امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معنای «ایاک» در روایات
#1
«ایّاک»: یکی از کلماتی که در مقام نهی از فعل، استعمال می شود، واژه «ایّاک» می باشد؛ مثل «ایّاک و الأسد»
نحویین این قالب کلامی را در بحث تحذیر مطرح کرده اند و افعالی مثل « حذِّر » یا «باعِد» را در تقدیر می گیرند. و این بدان معناست که صیغه ی نهیی در تقدیر گرفته می شود.
با تتّبع در موارد مختلف استعمال این قالب در روایات، این نتیجه به دست می آید که این قالب به معنای «بپرهیز» است و دلالتی برحرمت عمل تحذیر شده ندارد، بلکه به نحو مشترک معنوی، قبح آن عمل را می فهماند که در بعضی از موارد، آن عمل حرام است، مثل روایت موسی بن بکر از امام صادق (علیه السلام) که فرمود: «إیّاک و المطلّقات ثلاثاً فی مجلس فانّهن ذوات أزواج[1].» و موثّقه ی حنّان بن سدیر: قال: سمعت أباعبدالله (علیه السّلام) یقول: قال النّبی (صلّی الله علیه و آله) لعلیّ: إیّاک أن تتختّم بالذهب فانّها حلیُتک فی الجنّة.[2]» و روایت عبیس بن هشام عن رجل مِن أصحابه عن أبی عبد الله (علیه السّلام) قال: دخل علیه رجل یبیع الدّقیق فقال: «ایّاک و الغشّ فإنّ من غَشّ، غُشّ فی ماله فإن لم یکن له مالٌ غُشّ فی أهله[3].» و در بعضی از موارد، آن عمل مکروه است که یا امر نفسانی و اخلاقی است، مثل روایت ابوحمزه ثمالی از امام صادق (علیه السلام) که فرمود: «ایّاک و الرّیاسة.[4]» و روایت امام باقر (علیه السلام) که فرمود: «و ایّاکم و البخل.[5]»  و یا امری غیر نفسانی است، مثل موثّقه ی مسعدة بن صدقة قال: حدّثنی جعفر بن محمّد عن أبیه: إنّ داود قال سلیمان: یا بُنیّ! ایّاک و کثرة الضّحک فإنّ کثرة الضّحک تترک العبد فقیراً یوم القیامة[6]
و در بسیاری از موارد، ظهور در ارشادیّت دارد که به چند صورت متصوّر است:
الف– ارشاد به بطلان معامله می باشد که ممکن است روایت موسی بن بکر در مورد سه طلاقه ارشاد به بطلان نکاح با آن زن نیز باشد.
ب– ارشاد به مفسده ای که در آن فعل است، به این صورت که صدور این کلام از جهت مولویت حضرات نباشد، همان طور که طبیب به بیمار می گوید: «ایّاک و الخلّ» یعنی اگر سرکه بخوری، مفسده ای در تو به وجود می آید و غیر از مفسده ای که در آن فعل است، امر دیگری مثل عِقاب وجود ندارد. مثل روایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) که فرمود: «إیّاکم و أکل السّمک فانّ السّمک یشلّ الجسیم.[7]» و صحیحه ی زراره از امام باقر (علیه السلام) که فرمودند: «ایّاک و القعود علی قدمیک فتتأذّی بذلک[8]
ج– ارشاد به حکم عقل که خود برسه قسم است:
1- مواردی که عقل مستقلّ، مفسده ی آن را درک می کند و شارع نیز همانند عقل، حکم به حرمت آن می کند. مثل روایت امام حسین ( علیه السلام ) که فرمود: «یا بُنیّ! ایّاک و ظلم مَن لا یجد علیک ناصراً الّا الله.[9] »
2- ارشاد به درک عقل به وجوب احتیاط، مثل صحیحه ی عبد الرّحمن بن الحجّاج: قال لی أبو عبد الله (علیه السلام): «ایّاک و خصلتین ففیهما هلک من هلک: ایّاک أن تفتی النّاس برأیک أو تدین بما لا تعلم[10].» و مثل روایت امیر المؤمنین (علیه السلام) که فرمود: «و ایّاک ثمّ ایّاک أن تترک التّقیة الّتی أمرتک بها فانّک شاطیءٌ  بدمک و دماء إخوانک[11]»؛ زیرا ظاهر، آن است که حرمت این امور در صورتی است که فتوا یا آنچه به آن معتقد شده خلاف واقع باشد و عدم مراعات تقیّه، موجب هدر رفتن خون مسلمانی شود، نه اینکه مطلق فتوا دادن یا معتقد شدن بدون علم و عدم مراعات تقیه، عمل حرامی باشد و روایاتی که از إفتاء بدون علم نهی کرده است، با این مطلب منافاتی ندارد؛ زیرا آن روایات، بر ارشاد به احتیاط قابل حمل است.
3- ارشاد به درک عقل به لزوم اطاعت مولا باشد که مصلحتی به غیر از مصلحت متعلّق امر در خود اطاعت نیست. تفاوت این قسم با قسم قبلی در این است که حکم مولوی شارع در مورد قسم قبلی معقول است، ولی در این قسم معقول نیست؛ زیرا تسلسل لازم می آید؛ همان طور که تفصیل آن در کتب اصولی آمده است.
مثال این قسم، روایت امام صادق (علیه السلام) است که در رساله ای خطاب به اصحاب فرمودند: «ایّاکم و ما نهاکم الله عنه أن ترکبوه[12]
در پایان، ذکر این نکته ضروری است که در بیشتر روایاتی که با این قالب وارد شده، تعلیل وجود دارد که این تعلیل ها بر سه قسم است:
تعلیل به امر اخروی، مثل روایتی که از کثرت ضحک نهی کرده است که گذشت.
 تعلیل به امر دینی، مثل روایت امام کاظم (علیه السلام) که فرمودند: «ایّاک و المزاح فإنّه یذهب بِنور ایمانک.[13]»
3- تعلیل به أمر تکوینی، مثل روایت نهی از خوردن ماهی که گذشت.


[1] النوادر اشعری ص 107 .
[2] قرب الاسناد ج 1 ص 47 .
[3] کافی ج 5 ص 160 .
[4] کافی ج 2 ص 298 .
[5] همان ص 173 .
[6] قرب الاسناد ج 1 ص 33 .
[7] همان ص 51 .
[8] کافی ج 3 ص 335 .
[9] همان ج 2 ص 298 .
[10] همان ج 1 ص 42 .
[11] وسائل الشیعة ج 16 ص 229 .
[12] کافی ج 8 ص 4 .
[13] کافی ج 2 ص 665  .
پاسخ
 سپاس شده توسط مسلم فردوسی


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان