امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ملیت؛ مسئله درجه دوم
#1
شهید مظلوم آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی



جوانان، میانسالان، مومنان، مردان و زنان با ایمان. به حالت انزوا در نیایید صحنه را برای کسانی که ایمان ندارند خالی مگذارید. این حجب و حیای بی جایتان را در این مرحله از انقلاب تبدیل کنید به جسارت و گستاخی و شجاعت انقلابی بیایید به میدان. انقلاب و اداره انقلاب به شما نیازمند است. هر انسان با ایمان صاحب صلاحیت، وظیفه دارد خود را به مقامات تصمیم گیرنده در سطح مملکت، در سطح استان، در سطح شهرستان، در سطح بخش، در یک مدرسه معرفی کند و بشناساند. نگویید که این از خود تعریف کردن است، چرا خودستایی کنم. نه جانم، این خود معرفی کردن است و انقلاب امروز به این معرفی شجاعانۀ شما نیازمنده. (تکبیر حضار)

و به دنبال این یک اصل و آن اصل اینه، اگر شماها حاضر نشوید، کم حاضر شوید و میدان را برای دیگران باز بگذارید. خطر انحراف انقلاب اسلامی ما به یک بینش ملی گرایانه خیلی بالاست. ملیت برای ما محترمه، وطن برای ما محترمه، اما نه به عنوان مبدأ، نه به عنوان اصل، به عنوان مسئله درجه دوم. آنچه برای ما به عنوان اصل و ارزش نخستین و مبدأ و سرچشمه ارزشهای دیگر مطرح است، اسلام است و اسلام است و اسلام (تکبیر حضار)

و درست در پرتو همین اسلام است که اصفهانی و مشهدی و اراکی و یزدی و کرمانی و بلوچ و بندر عباسی و گیلانی و ترکمن و مازندرانی و آذرباییجانی و کردستانی و عرب و خوزستانی همه می توانند با هم احساس برادریِ قلبی کنند. وحدت ملی ما، وحدت قومی ما، وحدت جمعیتی ما، بر اساس یک چنین معیار و محورِ وحدت محکمتر، عزیزتر، پر اثر تر است. ما ملیت داریم، اما ملیتی بر پایه اسلام، ما وطن داریم، ما یک سانتی متر از ایران زمین را اجازه نخواهیم داد به دست هیچ بیگانه ای بیفتد (تکبیر حضار) اما به عنوان بخشی از سرزمین اسلام، که برای پاسداری اش این پاسداران عزیز جانبازِ مجاهد، این ستاره های درخشان در آسمان انقلاب اسلامی ایران، ببینید چطور جان بر کف با آموزش کم، با تجهیزات کم، اما با عشق به شهید شدن می روند به همه صحنه ها و میدان های خطرناک. این معجزه ایمان است، این معجزه اسلام است، این معجزه اعتقاد به خداست، اعتقاد به وحی است، اعتقاد به معاد است، اعتقاد به عمل صالح است. بنابراین وطن مطرحه برای ما، سرزمین برای ما مطرحه اما در پرتو خورشید فروزان مذهب و اسلام. اینکه ما می گوییم از ملی گرایی انتقاد می کنیم؛ می دانید معنی اش چه می شود؟ خلاصه معنی اش اینه؛ که یک ارزش دسته دوم را بخواهند جانشین ارزش دسته اول کنند. این مخالفت ماست، خیلی منطقی و روشن و آشکار. نه اینکه ما برای مان ملیت بی ارزشه، وطن بی ارزشه، نه، ارزش درجه دوم است.

اختلاف ما، با کسانی که می خواهند انقلاب بر محور ملیت قرار بگیره همینه، ما می گوییم محور اسلامه اونها رو بناست ؛ اونها می گویند محور ملیته، اسلام دین مردم ایران است، دین اکثریت مردم ایران است، پس محترم است. این خیلی باهم فرق داره، خیلی با هم فرق داره. و یک اصل دیگر، جوانها به این اصل توجه کنند، صاحبان مهارت هم به این اصل توجه کنند. من این نظر شخصی را می گویم دیگه، حق دارم به عنوان یه فرد هم اینجا نظر بدهم یا نه؟ سانسور که نیست؟! سانسور نیست اینجا؟! خیلی خب! چون یه وقت ما یه جایی یه نظر شخصی دادیم غوغا به پا کردند! حالا اینجا می خواهیم نظر شخصی بدهیم. نظر شخصی بنده اینه و این عمل هم دارم می کنم در حوزه مسئولیتهام دارم عمل می کنم، چندجا عمل کردم از نتیجه اش هم راضی ام. نظر شخصی من اینه که ما افراد با ایمان با استعداد لایق را که هنوز تجربه و کاردانی و کارآیی و مهارتی کافی ندارند، می آوریمشان توی کارها، سر کارها می گذاریمشون و حاضریم یه مقدار تاوان و خسارت ندونم کاری هایشان را بدهیم تا توی جریان عمل ساخته شوند و مدیران با ایمانِ مسلمانِ جمهوری اسلامی ایران در طی یک چنین مرحله تاوان دار به وجود بیایند و هی نگوییم مدیر نداریم، مدیر نداریم. (تکبیر حضار) حالا اگر صاحبان مهارت و علم و فن مدیریت این عمل ما را ناشیانه می دانند و می فرمایند که اینها علت اینکه این حرفها را می زنند چون نمی دانند چاه چند سر آب داره، مدیریت و تجربه مدیریتشان کمه، بگذارید این حرفها را بزنند، ما اونوقتها هم که از این حرفها می زدیم این آقایون و امثال این آقایون می گفتند اینهایی که شما می گویید با هیچ حساب سیاسی در دنیا جور در نمی آید. حالا هم می گویند با هیچ حساب اداری در دنیا جور در نمی آید. حرف همون حرفه، ما هم حرفمون همون حرفه. ملت حرفش کدومه؟ آیا ملت می پذیرد ما چند ماهی خسارت تاوان ندونم کاری های این جوانها یا این میانسالها، این افراد کم سابقه را ولی با ایمان، با شور، با اخلاص، با علاقهّ، پرتلاش ساعت نشناس از صبح تا شب بدو و کارکن را، ما یه مقداری تاوان و خسارت ندونم کاری های اینها را بدهیم و هر چه زودتر مدیران با ایمان جامعه را بسازیم، این را شماها می پذیرید؟ (تکبیر حضار) من می خواهم این را بگویم این طرف آقای "الف" ایمان و عشق و شورَش در سطح مطلوب، برای خدمت به مردم و انقلاب صبح و شب نمی شناسه، حقوق هم چه قدره نمی شناسه، اما تازه کاره. این طرف یک آدم ماهر، دارای تجربه اما اگر خیلی آدم خوبی باشه سر ساعت می آید و سر ساعت هم می رود، اگر خیلی آدم خوبی باشه. بعدهم سکرتر [منشی] اتاقش از همون خانمهای قبل هم باشه اشکالی برایش نداره. ها می خواهم در انتخاب میان این دو آیا "الف" را انتخاب می کنید؟(بله، تکبیر)

این، این پایه کار، بنابر این، این را عرض کنم، بنده این کار را در دبیرخانه شورای انقلاب تجربه کرده ام و راضی هستم، الان همان جوانها کارگردانهای واقعی مجلس شورای اسلامی شدند، از نظر مدیریتهای اداری. در قوه قضائیه تجربه کردم چندتاشون را آوردم اونجا، کار می کنند تا بخواهید با اخلاص، گاهی هم ندانم کاری می کنند، گاهی هم آقایان صاحب منصبان قضایی؛ غر می زنند که آخه آقا این جوانها چیزی سرشون نمی شه آوردی و هی می گویی این کار را بکنند ها، بهشون عرض می کنم بسیار خوب کمی بسازید ان شاءالله اینها هم ماهر می شوند، اما کار می کنند. مبدأ حرکت در قوه قضائیه به یاری خدا همین جوانها خواهند شد، ان شاءالله.

این تجربه هایی است که داریم و به سلامتی شما در یکی دو جای دیگه همین جور عمل شده و دوستان راضی و دشمنان ناراضی.

نتیجه؛ ملت مسلمانِ متعهد ایران. هوشیار باش، آگاه باش

حفظ هویت و اصالت اسلامی انقلابت، که فریاد کشیدی نه شرقی، نه غربی، اسلامی. حفظ هویت اسلامی انقلابت، نیازمند به حضور دائمِ آگاهانۀ هوشیارانۀ فداکارانۀ تو در صحنه است، ذره ای، لحظه ای از صحنه غایب مشو تو بوجود آورنده این انقلاب بودی و مسئولیت نگهداری و تداومش نیز بر عهده توست، ای ملت مسلمانِ قهرمان ایران.

(درود بر بهشتی حضار)

و درود بر شما مردم عزیزِ با ایمان با شور. آنچه می خواستم عرض کنم در همینجا به پایان رسید..

پاسخ
 سپاس شده توسط HamedShariat ، Rayhan
#2
و این مسئله با طرح مکتب ایرانی کاملا مقابله می کنه و نشون می ده که مکتب ما اسلام است و بس.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان