امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معنای «ویل» در روایات
#1
یا تعبیر «ویل» در مورد شخصی که فعلی را انجام داده، دلالت بر حرمت آن فعل یا ترک واجب بودن آن می کند یا نه ؟ برای روشن شدن پاسخ این سؤال، ابتداء لازم است به معنای «ویل» بپردازیم. حاصل کلمات لغویین در مورد کلمه ی «ویل» شش معناست که عبارتند از:
1- مکانی در جهنّم است که این رأی ابن مسعود[1] و عطاء بن یسار[2] است. 2- شدّتی از عذاب است که این رأی کلبی است[3]. 3- حزن.  فرّاء می گوید: «أصل «ویل للشّیطان»، «وَی للشّیطان» بوده است؛ یعنی«حُزنٌ للشّیطان»[4] 4- قبح[5]. 5- هلاکت[6]. 6- حلول شر[7].
معنای اوّل و دوّم و پنجم، دلالت بر حرمت فعل می کنند؛ ولی معنای سوم و چهارم و ششم، دلالت بر حرمت فعل نمی کنند، بلکه با کراهت عمل نیز سازگار است. لازم به ذکر است که سه معنای آخر برای توضیح مفهوم «وای برتو» می باشد. شاهدی که برای معنای اوّل وجود دارد، این روایت نبوی است: قال رسولُ الله(صلّی الله علیه و آله): «الصّلاة عِماد الدّین فمَن ترک صلاته متعمّداً فقد هدم دینه و مَن ترک أوقاتها یدخل الویل و الویل وادٍ فی جهنّم[8].» راغب می گوید: «و مَن قال: ویل وادٍ فی جهنّم فانّه لم یُرد انّ ویلاً فی اللّعنة هو موضوع لهذا و انّما أراد من قال الله تعالی ذلک فیه فقد استحقّ مقرّاً من النّار.[9]» ولی این روایت نبوی تصریح می کند که ویل، اسم مکانی در جهنّم است، نه آنکه راغب می گوید.
شواهد یکی از چهار معنای آخر: 1- در روایتی آمده است که بعد از نزول آیه «و انّ جهنّم لَموعدهم أجمعین لها سبعة أبواب لکلّ بابٍ منهم جزءٌ مقسومٌ»، حضرت زهرا (سلام الله علیها) به رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمود: «الویل ثمّ الویل لمن دخل النّار.»[10] که به قرینه ی «دخل النّار»، مراد از ویل در این روایت، معنای اوّل و دوّم نیست؛ زیرا معنا ندارد که حضرت بفرماید: برای کسی که داخل جهنم شود، مکان خاصی در جهنم است؛ زیرا اگر این مکان خاص در جهنّم برای همه جهنّمیان باشد، تکرار لازم می آید و اگر مخصوص عدّه ی خاصّی از آنها باشد، کلام حضرت اشتباه می شود؛ زیرا ویل برای هرکس که داخل آتش شود نیست. و نیز اگر معنای دوّم را قائل شویم، این مشکل به وجود می آید.
2- روایاتی که در آن، از تعبیر«الویل کلّ الویل» استفاده شده است، مثل روایت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) که در مورد ارحام و خویشان فرمودند: «فالویل کلّ الویل لمن قطعها و الویل کلّ الویل لمن لم یعظم حرمتها.[11]» و روایت دیگر از ایشان که فرمودند: «یا سلمان! الویل کلّ الویل لمن لا یعرف لنا حقّ معرفتنا و أنکر فضلنا.[12]» به این تقریب که اگر «ویل» به معنای وادی ای در جهنّم یا شدّتی از عذاب بود، این معنا اشتباه است که گفته شود کلّ جهنم برای یک شخص گنهکار یا کافر است.
نقد: این شاهد صحیح نمی باشد؛ زیرا اوّلاً این اشکال بر بقیّه معانی نیز وارد است؛ زیرا همه ی هلاکت ها و قبح ها نیز برای آن شخص نیست. و ثانیاً: «کلّ» در این موارد به صورت مبالغه استعمال می شود، همان طور که یکی از استعمالات «أل» به معنای استغراق خصائص افراد است که کلمه ی کلّ، می تواند مجازاً به جای آن قرار بگیرد؛ مثل: «زیدٌ الرّجل عِلماً»  
3- «قال النبیّ (صلّی الله علیه و آله): جبرئیل یقول: إنّ الله یقرأ علیک السّلام و یقول: طوبی لک و لشیعتک و محبّیک و الویل ثمّ الویل لمبغضیک.[13]» که از مقابله ی ویل با طوبی که به معنای سعادت و معنایی مصدری است، فهمیده می شود که مراد از ویل نیز معنایی مصدری است.
4- مناجات امام سجّاد (علیه السّلام): «الهی! الویل لی ثمّ الویل لی إن کان الی جهنّم محشری، الهی الویل لی ثمّ الویل لی إن کان فی النار مجلسی، الهی الویل لی ثمّ الویل لی إن کان الزقّوم فیها طعامی...[14].» نسبت به دو فقره اوّل، همان تقریبی که در کلام حضرت زهرا (سلام الله علیها) گذشت می آید. و نیز فقره ی سوم با معنای اوّل و دوّم سازگاری عرفی ندارد.
شاهدی بر یکی از دو معنای اوّل: روایتی که خطاب به اهل بصره است و راوی از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) پرسید: «و ما الویح و ما الویل؟» حضرت فرمودند: «هُما بابان فالویح باب الرّحمة و الویل باب العذاب[15]
نقد: با مراجعه به روایت مشخص می شود که ظاهر روایت، رحمت و عذاب دنیوی است، نه اخروی.
نتیجه ی این شواهد، این شد که لفظ «ویل» بین معنای اوّل و یکی از معانی اخیر، مشترک لفظی است. و از آنجا که بعضی از این معانی، ظهور در حرمت عمل دارند و برخی ظهور در آن ندارند، هنگام شک، بحث از مصادیق اجمال نص می شود که در آن اصل برائت جاری می گردد. کلمه ی «ویل» در برخی از مواردِ حرام و در برخی از موارد مکروه استعمال شده است و لذا اگر قرینه ای برتعیین مراد وجود نداشته باشد، روایت مجمل می شود. از موارد استعمال این کلمه در مورد حرام، روایت نبوی در مورد کسی است که نماز خویش را عمداً ترک کند که این روایت گذشت و از موارد استعمال این کلمه در مورد عمل غیرحرام این روایت است: عن الإمام زین العابدین (علیه السّلام): «ویلٌ لمن أکل طیّب الطّعام و شرب لذیذ الشّراب و لم یُؤدّ شکر الوهّاب و انّه محاسبٌ علی الخردلة و مُدین بما صنع[16].» البتّه ممکن است این روایت را توجیه کرد و به قسم اوّل ملحق کرد؛ به این صورت که گفته شود که مراد از عدم شکر، مفهوم وسیعی است که شامل انجام محرّمات و ترک واجبات نیز می شود. 


[1] لسان العرب ج 15 ص 423 .
[2] صحاح ج 5 ص 1846 .
[3] لسان العرب ج 15 ص 423 .
[4] همان .
[5]  همان .
[6] همان .
[7] العین ج 8 ص 366  .
[8] بحار الانوار ج 79 ص 202  .
[9] مفردات الفاظ القرآن ص 573 .
[10] بحار الانوار ج 8 ص 203 .
[11] همان ج 23 ص 266 .
[12] همان ج 26 ص 221 .
[13] همان ج 27 ص 118 .
[14] همان ج 91 ص 122 .
[15] همان ج 32 ص 255 .
[16] همان ج 92 ص 470 .
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان