امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معنای ندب در روایات
#1
«ندب»: واژه ی «ندب» و مشتقّات آن، مثل کلمه ی «مندوب» در لغت به معنای دعوت کردن می باشند. فیّومی می نویسد: «ندبتُه: دعوتُه، و منه المندوب فی الشّرع.[1]» و ندبه برای میّت به معنای خواندن میت با حالت حزن است. ولی ابن فارس، مندوب را از ریشه ی خفّت گرفته است. او می نویسد: «و الأصل الثالث: رجل ندب: خفیف و عندنا انّ الندب فی الأمر قریب من هذا لأنّ الفقهاء یقولون: إنّ الندب ما لیس بفرضٍ و إن کان هذا صحیحاً فلأنّ الحال فیه خفیفة[2].» یعنی چون امر مستحب، انجامش لازم نیست، در آن نوعی خفت وجود دارد. ولی اینکه ندب به معنای خفّت باشد، قابل اثبات نیست و همچنین است اینکه معنای این ماده را دعوت به امر خفیف و مستحب بدانیم. پس ظاهر، آن است که این ماده به حسب معنای لغوی به معنای دعوت کردن است که ممکن است متعلّق آن، امری واجب باشد، همان طور که ممکن است که متعلّق آن، امری مستحب باشد.
و امّا اجراء أصل عدم نقل در مقام به هر سه تقریرش محلّ اشکال است. تقریر اوّل، استصحاب قهقرایی است به این تقریب که معنای ندب در عصر حاضر، معنایی است که فقط با استحباب عمل سازگار است، پس وقتی در معنای آن در عصر شارع شک می کنیم، با استصحاب قهقرایی اثبات می شود که معنای آن در عصر شارع، همان معنای فعلی آن بوده است. ولی دلیلی بر حجیّت استصحاب قهقرایی وجود ندارد. تقریر دوم، استصحاب عدم نقل است، به این تقریب که اصل، عدم وجود نقل است. پس وقتی معنای ندب در عصر حاضر معلوم است، در عصر شارع نیز به همین معنا بوده است و گرنه نقلی پدید می آید که اصل، عدم آن است. ولی این اصل نیز جاری نمی شود؛ چون لازمه ی عقلی عدم نقل، این است که در عصر شارع، معنای ندب به همان معنای فعلی است و لوازم عقلی اصول عملیّه حجّت نمی باشند.
تقریر سوم، سیره ی عقلائیّه بر عدم نقل است، به این تقریب که هنگام شک در معنای لفظ در زمان سابق، اگر معنای فعلی آن معلوم است، بنا گذاشته می شود که در زمان سابق نیز، معنای فعلی را داشته است. ولی این سیره در جایی که نقل الفاظ در طول زمان ها زیاد باشد، ثابت نیست.    
این ماده در روایات در معنای مذکور، کم استعمال شده و در همه ی این روایات، در مورد عمل مستحب استعمال شده است. ولی نمی توان اثبات کرد که معنای آن، انجام عمل مستحب است یا اینکه فقط در مورد عمل مستحب استعمال می شود؛ به گونه ای که هنگام شک، حمل بر استحباب شود. اینک به این روایات اشاره می شود:
1- روایتی که علّامه ی مجلسی از کتاب مصباح الزائر نقل کرده است: «إذا وردتَ شریعة الکوفة فاقصد الغسل فیها و هی شریعة امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) و إلّا ففی غیرها و تلک أفضل و نیّة هذا الغسل مندوبٌ قربة الی الله تعالی.[3]»
2- فیّاض بن محمّد بن عمر الطّوسی عن الرّضا (علیه السّلام): «و صوم هذا الیوم (أی یوم الغدیر) ممّا ندب الله تعالی الیه.[4]» شاهد بر اینکه ماده ی «ندب» به معنای دعوت کردن است و دلالتی بر استحباب عمل ندارد، این مطلب است:
1- در یکی از روایات، متعلّق ندب خداوند، بیان نشده است: «صحیحه ی جمیل قال: فدخلت أنا و هو علی أبی عبد الله (علیه السلام) ... فقال: جُعلت فداک! أرأیت ما ندب الله عزّ وجل إلیه المؤمنین مِن قوله: یا ایّها الذین آمنوا، أ دخل فی ذلک المنافقون معهم؟ قال: نعم.[5]»
همان طور که ملاحظه می فرمایید، در این روایت، هم متعلّق ندب حذف گردیده و هم در بسیاری از موارد، خداوند در مورد امر به عمل واجب، از تعبیر «یا ایّها الّذین آمنوا» استفاده کرده است و راوی، این موارد را از مصادیق ندب خداوند برشمرده است.


[1] المصباح المنیر ص 597 .
[2] معجم مقاییس اللغة ج 5 ص 413 .
[3] بحار الانوار ج 97 ص 263 .
[4] وسائل الشیعة ج 10 ص 445 .
[5] کافی ج 2 ص 412 .
پاسخ
 سپاس شده توسط Rayhan
#2
با انکار اصل عدم نقل، نه فقط در ای کلمه، در تمامی کلمات مستعمل در لسان شارع مشکل ایجاد خواهد شد و نتیجه اش انسداد است. همان طور که اگر به کلام مرحوم میرزا مراجعه کنید روشن است که اعتقاد به انسداد از طرف ایشان، به خاطر اختصاص خطابات به مشافهین است بلکه به خاطر عدم جریان اصل عدم نقل در ازمنه طولانی است.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان