اين اشتباه را توجيه كند.

«تهران امروز» پس از هفت ماه توقيف در 13/12/87 در 24صفحه با ساختار، لوگو و تيم تحريريه جديد (منتقد دولت) منتشر شد؛ روزنامه مذكور پس از چاپ دوم خود، تخريب دولت و رئيس جمهور را در دستور كاري خود قرار داده است.

«تهران امروز» همواره با تيترهاي و تصاوير (چاپ تصاوير متهمان آشوب هاي تهران به منظور القاي مظلوم نمايي آنان) به تشويش اذهان پرداخته و مي پردازد.

توهین «تهران امروز» به مراجع

روزنامه فوق در تاريخ 17/8/88 طي چاپ مطلبي با عنوان «همراهان آيت الله مصباح در هيئت دولت» به توهين به حج الاسلام مرتضي آقاتهراني، ناصر سقاي بي ريا و محي الدين حائزي شيرازي پرداخته است.

اين روزنامه در ابتدا و پس از چاپ دوم خود مديرمسئولي معرفي نكرده كه سپس ذاكري سرپرستي آن را برعهده گرفته، اما پس از مدتي «رسول بابايي» به عنوان مديرمسئول اين روزنامه معرفي شده است.

مدیریت سایه «تهران امروز»

روزنامه «تهران امروز» در حال حاضر توسط تيم فريدون وردي نژاد و برخي روزنامه نگاران روزنامه هاي توقيف شده اصلاح طلب مانند «شرق»، «هم ميهن» و هفته نامه «شهروند امروز» اداره مي شود.

اين روزنامه در حال حاضر تلاش مي كند با كپي برداري از روند انتشار روزنامه توقيف شده «شرق» با استفاده از كيفيت چاپ مناسب و اختصاص مطالب به موضوعات خاص، مخاطبان را جذب كند.

حمايت از برنامه هاي شهرداري تهران و انتقاد از عملكرد دولت نهم محور اصلي و دستور كار تحريريه «تهران امروز» است.

فريدون وردي نژاد، اداره كننده اصلي «تهران امروز»، دارای دكتراي مديريت از دانشگاه تهران است و سابقه تدريس در رشته هاي مديريت و ارتباطات و روزنامه نگاري در دانشكده مديريت دانشگاه تهران، دانشكده خبر و دانشگاه امام حسين(ع) و هدايت تيم تحريريه «تهران امروز» به طور غير مستقيم را در كارنامه خود دارد.

همچنين وي مديرعامل «ايرنا»، بنيانگذار و مديرمسئول روزنامه ايران، ايران ديلي، الوفاق( عربي)، ايران ورزشي، ايران سپيد، ايران جوان، ايران آذين(دكوراسيون) و ايران سال و نيز موسسه انتشارات كتاب ايران بوده است.

وردي نژاد مديرمسئولي فصلنامه هاي «امام علي(ع) از منظر فرزانگان» و « نهج البلاغه از منظر فرزانگان» را نيز بر عهده داشته است.

سوابق و مسئوليت ها ديگر وي عبارت است: عضو شوراي عالي آنفورماتيك با حكم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي؛ عضو كميته مراقبت كميسيون حقوق بشر خارجي با حكم رئيس قوه قضائيه؛ عضو هيئت امناي جمعيت دوستداران بهزيستي؛ رئيس سازمان بهزيستي، عضو شوراي فرهنگ عمومي با حكم رئيس جمهوري، عضو هيئت نظارت بر طبع و نشر كتاب با حكم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، عضو هيئت امناي انجمن فرهنگي ايرانيان خارج از كشور با حكم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، عضو كميته ارتباطات كميسيون ملي يونسكو با حكم وزير علوم، تحقيقات و فناوري؛ عضو كميسيون اطلاع رساني شوراي پژوهش هاي علمي كشور با حكم معاون اول رئيس جمهور، عضو شوراي مركزي برنامه ريزي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با حكم وزير ارشاد، عضو شوراي عالي سياستگذاري تبليغات دولت با حكم هاشمي رفسنجاني، عضو كميته سياست خارجي، شوراي عالي امنيت ملي رئيس كميته ارتباطات و اطلاع رساني سال امام علي(ع)، كارمند اطلاعات سپاه، عضو جمعيت مبارزه با مواد مخدر، عضو جمعيت آفتاب، عضو جمعيت طرفداران فعاليت هاي سازمان ملل عضو و رئيس ائتلاف خبرگزاري كشورهاي غير متعهد (NANAP) عضو و رئيس سازمان خبرگزاري هاي كشورهاي آسيا و اقيانوسيه (OANA) عضو و رئيس خبرگزاري هاي حاشيه درياي خزر (ACSNA) عضو سازمان خبرگزاري كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي (IINA) عضو سازمان خبرگزاري هاي اوپك (OPECNA)

سوابق قضايي فریدون وردی نژاد

1- فريدون وردي نژاد، مديرعامل سابق خبرگزاري «ايرنا» به اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان‌عمومي، هجمه و افترا به سپاه با شكايت قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، مديرمسئول نشريه «يالثارات» ارگان انصار حزب الله، مديركل امور حقوقي نيروي انتظامي، نماينده دماوند در مجلس شوراي اسلامي، مدير شبكه سحر سازمان صدا و سيما در شعبه 1038 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان به پرداخت يك ميليون و 200 هزار تومان جزاي نقدي محكوم شد.

2- همچنين وردي نژاد، مديرعامل سابق خبرگزاري «ايرنا» به اتهام افترا، توهين و نشر اكاذيب با شكايت مديركل اطلاعات غرب استان تهران در شعبه 1038 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسين حسينيان به پرداخت 300 هزار تومان جزاي نقدي محكوم شده است.

لازم به ذكر است، وردي نژاد در دوره رياست جمهوري خاتمي و حاكميت مدعيان اصلاحات با توجه به سوابق نظامي و اطلاعاتي كمك هاي شاياني را به مدعيان اصلاح طلبي كرد و تهمت هاي فراواني به نهادهاي امنيتي و نظامي از جمله سپاه وارد نمود؛ وي از جمله افراد استحاله شده و متمايل به غرب با تفكرات ليبراليستي محسوب مي شود.
پاسخ
#7
الياس حضرتي،‌ نماينده متحصن در مجلس ششم و بست نشين در حزب «اعتماد ملي»، اگر چه از شناخته شدن به عنوان يك چهره ميانه‌رو استقبال مي‌كرد، اما تندروي‌هاي وي در دوره اصلاحات و روزنامه‌اي كه «اعتماد» نام داشت، بي‌شباهت به عملكرد و سياست‌هاي افراطيون طيف موسوم به «اصلاح‌طلب» نبوده است.
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ نخستين شماره روزنامه «اعتماد»، خرداد ماه سال ۸۱ در تهران منتشر ‌شد و مدیرمسئول اين روزنامه الیاس حضرتی است.

وي از اعضای ارشد حزب اعتماد ملی (تأسيس شده در سال 84 توسط كروبي) و نماینده سابق رشت و تهران در مجلس شورای اسلامی است.

روزنامه «اعتماد» از رسانه‌های مدعي اصلاحات است كه ضمن حمايت از كانديداتوري كروبي در انتخابات دور نهم (84) و دهم (88) رياست جمهوري، در دوران فتنه 88 نقش ارگان فتنه را ميان مطبوعات كشور ايفا مي كرد.

«اعتماد» در 10 اسفند ۸۸ به دستور هیئت نظارت بر مطبوعات به علت تخلفات مختلف و اصرار بر تكرار آنها، بعد از دريافت هشت تذكر، موقتاً توقيف شد.

وقتي فتوشاپ به «اعتماد» افتخار كرد

روزنامه اعتماد در شماره 29 شهريور 1388 خود تصویری را در صفحه اول به چاپ رساند تا «حضور گسترده سبزها» در راهپیمایی روز قدس آن سال را به بينندگان خود القا كند.

اصل تصویر از خیابان کریم‌خان‌زند برداشته شده بود، اما مقایسه ميان عكس هاي ديگر رسانه ها نشان مي‌داد، تصویری که روزنامه «اعتماد» منتشر کرده، کاملاً دستکاری شده است؛ جالب آنجا بود كه عکس روزنامه حتی با عکس سایت روزنامه اعتماد هم تفاوت های مشهودی داشت.

[عکس: etemad0001.jpg]
[عکس: etemad0002.jpg]


توجه به قسمت‌های مختلف عکس، مشخص مي‌كرد که عکس صفحه اول روزنامه اعتماد و همچنین سایت آن نه یک عکس، بلکه مجموع دو یا چند عکس ادغام شده است!

[عکس: etemad0003.jpg]

شعارهای نوشته شده بر روی کاغذهایی که دست سبزها بود، ناخوانا شده بود، در حالی‌ که تصویر چهره افراد حمل‌كننده آنها كاملاً واضح بود.

شعارهای محو شده عبارت بود از «نه غزه، نه لبنان، فقط فلات ایران» که به دلیل تناقض آشكار با ادعاهای آن روز سران فتنه مبنی بر مسلمان و خط امامی بودن، محو شدند.

رسانه هاي داخلي با لفظ «معجزه اعتماد با كمك فتوشاپ» به استقبال آن رفتند.

ادعاي اصولگرايي «حضرتي» و ماجراي «قيف» تنگ

فرداي روز توقيف روزنامه «اعتماد»، مديرمسئول اين روزنامه در مصاحبه با سايت «فرارو» نزديك به قاليباف شهردار تهران، توقیف اعتماد را «مصیبت» دانست و گفت: این یعنی قیف داستان خیلی تنگ شده است!

وي همچنين مدعي شد: «دوستان اصولگرا بهترین مطالبی را که می‌خواستند در تریبونی پرمخاطب چاپ شود، به روزنامه اعتماد می‌دادند!»

حضرتي چند روز بعد نيز طي مناظره اي با عبدالرضا داوري در دانشگاه امام صادق(ع) گفت: «با بستن چنين نشريه اي (روزنامه اعتماد) به مملکت خدمت نمي کنيم! چرا که روزنامه اي که تيراژ داشته باشد حتماً حرفي براي گفتن دارد و آقاي ضرغامي در صدا و سيما اگر حرفي براي گفتن نداشته باشد و ذايقه مردم را در نظر نگيرد، کسي به حرفش گوش نخواهد داد، پس کسي کار ارزشي و خوب ارائه مي دهد که متناسب با اصول آرماني انقلاب و نياز ذايقه مردم کار کند و زماني که صدا و سيما مناظرات را پخش کرد در رسانه هاي خارجي تخته شد.»

«علي مطهري»، «اعتماد»، «ايران دخت»

چندي بعد از توقيف «اعتماد»، دو تن از اعضای كمیسیون فرهنگی مجلس نسبت به توقیف دو نشریه اصلاح‌طلب تذكر دادند.

علی مطهری و جواد آرین منش، نمایندگان تهران و مشهد در تذكری كتبی به محمد حسینی، وزیر ارشاد، علت توقیف روزنامه «اعتماد» و هفته نامه «ایران دخت» را جویا شدند.

انتشار مجدد روزنامه «اعتماد» و ذوق زدگي خاتمي

انتشار مجدد اين روزنامه از 29 خرداد 1390 سبب شد تا «خاتمي» كه تمام قد براي ورود اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم وارد ميدان شده است، پيام تبريكي ارسال و از اين بابت ابراز خوشحالي كند.

دعواي افراطي ها ميان «حضرتي» و «خاتمي»

دي ماه 87 در گرماگرم بازي فتنه گران و بازارگرمي براي خاتمي كه وارد رقابت هاي انتخاباتي دور دهم رياست جمهوري بشود يا نشود، روزنامه «اعتماد» طي مطلبي ذيل عنوان خاتمي نيايد، نوشت: «واقعاً بسيار تعجب کردم که ديدم و خواندم آقاي خاتمي چنان ماهرانه، با کلي گويي و از اين شاخه به آن شاخه پريدن ها سخناني گفته است که نشان مي دهد برخلاف تصور من، ايشان هم سياست را خوب مي فهمد و هم سياست بازي را.»

در ادامه اين مطلب چنين آمده بود: «من به سهم خود توصيه مي کنم ايشان وارد ميدان انتخابات نشود؛ زيرا با اطمينان مي توانم بگويم آقاي خاتمي با سخناني که گفته است، اين بار نيز همان آقاي خاتمي خواهد بود که بعد از پايان دو دوره رياست جمهوري دست هايش را از هم باز کرد و مظلومانه گفت؛ «به خدا بي تقصيرم، من فقط يک تدارکاتچي بودم.»
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان