امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
در هر لحظه بهترین کاری که مرا به خدا نزدیک می‌کند را چگونه بشناسم؟
#1
برای دستیابی به رشد اخلاقی بایستی تلاش اخلاقی و فعل اخلاقی داشت. فعل اخلاقی یعنی بهترین کاری که با توجّه به شرایط موجود مرا به خدا نزدیک می‌کند. با توجّه به امکانات و محدودیتهایی که در درون و بیرون من هست، بهترین کاری که مرا الان به خدا نزدیک می‌کند چیست؟ بایستی به پاسخ این سؤال رسید و بعد آن را انجام داد.
بنابراین تلاش برای رشد اخلاقي دو محور اصلي دارد:
الف.ثبات قدم در مسير بندگي: در هر لحظه رضای خداوند متعال را بر خواست خودش مقدم کند و همواره تسلیم امر خداوند متعال باشد. یعنی هرگاه که مصداق رضای خداوند متعال برایش روشن شد، به آن عمل کند و لحظه‌ای تردید به دل راه ندهد و درنگ نکند.
ب.بصيرت اخلاقي: بایستی بصیرت اخلاقی داشته باشد، تا در هر لحظه‌ی زندگی، وظیفه اخلاقیش را بدست آورد، یعنی در هر موقعيّتي که قرار می‌گیرد، مصداق خواست خداوند متعال را بدست آورد، یعنی به این سؤال پاسخ دهد که با توجه به امکانات و محدودیت‌های موجود، بهترین کاری که من را به خدا نزدیک می‌کند، چیست؟
بصیرت اخلاقی، چهار مرحله دارد:
1-شناخت و تبیین حکم کلي: (تبیین مفهومی موضوع و حکم فقهی و حکم اخلاقی آن)
بایستی با توجّه به منابع دین[1]، موضوعاتی را که مربوط به این موقعیّت هستند تعیین کند، مانند: کسی که کیفش گم شده است و به دوستش مظنون است، بایستی بداند که موضوعات سوء ظن و تهمت و غیبت و تغافل و انظلام، مربوط به این موقعیّت هستند، سپس به تبیین مفهومی هر کدام از این موضوعات با توجه به لسان ایات و روایات بپردازد. مانند: تعریف سوء ظن، غیبت و ... و سپس حکم فقهی و در نهایت حکم اخلاقی آنها را استنباط کند. مانند: سوء ظن حرام است، بخشش مستحب است و .... .
بنابراین بایستی احکام فقهی (واجب و حرام، حلال و حرام، صحیح و باطل) و احکام اخلاقی(کراهت و استحباب) مبتلی بهش را بشناسد و به خوبی تبیین کند. فقه به دنبال رفع عقاب و اجتناب از عذاب خداوند است و اخلاق به دنبال ارتقاء درجه و تقرّب بیشتر به سوی خداوند است.
انجام این مراحل ضروری است، زیرا گاهی اوقات متدیّنین معنا و مفهوم یک موضوع را در اسلام نمی‌دانند و در مقام تطبیق دچار اشتباه می‌شوند، مثلا هنگامی که دو نفر شاهد کار زشت یک نفر بودند و درباره آن باهم گفتگو می‌کنند، غیبت نیست. مانند اینکه زید در کلاس به استاد توهین کرده است و الان دو نفر از همکلاسی‌هایش درباره این کار زشت او صحبت می‌کنند. همچنین گاهی حکم فقهی و اخلاقی خلط می‌شود، مثلا بخشیدن ظالم، مستحب است، واجب نیست، مانند: فرهاد به پرویز توهین کرده است و عذرخواهی نکرده است، فرهاد دچار استرس شده است، از یک سو از پرویز رنجیده است و از سوی دیگر احساس می‌کند باید پرویز را ببخشد و حس گناه دارد و این تعارض موجب استرس و نگرانی او شده است، فرهاد باید بداند که به لحاظ فقهی وظیفه‌ای ندارد و اگر پرویز را نبخشد، گناه نکرده است، بلکه بخشیدن پرویز به لحاظ اخلاقی مستحب است و موجب تقرّب بیشتر او به خدا می‌شود.
نکته: گاهی برای مفهوم‌شناسی عمیقتر دو نکته دیگر نیز باید انجام شود:
1)واژه شناسی: یعنی تمامی کلماتی که برای یک مفهوم در آیات و روایات استفاده شده است، یافت شود تا بتوانیم تمامی آیات و روایات مربوط به آن مفهوم را بیابیم و خانواده حدیث تشکیل دهیم و به حکم آن دست‌یابیم. همچنین گاهی ریشه واژه برای ما مهم است و اینکه چه سیر تطوّر معنایی را پیدا کرده است. علاوه براین در صورت لزوم استعمالات حقیقی و مجازی و کاربرد آن در اصطلاحات تخصصی را تعیین کرد.
2)در مفهوم شناسی گاهی مفهوم تکوینی است و گاهی مفهوم اعتباری است، مفهوم تکوینی مانند ارض که در قران به معانی مختلف بکار رفته است مانند کره زمین، زمین خارج از شهر در مقابل داخل شهر که یک محیط بسته است و ...
گاهی مفهوم اعتباری است که 4حالت دارد:
1)امضایی مانند مفهوم بیع، که در قران به همان معنایی بکار رفته که قبلا بوده.
2)توسعه و تضییق در گستره معنایی مفهوم، مانند: صلوة
3)تغییر در مصادیق یک مفهوم مانند مؤمن که منافق را قرآن خارج کرد، اگرچه شهادتین گفته باشد.
4)تأسیسی: مفهومی را جعل کرده است که سابقه نداشته است. مثلا غسل جمعه 
2-فهم نظام‌مند گزاره هاي دين: تبیین رابطه بین احکام اخلاقی و شناخت جايگاه هر حکم نسبت به بقيه‌ي احکام و اهم و مهم کردن آنها، تا در هنگام تزاحم بین دو حکم، حکم اهم را مقدم کنیم. بنابراین بایستی یک نظام اخلاقی جامع تدوین کنیم که جایگاه و اهمیّت هر حکم نسبت به احکام دیگر مشخص شود.برای تعیین حکم اهم ملاک‌هایی است. مانند: تعداد آیات و روایاتی که درباره‌ی آن حکم آمده، آثار و پیامدهای دنیوی و اخروی یک حکم، ... گاهی اوقات نیز با توجّه به مقاصد شریعت و روح حاکم بر دین، اهم و مهم تشخیص داده می‌شود، مانند: اصل حسن ظن به برادر ایمانی.
3.تعیین مصداق (تبیین مصداقی موضوع)
گاهي براي مصداق شناسي، بايد به علوم روز مراجعه کنيم تا به خوبی آن مصداق را بشناسیم و کشف کنیم که این مصداق خاص تحت کدام عنوان و موضوع کلي قرار مي‌گيرد، تا حکمش آشکار شود. مثلا گفتگوي اينترنتي و معامله‌ی اینترنتی... .
خیلی اوقات با مصداق شناسی تزاحم ابتدایی بین دو حکم از بین می‌رود، مثلا تلفن زدن و احوال‌پرسی از مصادیق صله‌ی رحم محسوب می‌شود.
4.تکلیف فرد با توجه به شرایط فرد (امکانات و محدودیت‌های درونی، امکانات و محدودیت‌های بیرونی)
شرایط درونی مانند: توان جسمی و روحی، سعه‌ی صدر و درجه ایمان و شرایط بیرونی مانند امکانات و محدودیت‌ها. مثلا فردی که باید شش خواهرش را نفقه دهد و اگر روزی 15 ساعت کار نکند، نمی‌تواند آنان را نان بدهد و الان مردد است که آیا صله‌ی رحم کند و 12 ساعت کار کند و یا 15 ساعت کار کند، وظیفه‌اش 15 ساعت کار کردن است.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان