امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فلسفه علم
#1
بسم الله الرحمن الرحیم


فلسفه علم

چیزی که طلبه ها هیچی از آن سر در نمی آورند و نمی خواهند هم سر در بیاورند
اما لازم است حتما سر در بیاورند!!



حدود سیصد سال پیش و دوره ی تأسیس دار الفنون بود که کم کم قدم های دنیای غرب داشت وارد قلمرو مسلمین و از جمله ایران می شد. در آن روزگار که بیشتر به سبب جنگ ها و تقابل شمشیر با تکنولوژی نوین، مسلمین اقبال خوشی به تغییرات جامعه ی غربی نشان داده بودند، هر روز بیش از پیش علوم و فناوری غرب وارد جوامع مسلمان می شد، این مهمان از آن جهت که کمی ناخوانده بود و میزبان چشم به دست میهمان دوخته بود، با بی دقتی میزبان مواجه شد به طوری که حواسش نبود این میهمان که در دستانش سعادت دارد، در جیب هایش، فرهنگ شقاوت را حمل می کند!
بگذریم، این حرف ها چه ربطی به فلسفه علم داره؟
می خواستم بگم در حال و حوای تحولات شاهنشاهی! و انقلاب اسلامی بود که توجه مسلمین به ماهیت این علوم و فناوری جلب شد. حالا کی معرکه بگیر و کی معرکه نگیر! تیپ روشنفکران از یک طرف حمایت تام و تمام از علم مدرن و تیپ روحانیت هم مخالفت که آقا جان این علوم و فناوری دین را نا بود می کند.
باز هم اینها چه ربطی به فلسفه علم داره؟
در قسمت قبل خواستم بگم ماها چه طور و چرا و از کی نیاز به شناخت فلسفه علم پیدا کردیم. اما خود غربی ها چه طور؟ در حول و هُش رنسانس و اوایل قرن هفدهم بود، که ... (چرا نقطه چین؟ برای اینکه قضاوت زود هنگام نکنیم فعلا هیچی نمی گم و جواب این سوال را آخر این مباحث باید پیدا کنیم) پس در آن زمان به هر دلیلی که بود یک انقلاب علمی شکل گرفت. انقلابی که سبب پیشرفت چشمگیر و شتاب رشد بسیار بالا و مثبت در علم شد ( که حالا این رشد علتش تغییر در روش کاوش و کشف واقعیت بود یا نه؟ الان نمی گیم چون باید بحث کنیم) و رشد علم تبعا سبب تغییر فناوری و به سبب آن تغییر سبک زندگی شد یا نشد را هم باید بحث کنیم؟
فکر کنم تا حالا متوجه شده باشید چرا نیاز داریم فلسفه علم را بدانیم و بخوانیم.
ExclamationExclamationExclamation
(حواستون باشه منظور از علم در ترکیب فلسفه ی علم، علوم طبیعی مثل : ریاضی و فیزیک و شیمی و علوم انسانی مثل: اقتصاد و جامعه شناسی و روانشناسی و ... است نه فلسفه ی دانایی)
IdeaIdeaIdea


در این نوشتار که قصد دارم حد اقل هفته ای یک بار آپ تو دیتش بریزم! می خوام [با کسب اجازه از بزرگان و علما و اساتید مجلس] درس نامه هایی از فلسفه ی علم رو به صورت مستند برای دوستان طلبه و دانشجو و میوه فروش و هر قشری که دوست داره به صورت خلاصه یه چیزهایی از این علم بدونه و حوصله اش هم نمی کشه یا چون اصلا نمی دونه چیه نمی ره کتاب بخونه، یه چیزکی دستش بیاد.
پاسخ
 سپاس شده توسط سلمان ، محمد مهدی
#2
سلام
تشکر از مطالبتون در مورد این مطلب تون هم به نظرم تا اینجا برمیاد که شما میخواهید فلسفه علم رو از دید غرب معرفی کنید
«...در حول و هُش رنسانس و اوایل قرن هفدهم بود...» البته شاید قضاوت عجولانه ای باشه
به هر حال اگر بحثون با توجه به روایات باشه واقعا جالب توجه است
ممنون
پاسخ
 سپاس شده توسط مهدی عرب مختاری
#3
(19-دي-1391، 19:39 )محمد مهدی نوشته: سلام
تشکر از مطالبتون در مورد این مطلب تون هم به نظرم تا اینجا برمیاد که شما میخواهید فلسفه علم رو از دید غرب معرفی کنید
«...در حول و هُش رنسانس و اوایل قرن هفدهم بود...» البته شاید قضاوت عجولانه ای باشه
به هر حال اگر بحثون با توجه به روایات باشه واقعا جالب توجه است
ممنون

سلام دوست عزیز
ما ابتدا باید چیزی که باهاش مواجه هستیم رو بشناسیم بعد باید سراغ روایات بریم که آیا این علم تأیید می شود یا نه؟ و اگر نه پس چه جایش بیاوریم.
یه مشکلی که من تو حوزه می بینم اینه که بدون اینکه بشناسیم علوم موجود چیه؟ ازکجا اومده؟ واقع نمایی داره یا نداره؟ انگیزه ها توش دخیلن یا نه؟ و ... بدون شناخت شروع به نقد! یا قبول علوم موجود می کنیم. که خیلی کار بی معنی ایه.

پس لا جرم باید علم رو از منظر خود غربی ها بشناسیم، سپس دیدگاه خودمون نسبت به اون بپردازیم
امیر المؤمنین می فرمایند: تعرف الأمور بأضدادها. اگر علم مدرن ضد آنچه ما نیازداریم باشد پس باید اول علوم موجود را بشناسیم و سپس به دنبال آنچه برای ماست بگردیم و اگر علوم موجود همان مطلوب ماست که به طریق اولی باید ماهیت آن را بشناسیم.
لذا به نظر شخصی خود، هرگونه مؤید آوردن از دین را برای تأیید یا رد علوم موجود قبل از شناخت آن را به شدت اشتباه و کار خطایی می دانم.

من می خوام تو این سایت برای دوستانی که دغدغه دارن و دوست دارن فلسفه ی علم را بشناسن ولی فعلا نمی تونن وقت مستقلی براش بذارن یا اونقدر آشنا نیستن که بتونن مستقیما به کتب فلسفه علم مراجعه کنن، مطالبی رو در این زمینه به صورت : خلاصه، مفید، با زبان ساده و از همه مهمتر مستند ارائه کنم.

إن شاء الله حداکثر صبح شنبه اولین مطلب را خواهم گذاشت. و از شما دوستان تقاضا دارم تا دیگران را در جریان بذارید تا بازدیدکننده ی زیاد و دغدغه مند انگیزه ی ما را بیفزاید.
پاسخ
#4
بسم الله الرحمن الرحیم
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم


درسنامه اول فلسفه علم چیست؟

برای شناخت فلسفه علم(the phlosophy of science)، بدیهی ست ابتدا به شناخت دو مقوله ی فلسفه و علم بپردازیم. و البته هر چند دانش فلسفه علم، خود برای شناخت علم شکل گرفته است لیکن منافاتی با تعریف علم به نحو قدر متیقن و تنها برای درک اجمالی ندارد. از دوستان خواننده تقاضا دارم همچنان که خود بهتر می دانند، در فهم مسائل علمی، صبر پیشه کرده و تحمل ابهام کنند؛ بسیاری از اصطلاحات و مطالب ممکن است در مطالب بعدی روشن شود.

علم چیست؟
در اینجا بهتر است قبل از بیان نظر مختار به چند برداشت عامیانه و غلط از علم بپردازیم:
علم همچون کار دانشمند: علم همان کاری است که دانشمند می کند؛ بالتبع ما به این پرسش رهنمون می شویم که دانشمند چه کار می کند؟ واضح است، دانشمند کسی است که به کار علم مشغول است. پیداست که برای تعریف علم، دانشمند را پیش کشیدیم و برای تعریف دانشمند، علم را!
علم همچون تکنولوژی: در این نظر عامیانه، هیچ تفاوتی میان علم و تکنولوژی وجود ندارد. علم همان موبایل و آمپول پنسیلین و بمبهای هسته ای است. به واقع ابهتی که علم داراست، آمیزه ای است از تحسین رفاه و آسایشی که دانش علمی به ارمغان آورده و دلهره ی از ویرانگری ای که خود همین دانش ممکن است به وجود آورد.
و صد البته بین علم و تکنولوژی اختلافات مهمی وجود دارد. تکنولوژی نمایانگر کاربرد دانش در صنعت، هنر و همه گونه مسائل علمی است. در واقع با حداقل دانش علمی برخورداری از تکنولوژی ممکن است، مثل بسیاری از تمدن های باستان که با علم بسیار کمتر پیشرفتهای تکنولوژی بزرگی داشتند و از این گذشته، بخش بزرگی از علم، هیچ گونه کاربرد عملی یا تکنولوژیکی عاجلی ندارد.
علم همچون خیر: بارها شنیده ایم که فلان چیز علمی است و صرفا مرادشان این است که چیز خوبی است. مثلا می شنویم که این عینک یا غذا علمی است، یا دانشمندان سیاست خاصی را در مسائل عمومی تأیید می کنند.
باید توجه کنیم که صرف این واقعیت که دانشمندی به فعالیتی می پردازد، آن فعالیت را به علم تبدیل نمی کند. وقتی دانشمندی پیراهن هایش را به لباس شویی می برد، لباسشویی آزمایشگاه نمی شود و سیاست خاص دانشمندان در مسائل عمومی، سیاست را علم نمی کند. و نیز به این معنی نیست که دانشمندان در براهینشان مرتکب خطاهایی حداقل فاهش نیستند.
علم همچون کار آزمایشگاهی: یکی از چیزهایی که می پندارند علم را از فعالیت های دیگر ممتاز می کند این است که علم در آزمایشگاه دنبال می شود. در واقع دانش آموزان با علم دقیقا به منزله ی کاری که در آزمایشگاه انجام می شود آشنایی می یابند. هر چند دانشمندان در شرایط کنترل شده در آزمایشگاه ها کار می کنند و امور واقع طبیعت را بررسی می کنند، اما در این نظر برخی پیامد های گمراه کننده وجود دارد.
نخست آنکه، بسیاری از دانشمندان و به ویژه فیزیکدانها، پای تخته ی سیار کار می کنند و فقط گه کاه به کار سنتی آزمایشگاهی می پردازند.
دوم اینکه، آزمایشاتی که به دانش آموزان فرا می دهند، آن هم آزمایشی که هزارا ن بار انجام شده و نتیجه ی پیشاپیش با کمال اطمینان تخمین زده شده، مغایرت کامل با روح علم دارد. هر گز به دانش آموز شیوه ی غیر متعارفی که این آزمایش طرح ریزی شده، یا ناکامیها و خطاها نشان داده نمی شود!
تعریف علم
تعریفی که ما از علم می خواهیم ارائه کنیم، سه رکن اساسی خواهد داشت. موضوع علم، روش علم و غایت علم.
موضوع علم، طبیعت است، و مراد از طبیعت هر چیزی است که مستقیم یا غیر مستقیم دستخوش تجربه ی انسان می شود.
روش علم، آن چیزی است که ما را به احکام عام و تعمیم ها(generalizations) رهنمون می کند و به ما امکان پیش بینی می دهد. از این رو روش علمی، روش کسب اطلاعات جدید است. یعنی روشی که بر طبق آن، به ما اطلاعاتی غیر از مشاهدات اولیه بدهد.
غایت علم، تبیین طبیعت است به گونه ای که این تبیین ()، همه ی امور واقعِ معمول را فراگیرد و با هر امکان و احتمالی سازگار نباشد. و این همان است که به نظر فیلسوفان غرب، تبیین علم را از تبیین دینی متمایز می کند.

فلسفه چیست؟
ما دو نوع فلسفه عام با دو رویکرد داریم، یکی فلسفه نظری و دیگری فلسفه تحلیلی.
در رویکرد فلسفه نظری، تلاش می شود همه دستاوردهای علوم دیگر به کار گرفته شود تا درنگرشی فراگیر از عالم با یکدیگر ترکیب شوند. به عبارت دیگر این نوع فلسفه در صدد بیان تبیینی فراگیر از عالم است.
رویکرد فلسفه تحلیلی، در صدد روشن کردن مفروضات مندرج در هر معرفت، دستیابی به تعریف روشنی از مفاهیمف کشف روابط بین مفاهیم گوناگون و مجموعه های مفاهیم و کندوکاو در پیامدهای برخی از نتایج به دست آمده است.

فلسفه علم چیست؟
حال اگر رویکرد کسی در فلسفه، نظری باشد به ما بَعد الطبیعه علم به این مسائل خواهد نگریست که : مفروضات بلامنازع دانشمندان کدامند؟ نگرش علمی به جهان چیست؟ و ...
و اگر رویکرد کسی تحلیلی باشد، به زبان علمی خواهد پرداخت، مباحثی مثل تعاریف مفاهیم علمی، نقش این مفاهیم و ارتباط میان آنها و ... .
اما واقع این است که مسائل فلسفه ی علم به نحوی هر دوی اینها را شامل می شود، و اگر بخواهیم همه ی مسائلی را که در ذیل این عنوان عام مطرح شده اند را فهرست کنیم، این موارد را در برابر خود می یابیم:
1) مسائل ادراک حسی- ایا ما واقعیات فیزیکی یا داده های حسی را می بینیم؟
2) تاریخ اندیشه ها یا مفاهیم علمی
3) پیامد های اخلاقی و دینیِ علم
4) پیامد های با بَعد الطبیعی علم
5) کوششهایی برای وضع زبانی مشترک برای همه علم
6) توجیه استقراء
7) فلسفه زبان و ریاضیات
8) نظریه تعریف
9) شأن قوانین و تظریه های علمی
10) ارتباط علوم طبیعی و اجتماعی.

در ادامه ان شاء الله بیشتر به توضیح چیستی فلسفه علم خواهیم پرداخت ... ... ...
پاسخ
 سپاس شده توسط محمد مهدی


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان