مکتب

نسخه‌ی کامل: حرمت تظلیل برای مردان
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
1391/3/9


بحث در نوزدهمین تروک احرام است که مربوط به مسأله ی حرمت رفتن زیر سایه در حال سفر برای مردان است. هنگام سفر نباید زیر محمل سقف دار، قطار، اتوبوس، هواپیما و غیره که سقف دارند بروند.
اقوال شیعه و سنی را خواندیم گفتیم از احمد حنبل نیز حرمت نقل شده است و با جستجویی که انجام دادیم دیدیم ابن قدامة در مغنی نیز حرمت آن را متذکر شده است. او در مغنی ج 3 ص 282 می گوید: و لا یظلل علی راسه فی المحمل فان فعل فعلیه دم کره احمد فی الاستظلال فی المحمل خاصة و ما کانت فی معناه کالهودج و العماریة و الکنیسة و نحو ذلک علی البعیر. (اینها محمل هایی بوده است که جزئیات دقیق آنها برای ما امروزه مشخص نیست. وجه جامع همه ی آنها در این بوده که همه ی آنها سرپوشیده بوده است.)
بعد ابن قدامة موافقین و مخالفینی را ذکر می کند.

به دلالت روایات رسیده ایم و گفتیم این روایات به هفت گروه تقسیم می شوند:
الطائفة الاولی: روایاتی که به طور عام می گوید تظلیل حرام است.
باب 64 از ابواب تروک احرام
حدیث 3: عَنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع (موسی بن جعفر علیه السلام) أُظَلِّلُ وَ أَنَا مُحْرِمٌ قَالَ لَا قُلْتُ أَ فَأُظَلِّلُ وَ أُكَفِّرُ قَالَ لَا قُلْتُ فَإِنْ مَرِضْتُ قَالَ ظَلِّلْ وَ كَفِّرْ ...
حدیث 6: عَنِ النَّخَعِيِّ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الرَّجُلِ الْمُحْرِمِ وَ كَانَ إِذَا أَصَابَتْهُ الشَّمْسُ شَقَّ عَلَيْهِ وَ صُدِّعَ (سردرد می گیرد) فَيَسْتَتِرُ مِنْهَا فَقَالَ هُوَ أَعْلَمُ بِنَفْسِهِ إِذَا عَلِمَ أَنَّهُ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ تُصِيبَهُ الشَّمْسُ فَلْيَسْتَظِلَّ مِنْهَا
حدیث 7: ُ عَنِ ابْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ يُظَلِّلُ عَلَيْهِ وَ هُوَ مُحْرِمٌ قَالَ لَا إِلَّا مَرِيضٌ أَوْ مَنْ بِهِ عِلَّةٌ وَ الَّذِي لَا يُطِيقُ الشَّمْسَ
حدیث 8: ِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْهُ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الظِّلَالِ لِلْمُحْرِمِ فَقَالَ لَا يُظَلِّلُ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ أَوْ مَرَضٍ این حدیث مضمرة است و بیان نکرده که از کدام امام علیه السلام نقل می کند.
در این روایت مستثنی منه همه ی موارد را شامل می شود و فقط کسی که علت و مرضی دارد استثناء شده است.

حدیث 9: عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ‏ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع هَلْ يَسْتَتِرُ الْمُحْرِمُ مِنَ الشَّمْسِ فَقَالَ لَا إِلَّا أَنْ يَكُونَ شَيْخاً كَبِيراً أَوْ قَالَ ذَا عِلَّةٍ
حدیث 11: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الظِّلَالِ لِلْمُحْرِمِ فَقَالَ اضْحَ (نپوشان و واضح کن) لِمَنْ أَحْرَمْتَ لَهُ قُلْتُ إِنِّي مَحْرُورٌ (انسانی گرمایی هستم) وَ إِنَّ الْحَرَّ يَشْتَدُّ عَلَيَّ فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الشَّمْسَ تَغْرُبُ بِذُنُوبِ الْمُحْرِمِينَ
حدیث 12: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ قَاسِمِ بْنِ الصَّيْقَلِ قَالَ مَا رَأَيْتُ أَحَداً كَانَ أَشَدَّ تَشْدِيداً (سختگیرتر) فِي الظِّلِّ مِنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع كَانَ يَأْمُرُ بِقَلْعِ الْقُبَّةِ وَ الْحَاجِبَيْنِ (دیواره ی محمل) إِذَا أَحْرَمَ بعد می خوانیم که سایه ی دیواره های محمل اشکال ندارد ولی حضرت احتیاط می کرد و حتی آنها را هم بر می داشت. (از باب استحباب)

حدیث 13: عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى الْكِلَابِيِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع إِنَّ عَلِيَّ بْنَ شِهَابٍ يَشْكُو رَأْسَهُ وَ الْبَرْدُ شَدِيدٌ وَ يُرِيدُ أَنْ يُحْرِمَ فَقَالَ إِنْ كَانَ كَمَا زَعَمَ فَلْيُظَلِّلْ وَ أَمَّا أَنْتَ فَاضْحَ (آشکار کن و نپوشان) لِمَنْ أَحْرَمْتَ لَهُ
حدیث 7 باب 67 و حدیث 1 باب 68 از ابواب تروک احرام و حدیث 2 باب 6 از ابواب بقیة الکفارات بر مدعی دلالت دارد.

الطائفة الثانیة: روایاتی که به مصادیق خاص مانند محمل، قبة کنیسه و غیره اشاره می کند.
باب 64 از ابواب تروک احرام
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ يَرْكَبُ الْقُبَّةَ فَقَالَ لَا قُلْتُ فَالْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَةُ قَالَ نَعَمْ این روایت صحیحة است.

حدیث 2: عَنْهُ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُحْرِمِ يَرْكَبُ فِي الْقُبَّةِ قَالَ مَا يُعْجِبُنِي إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَرِيضاً قُلْتُ فَالنِّسَاءُ قَالَ نَعَمْ این روایت صحیحة است.
در این روایت عبارت (مَا يُعْجِبُنِي) بوی استحباب می دهد و به قرینه ی روایات دیگر و اینکه امام مریض را استثناء می کند و آن را در مورد زنان جایز می داند، حرمت فهمیده می شود.

حدیث 4: عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُحْرِمِ يَرْكَبُ فِي الْكَنِيسَةِ فَقَالَ لَا وَ هُوَ لِلنِّسَاءِ جَائِزٌ این روایت صحیحة است.

حدیث 5 نیز با روایت دوم قریب المضمون است و هر دو از حلبی و از امام صادق علیه السلام نقل شده است.

الطائفة الثالثة: نساء و اطفال را استثناء می کند. این روایات به دلالت التزامیه بیانگر این است که تظلیل برای مردان جایز نیست.

باب 65 از ابواب تروک احرام
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا بَأْسَ بِالْقُبَّةِ عَلَى النِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ وَ هُمْ مُحْرِمُونَ الْحَدِيثَ این روایت صحیحة است.

حدیث 2: عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ يُضْرَبُ عَلَيْهَا الظِّلَالُ وَ هِيَ مُحْرِمَةٌ قَالَ نَعَمْ الْحَدِيثَ سند این روایت به سبب علی بن ابی حمزة ضعیف است.
از این روایت استفاده می شود که در ذهن راوی این بوده است که تظلیل برای مردان اشکال دارد و از این رو حکم آن را در مورد زنان سؤال می کند.

الطائفة الرابعة: روایاتی که بیماران را استثناء می کند. این روایات هم مفهوم دارند.
باب 68 از ابواب تروک احرام
حدیث 2: ِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ لَهُ زَمِيلٌ (هم کجاوه ای داشته) فَاعْتَلَّ (مریض شد) فَظَلَّلَ عَلَى رَأْسِهِ أَ لَهُ أَنْ يَسْتَظِلَّ فَقَالَ نَعَمْ این روایت مرسله است.

حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع أَنَّ عَمَّتِي مَعِي وَ هِيَ زَمِيلَتِي وَ يَشْتَدُّ عَلَيْهَا الْحَرُّ إِذَا أَحْرَمَتْ فَتَرَى لِي أَنْ أُظَلِّلَ عَلَيَّ وَ عَلَيْهَا فَكَتَبَ ظَلِّلْ عَلَيْهَا وَحْدَهَا
الطائفة الخامسة: روایاتی که متذکر سایه ی محمل و امثال آن می شود (سقف و مانند آن در این روایت بیان نشده است کأنه اینها اشکال دارد)
باب 67 از ابواب تروک احرام
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ كَتَبْتُ إِلَى الرِّضَا ع هَلْ يَجُوزُ لِلْمُحْرِمِ أَنْ يَمْشِيَ تَحْتَ ظِلِّ الْمَحْمِلِ فَكَتَبَ نَعَمْ الْحَدِيثَ این روایت صحیحة است.
مراد زیر محمل نیست زیرا کسی زیر شتر نمی رود بلکه مراد سایه انداختن محمل از پهلو بر فرد است.
امروزه هم وقتی سوار ماشین می شوند دیوار و غیره بر سر مسلمانان سایه می افکند که اشکال ندارد.

حدیث 6: أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الطَّبْرِسِيُّ فِي الْإِحْتِجَاجِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَى صَاحِبِ الزَّمَانِ ع يَسْأَلُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ يَرْفَعُ الظِّلَالَ (سایه ی بالای سرش را بر می دارد) هَلْ يَرْفَعُ خَشَبَ الْعَمَّارِيَّةِ (تخته های بدنه ی محمل) أَوِ الْكَنِيسَةِ وَ يَرْفَعُ الْجَنَاحَيْنِ (دو بالی که در دو طرف محمل است را هم باید بردارد) أَمْ لَا فَكَتَبَ إِلَيْهِ لَا شَيْ‏ءَ عَلَيْهِ فِي تَرْكِهِ رَفْعَ الْخَشَبِ
الطائفة السادسة: روایاتی که بین سیر در سفر و بین اقامت در منزل فرق می گذارد
باب 66 از ابواب تروک احرام.
این باب حاوی محاجه ی بین ابو یوسف و بعضی از ائمه در مقابل خلفای عباسی است که ابو یوسف می پرسد شما می گویید: زیر سقف بودن اشکال دارد چرا وقتی فرد به محل اقامت می رسد می تواند زیر سقف برود که امام علیه السلام جواب محکمی به او می دهد.
ان شاء الله روایات این باب را در مسأله ی دیگر می خوانیم.

الطائفة السابعة: روایات معارض است که تظلیل را جایز می داند.
باب 64 از ابواب تروک احرام
حدیث 10: ِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا بَأْسَ بِالظِّلَالِ لِلنِّسَاءِ وَ قَدْ رُخِّصَ فِيهِ لِلرِّجَال‏این روایت صحیحة است.
از این روایت نیز استشمام می شود که تظلیل گاهی برای مردان جایز است که همان مورد ضرورت، بیماری و امثال آن می باشد.
بنابراین این روایت به ظاهر معارض است ولی در واقع معارض نمی باشد.
1391/3/10

بحث در نوزدهمین تروک احرام است. این مسأله مهم و محل ابتلاء می باشد و آن اینکه مردها هنگام مسافرت نباید زیر سایه قرار بگیرند. طوائف هفت گانه ی روایات را خواندیم و اکنون به جمع بندی آنها می پردازیم:
شش گروه از روایات مسأله ی فوق را مطرح می کند. بعضی با اطلاق و بعضی با بیان چند مصداق و امثال آن، بعضی هم از معاف بودن زنان و کودکان سخن می گفت که مفهوم آنها مؤید ما می باشد، همچنین روایاتی که می گفت در منزل می توان زیر سایه رفت ولی در حال سفر نه.
از حدیث 10 باب 64 از ابواب تروک احرام استفاده ی مخالفت می شد:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا بَأْسَ بِالظِّلَالِ لِلنِّسَاءِ وَ قَدْ رُخِّصَ فِيهِ لِلرِّجَالِ از حدیث 2 باب 64 هم مخالفت استشمام می شد :
عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُحْرِمِ يَرْكَبُ فِي الْقُبَّةِ قَالَ مَا يُعْجِبُنِي إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَرِيضاً قُلْتُ فَالنِّسَاءُ قَالَ نَعَمْ ولی با این حال می گوییم: عبارت (مَا يُعْجِبُنِي) منافاتی با آن طوائف ندارد خصوصا که ذیل حدیث آن را توضیح می دهد.
همچنین حدیث ده اشاره به حال ضرورت دارد
بنابراین خلاصه اینکه اصل مسأله دارای مشکلی نیست و هم از نظر اقوال و هم روایات امری مسلم می باشد حتی از روایات متعددی برداشت می شد که اصل مسأله در نظر راوی مسلم بود و فقط از شاخ و برگ آن سؤال می کرد.

بعد امام قدس سره اضافه می کند که تظلیل برای نساء و صبیان بی اشکال است.
ما هم این روایات را در طائفه ی سوم خواندیم.
البته صبی باید به حدی باشد که رجل به آنها صدق نکند که غالبا همان سنین قبل از بلوغ می باشد به هر حال باید به سنی باشند که تاب تحمل گرما و سرما را نداشته باشند.

اما فرع دوم در کلام امام قدس سره: بین انواع سترها و سایه ها فرقی نیست. چه از نوع وسائل سایه دار گذشته باشد و یا از وسائل امروز. کسی نمی تواند بگوید که روایات در مورد قبه و کنیسه و محمل ها و کجاوه های گذشته بوده است و ارتباطی به ماشین های مسقف و هواپیمای امروزی و امثال آن ندارد.
دلیل عدم فرق دو چیز است:
دلیل اول: اطلاقات: طائفه ی اولی از روایات که مطلق بود و هر نوع سایه را ممنوع می شمرد.
دلیل دوم: الغاء خصوصیت: طائفه ی ثانیة که مصادیقی مانند قبه و کنیسه و غیرهما را بیان می کرد روایات مطلق طائفه ی اول را تقیید نمی کند زیرا اینها از باب بیان مصداق است و اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند. این روایات را به دست هر کسی که بدهیم الغاء خصوصیت می کند و می گوید بین وسائل دیروز و امروز فرقی نیست.

فرع سوم: آیا سایه بیان حتما باید بالای سر باشد تا حرام باشد یا اینکه اگر سایبان در طرف راست و چپ هم باشد باز ممنوع است؟
اگر آفتاب از طرف شرق و غرب می تابد و من در کنار بدنه ی اتومبیل، کجاوه، دیوار و امثال آن باشم و یا اگر عده ای هنگام حرکت هستند و من در سایه ی شتران حرکت کنم آن هم ممنوع می باشد.
صاحب جواهر در ج 18 ص 403 از شهید ثانی در مسالک نقل می کند که فقط بالای سر معیار است ولی بعضی از عبارات اصحاب نشان می دهد که از کنار هم مانع می باشد.
نقول: اگر معیار ما طائفه ی اولی باشد که مطلقات بود و فقط از سایه و تستر سخن می گفت در این حال هر نوع سایه و تستری ممنوع می باشد.
با این حال در طائفه ی پنجم در صحیحه ی محمد بن اسماعیل بن بزیع که حدیث اول باب 67 از ابواب تروک احرام است خواندیم که سایه از پهلو اشکال ندارد.
روایت 6 باب 67 هم همین دلالت را داشت این روایت که سؤال حمیری از امام زمان سلام علیه بود بیانگر این بود که سایه ی محمل و امثال آن اشکال ندارد.
البته روایت حمیری مرسله است زیرا طبرسی صاحب احتجاج که حدیث فوق را نقل می کند قرن ها قبل از حمیری می زیسته است.
1391/3/13


بحث در مسأله ی 37 از مسائل مربوط به تروک احرام است و آن اینکه شخص محرم اگر مرد باشد، در مسیر راه نباید زیر سایه باشد.
حال بحث در این است که آیا در منزل و یا خیمه و یا در بازارچه و یا تونل می توانند حرکت کنند و یا اینکه می توانند چتر بر سر بگیرند و حرکت کنند و امثال آن (مواردی که در حال سفر نیستند.)

امام قدس سره می فرماید: حرمة الاستظلال مخصوصة بحال السیر و طی المنازل من غیر فرق بین الراکب و غیره و اما لو نزل فی منزل کمنی و عرفات او غیرهما فیجوز الاستظلال تحت السقف و الخیمة و اخذ المظلة فیجوز لمن کان فی منی ان یذهب مع المظلة الی المذبح او محل رمی الجمرات و ان کان الاحتیاط فی الترک
امام قدس سره در این مسأله ابتدا یک قاعده ی کلیة بیان می کند و بعد مصادیقی از آن را ذکر می کند، می فرماید: حرمت زیر سایه بودن برای مردان مختص به حال سیر و در حال مسافرت بودن است. در این صورت محرم چه راکب باشد و چه پیاده در هر حال باید از استظلال اجتناب کند (این در مقابل قول شهید ثانی است که می فرماید: پیاده ها می توانند زیر سایه باشند)
اما اگر محرم وارد منزل شد مانند اینکه به منی یا عرفات رسید و یا وارد قهوه خانه های وسط راه شد در این حال می تواند زیر سقف سایه دار باشد و یا اینکه چتر بر سر گیرد. از این رو کسی که در منی است می تواند چتر بر سر گیرد و به محل قربانی و یا به منی برود. هرچند احتیاط مستحب در ترک است. این احتیاط ناظر به قول کسانی است که می گویند اگر به منزل رسیدی زیر خیمه برو ولی زیر سایبانی که با انسان حرکت می کند مانند چتر قرار نگیرند.

اقوال علماء:
کاشف اللثام، ج 5 ص 402 می فرماید: فی المنتهی اذا نزل جاز ان یستظل بالسقف و الحائط و الشجرة و الخباء (خیمه) و الخیمة و ان ینزل تحت الشجرة و یطرح علیها ثوبا یستتر به و ان یمشی تحت الظلال. (مثلا از زیر بازارچه و یا تونل رد شود)
صاحب جواهر این مسأله را شفاف تر مطرح می کند و در ج 18 ص 405 می فرماید: لا خلاف فی جوازه للرجل حال النزول بل الاجماع بقسمیه علیه نعم قد یتوقف فی تظلیل یسیر معه و نحو (یعنی در سایه ای مانند چتر که با انسان حرکت می کند نباید قرار گرفت و فقط می توان زیر سایه بان ثابت بود.) فالاحوط ان لم یکن اقوی اجتنابه
بنابراین مطابق فتوای ایشان حتی بعد از اقامت هم نمی شود سوار ماشین سقف دار شد ولی امام قدس سره و ما اشکال نمی کنیم اگر به این فتوا قائل شویم مشکلات بسیاری برای حجاج ایجاد می شود زیرا غالبا برای رفتن به حرم در روز از ماشین استفاده می کنند.

دلیل مسألة:
دلیل اول: سیره.
سیره بر این بوده است که افراد در منی و عرفات زیر خیمه و منزل می رفتند و کسی حکم به عدم جواز نکرده است. از روایات هم استفاده می شود که در عصر رسول خدا (ص) هم خیمه وجود داشته است.
از آن بالاتر، اختلافی که بین ما و دیگران است در منزل نیست بلکه در مسیر راه اختلاف می باشد. در منزل همه از شیعه و سنی اتفاق دارند که می توان زیر سقف رفت و اختلاف فقط در مسیر و در حال مسافرت وجود دارد.

دلیل دوم: روایات
باب 66 از ابواب تروک احرام
این روایات بین منزل و بین مسیر راه فرق می گذارند و غالب این روایات در مقابل اهل سنت مانند ابو حنیفة، ابو یوسف شاگر ابو حنیفة و یا در حضور هارون الرشید و یا مهدی عباسی و سایر خلفاء عباسی می باشد. این روایات بیشتر حاوی این بحث است که چرا در مسیر راه باید بالای سر مکشوف باشد و در محل اقامت لازم نیست.
البته سند این احادیث خالی از اشکال نیست ولی چون متضافر است و اصحاب هم به آن عمل کرده اند ضعف سند آن جبران می شود.
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُثَنَّى الْخَطِيبِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ وَ بَشِيرِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ قَالَ لِي مُحَمَّدٌ أَ لَا أَسُرُّكَ يَا ابْنَ مُثَنًّى فَقُلْتُ بَلَى فَقُمْتُ إِلَيْهِ فَقَالَ لِي دَخَلَ هَذَا الْفَاسِقُ (ابو یوسف) آنِفاً فَجَلَسَ قُبَالَةَ أَبِي الْحَسَنِ ع‏ (در مقابل امام کاظم علیه السلام نشست) ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ مَا تَقُولُ فِي الْمُحْرِمِ يَسْتَظِلُّ عَلَى الْمَحْمِلِ؟ فَقَالَ لَهُ لَا قَالَ فَيَسْتَظِلُّ فِي الْخِبَاءِ؟ (در خیمه چطور؟) فَقَالَ لَهُ نَعَمْ فَأَعَادَ عَلَيْهِ الْقَوْلَ شِبْهَ الْمُسْتَهْزِئِ يَضْحَكُ يَا أَبَا الْحَسَنِ فَمَا فَرْقٌ بَيْنَ هَذَا؟ فَقَالَ يَا أَبَا يُوسُفَ إِنَّ الدِّينَ لَيْسَ يُقَاسُ كَقِيَاسِكُمْ. أَنْتُمْ تَلْعَبُونَ (شما با دین خدا بازی می کنید) إِنَّا صَنَعْنَا كَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قُلْنَا كَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَرْكَبُ رَاحِلَتَهُ فَلَا يَسْتَظِلُّ عَلَيْهَا وَ تُؤْذِيهِ الشَّمْسُ (آفتاب هم ناراحتش می کرد) فَيَسْتُرُ بَعْضَ جَسَدِهِ بِبَعْضٍ وَ رُبَّمَا يَسْتُرُ وَجْهَهُ بِيَدِهِ وَ إِذَا نَزَلَ (وقتی پیاده می شد) اسْتَظَلَّ بِالْخِبَاءِ وَ فِي الْبَيْتِ وَ بِالْجِدَارِ. در سند حدیث محمد بن فضیل قرار دارد که در مورد آن گفته شده است که جزء غلاة بوده است. او توثیق نشده است.

حدیث 2: عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ كُنَّا فِي دِهْلِيزِ يَحْيَى بْنِ خَالِدٍ بِمَكَّةَ (که از رجال بنی عباس بوده) وَ كَانَ هُنَاكَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى ع وَ أَبُو يُوسُفَ فَقَامَ إِلَيْهِ أَبُو يُوسُفَ وَ تَرَبَّعَ بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ جُعِلْتُ فِدَاكَ الْمُحْرِمُ يُظَلِّلُ قَالَ لَا قَالَ فَيَسْتَظِلُّ بِالْجِدَارِ وَ الْمَحْمِلِ وَ يَدْخُلُ الْبَيْتَ وَ الْخِبَاءَ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَضَحِكَ أَبُو يُوسُفَ شِبْهَ الْمُسْتَهْزِئِ فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع يَا أَبَا يُوسُفَ إِنَّ الدِّينَ لَيْسَ يُقَاسُ كَقِيَاسِكَ وَ قِيَاسِ أَصْحَابِكَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ فِي كِتَابِهِ بِالطَّلَاقِ وَ أَكَّدَ فِيهِ شَاهِدَيْنِ وَ لَمْ يَرْضَ بِهِمَا إِلَّا عَدْلَيْنِ وَ أَمَرَ فِي كِتَابِهِ بِالتَّزْوِيجِ وَ أَهْمَلَهُ بِلَا شُهُودٍ فَأَتَيْتُمْ بِشَاهِدَيْنِ فِيمَا أَبْطَلَ‏ اللَّهُ وَ أَبْطَلْتُمْ شَاهِدَيْنِ فِيمَا أَكَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَجَزْتُمْ طَلَاقَ الْمَجْنُونِ وَ السَّكْرَانِ حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص فَأَحْرَمَ وَ لَمْ يُظَلِّلْ وَ دَخَلَ الْبَيْتَ وَ الْخِبَاءَ وَ اسْتَظَلَّ بِالْمَحْمِلِ وَ الْجِدَارِ فَقُلْنَا كَمَا فَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَسَكَتَدر این حدیث امام علیه السلام در مقابل سؤال ابو یوسف به جوابی نقضی در مورد طلاق و ازدواج مثال می زند تا ثابت کند که کار دین با قیاس جلو نمی رود. بعد اضافه می فرماید: که شما دستور قرآن را برعکس کرده اید و در مورد طلاق دو شاهد را لازم نمی دانیم ولی در مورد ازدواج قائل به لزوم دو شاهد هستید.

حدیث 3: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع أَنَّهُ سُئِلَ مَا فَرْقٌ بَيْنَ الْفُسْطَاطِ وَ بَيْنَ ظِلِّ الْمَحْمِلِ فَقَالَ لَا يَنْبَغِي أَنْ يُسْتَظَلَّ فِي الْمَحْمِلِ وَ الْفَرْقُ بَيْنَهُمَا أَنَّ الْمَرْأَةَ تَطْمَثُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَتَقْضِي الصِّيَامَ وَ لَا تَقْضِي الصَّلَاةَ قَالَ صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاكَ در این حدیث هم امام جواد علیه السلام در رد قیاس مزبور به مسأله ی زن در حال عادت قیاس می کند و می فرماید: زن در حال عادت هم نماز را ترک می کند و هم روزه را ولی بعد از پاک شدن نماز را لازم نیست قضا کند ولی روزه را باید قضا کند.

حدیث 4: فِي عُيُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ قَالَ أَبُو يُوسُفَ لِلْمَهْدِيِّ وَ عِنْدَهُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع أَ تَأْذَنُ لِي أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْ مَسَائِلَ لَيْسَ عِنْدَهُ فِيهَا شَيْ‏ءٌ (که امام کاظم نتواند جواب دهد) فَقَالَ لَهُ نَعَمْ فَقَالَ لِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع أَسْأَلُكَ قَالَ نَعَمْ قَالَ مَا تَقُولُ فِي التَّظْلِيلِ لِلْمُحْرِمِ قَالَ لَا يَصْلُحُ قَالَ فَيَضْرِبُ الْخِبَاءَ فِي الْأَرْضِ وَ يَدْخُلُ الْبَيْتَ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَمَا الْفَرْقُ بَيْنَ هَذَيْنِ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع مَا تَقُولُ فِي الطَّامِثِ أَ تَقْضِي الصَّلَاةَ قَالَ لَا قَالَ فَتَقْضِي الصَّوْمَ قَالَ نَعَمْ قَالَ وَ لِمَ قَالَ هَكَذَا جَاءَ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع‏ وَ هَكَذَا جَاءَ هَذَا فَقَالَ الْمَهْدِيُّ لِأَبِي يُوسُفَ مَا أَرَاكَ صَنَعْتَ شَيْئاً (دیدی کاری از دستت بر نیامد) قَالَ رَمَانِي بِحَجَرٍ دَامِغٍ (ابو یوسف گفت: امام کاظم با آن جواب در واقع سنگ محکمی بر دهان من زد) این روایت مرسله است.

حدیث 5: عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَزَنْطِيِّ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ قَالَ أَبُو حَنِيفَةَ أَيْشٍ فَرْقٌ (چه فرقی است) مَا بَيْنَ ظِلَالِ الْمُحْرِمِ وَ الْخِبَاءِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ السُّنَّةَ لَا تُقَاسُ راوی این حدیث امام رضا علیه السلام است که جریان سؤال ابو حنیفه از امام صادق علیه السلام را نقل می کند. امام رضا علیه السلام معاصر ابو حنیفه نبود چون ابو حنیفه سنه ی 150 فوت کرد و امام رضا علیه السلام در سال 148 متولد شد.
صاحب جواهر از این روایت به صحیحة یاد می کند و حال آنکه این حدیث از قرب الاسناد است و ما در سند آن اشکال می کنیم. این شاید به سبب آن بوده است که صاحب جواهر در سند قرب الاسناد اشکال نمی کرد.

حدیث 6: أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الطَّبْرِسِيُّ فِي الْإِحْتِجَاجِ قَالَ سَأَلَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ (شاگرد معروف دیگری از ابو حنیفه) أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى ع بِمَحْضَرٍ مِنَ الرَّشِيدِ (هارون الرشید عباسی) وَ هُمْ بِمَكَّةَ فَقَالَ لَهُ أَ يَجُوزُ لِلْمُحْرِمِ أَنْ يُظَلِّلَ عَلَيْهِ مَحْمِلُهُ فَقَالَ لَهُ مُوسَى ع لَا يَجُوزُ لَهُ ذَلِكَ مَعَ الِاخْتِيَارِ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ أَ فَيَجُوزُ أَنْ يَمْشِيَ تَحْتَ الظِّلَالِ مُخْتَاراً فَقَالَ لَهُ نَعَمْ فَتَضَاحَكَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ (پوزخند زد) مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع أَ تَعْجَبُ مِنْ سُنَّةِ النَّبِيِّ ص وَ تَسْتَهْزِئُ بِهَا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَشَفَ ظِلَالَهُ فِي إِحْرَامِهِ وَ مَشَى تَحْتَ الظِّلَالِ وَ هُوَ مُحْرِمٌ إِنَّ أَحْكَامَ اللَّهِ يَا مُحَمَّدُ لَا تُقَاسُ فَمَنْ قَاسَ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ فَسَكَتَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ لَا يُرْجِعُ جَوَاباً
1391/3/20

بحث در این است که حرمت استظلال برای محرم مخصوص به حالت سفر است. اما وقتی محرم به منزل رسید می تواند زیر خیمه و سقف خانه باشد. در جلسه ی قبل روایات آن را خواندیم.

بقی هنا امور:
الامر الاول: بعضی از اصحاب گفته اند که عدم جواز زیر سایه رفتن برای مرد محرم مخصوص کسانی است که سواره هستند ولی اگر مردی در حال پیاده راه رفتن است او می تواند زیر سایه باشد و یا مثلا چتری بر سر خود بگیرد.
صاحب حدائق در ج 15 ص 479 این قول را مطرح می کند و از شهید ثانی و غیر او این قول را نقل می کند و می فرماید: صرح شیخنا الشهید الثانی نور الله تعالی مضجعه و غیره بان التظلیل انما یحرم حالة الرکوب فلو مشی تحت الظلال کما لو مشی تحت الجمل و المحمل جاز.
صاحب جواهر هم در ج 18 ص 403 متعرض این معنا شده است و از شهید ثانی همان قول را نقل می کند و بعد اضافه می کند: و فیه منع واضح.

ابتدا باید دید مستند شهید ثانی چه بوده است. ظاهر دلیل ایشان همان روایاتی بود که قبلا خواندیم و در باب 67 از ابواب تروک احرام آمده بود و آن اینکه می فرمود شخص پیاده می تواند تحت سایه ی محمل و یا شتر حرکت کند.
نقول: این روایات متعرض جواز استظلال از کنار است نه بالای سر. بحث ما اکنون در مورد ستر از بالای سر است. کسی که پیاده است هرگز زیر شکم شتر و یا زیر خیمه که روی شتر است نمی رود بلکه فقط از کنار آن حرکت می کند آن روایات ناظر به سایه ی بالای سر نیست.
مضافا بر اینکه روایاتی وجود داشت که مطلق بود و اصل سایه را برای محرم حرام می دانست. این روایات شخص محرم را چه سواره باشد و چه پیاده شامل می شود.
مضافا بر اینکه در سابق معمول نبوده است که کسی محرم شود و بالای سر خود چتر و چیزی مانند آن بگیرد.

الامر الثانی: آیا بین استظلال، به چیزی که همراه فرد حرکت می کند و یا چیزی که ثابت است فرق دارد؟
چیزی که همراه محرم حرکت می کنند مانند، چتر، ماشین سقف دار و یا استفاده از محمل و امثال آن است ولی چیزهایی که ثابت است مانند رفتن در تونل ، بازارچه، زیر پل و امثال آن می باشد.
این مسأله را غالبا متعرض نشده اند ولی مرحوم فخر المحققین در شرح ارشاد این مسأله را ذکر کرده است که ما آن را از کشف اللثام نقل می کنیم که می فرماید: ان المُحرَّم علیه سائرا (در حال سیر) انما هو الاستظلال بما ینتقل معه کالمحمل اما لو مشی تحت سقف او ظل او سوق او شبهه فلا بأس.
ما می گوییم: اقوی این است که از سایه بان متحرک اجتناب کند ولی رد شدن از زیر سایه بان ثابت اشکال ندارد.
در این مورد روایت خاصی وارد نشده است ولی ما می گوییم اطلاقات روایات سایبان ثابت را شامل نمی شود. در این روایات از محمل، قبة، سایه ی شتر و امثال آن که همه متحرک هستند سخن به میان آمده است. از این رو مطلقات روایات همه منصرف به سایبان متحرک است.
مضافا بر اینکه فلسفه ی حرمت استظلال این است که فرد رنگ صورتش در برابر خورشید تغییر کند و این در صورتی اتفاق می افتد که فرد به مدت طولانی زیر سایبان باشد و حال آنکه رفتن از زیر سایبان ثابت مانند پل، تونل و غیره در مدت زمان کوتاهی صورت می پذیرد. بنابراین حکمت حکم که تغیر لون است با رفتن از زیر پل و یا گذر از بازار کوچک و یا تونل سرپوشیده نادیده گرفته نمی شود و نمی توان این موارد را ممنوع کرد.
حتی اگر شک کنیم که آیا اطلاقات از سایبان ثابت منصرف است و به عبارت دیگر اگر شک کنیم که باید به اطلاق روایات اخذ کنیم و سایبان ثابت و متحرک هر دو را ممنوع بدانیم یا اینکه به سراغ انصراف رویم و فقط سایبان متحرک را ممنوع بدانیم، هنگام شک باید به سراغ انصراف رفت زیرا اطلاق به دلیل احتیاج دارد نه انصراف برای اینکه برای اثبات اطلاق، باید متکلم در مقام بیان باشد، بیان نکند، انصراف نداشته باشد و قدر متیقنی در کار نباشد. اگر این چهار مقدمه ثابت شود اطلاق محقق می شود و الا نه.

بعضی از معاصرین دلیل دیگری بر جواز اقامه کرده اند و آن اینکه محرم برای احرام حج باید از مسجد الحرام محرم شود (در حج تمتع احرام از مسجد الحرام افضل است و فرد در عمره ی حج افراد هم از مسجد الحرام محرم می شود.) و این در حالی است که فرد بعد از احرام باید از زیر سقف های مسجد عبور کند.
این استدلال به نظر ما صحیح نیست زیرا فردی هنگام احرام مزبور در منزل ساکن شده است و هنگام سکونت در منزل زیر سقف رفتن بلا مانع است. سخن فقط در حال سیر و مسافرت کردن می باشد. فرد که وارد مکه می شود در واقع وارد منزل شده است.

الامر الثالث: اگر محرم هنگام سفر پیاده شود تا به کاری که برایش پیش آمده برسد، مثلا می خواهد نماز بخواند، قضای حاجت کند و یا صبر کند رفقایش برسند آیا در این حال می تواند زیر سایه برود؟ در این حال او هرچند در حال سفر است ولی در حال سیر و حرکت نیست.
البته واضح است که اگر در این حال وارد منزل و یا قهوه خانه شود اشکال ندارد. بحث در سایبان متحرک است.
این فرع را کمتر کسی متعرض شده است. آیة الله خوئی در معتمد ج 28 ص 498 این مسأله را متذکر شده است و می فرماید: و کذلک (ای لا باس) فیما نزل فی الطریق للجلوس او لملاقاة الاصدقاء او لغیر ذلک و الاظهر جواز الاستظلال فی هذه الموارد بمظلة (چتر) و نحوها ایضا و ان کان الاحوط اجتنابه
نقول: در این مورد روایت و شهرتی وجود ندارد. دلیل ما همان انصراف است و اینکه قدر مسلم ادله حال سیر است در غیر این حالت می توان زیر سایه رفت.
بله احتمال دارد اطلاقات این مورد را شامل شود در این حال که شک پیش می آید می گوییم: انصراف مقدم است. (به همان دلیلی که گذشت)

مسأله ی بعدی که مسأله ی 38 است مسأله ی مهمی است و آن اینکه حرمت استظلال آیا مختص به روز است یا اینکه شب را هم شامل می شود.
در این زمان ماشین ها هنگام شب همه سقف دار است. از این رو بحث در این است که آیا ظل و سایه که در روایات آمده است باید بالفعل باشد که در روز محقق می شود و یا بالقوه را هم شامل می شود که مطابق آن حتی در شب هم نباید زیر سایه رفت.
بعد بحث از این مبحث به مبحث بین الطلوعین کشیده می شود که اگر در شب بتوان زیر سایه بود آیا در بین الطلوعین می توان زیر سایه رفت، همچنین در روزهای ابری که آفتاب نیست و سایه ای در کار نیست، همچنین در شب های بارانی و یا طوفانی چطور که اگر فرد از ماشین سقف دار بیرون رود گرفتار باد و باران می شود.
ان شاء الله فردا متذکر این مسأله می شویم.
1391/3/21


بحث در مسأله ی 38 از مسائل تروک احرام است. این مسأله به حدی مهم است که بعضی آن را قبل از تروک احرام مطرح کرده اند.
امام قدس سره در این مسأله می فرماید: جلوس المحرم حال طی المنزل فی المحمل و غیره مما هو مسقَّف اذا کان السیر فی اللیل خلاف الاحتیاط (احتیاط مستحبی) و ان کان الجواز لا یخلو عن قوة فیجوز السیر محرما مع الطائرة السائرة فی اللیل
در عصر ما تمام زوار و بسیاری از زوار کشورهای دیگر از مسجد شجره محرم می شوند و شبانه با ماشین های مسقف به مکه می روند بنابراین اگر در این مسأله به این نتیجه برسیم که حتی در شب هم نمی توان زیر سقف رفت تمامی حجاج باید کفاره ی ذبح شاة دهند.
البته در سابق این مسئله چه بسا محل ابتلاء نبوده است زیرا کاروان ها سابقا در شب حرکت نمی کردند و فقط در روز به طی مسیر می پرداختند از این رو در کلمات قدماء خبری از این مسأله نیست. همچنین در روایات هم اثری از آن نیست.
با این حال از روایات مختلف شواهدی می توان بر این مسأله پیدا کرد بر این اساس ابتدا آن شواهد را بررسی می کنیم:
روایات را بر سه گروه تقسیم می کنیم:
گروه اول: گروهی که مصداق را بین می کند مانند قبة، محمل، کنیسه و وسائل سرپوشیده ی آن زمان.
گروه دوم: روایاتی که از استظلال، تستر و تغطیة نهی می کند بدون اینکه به مصادیق اشاره کرده باشد.
گروه سوم: روایاتی که از باران و طوفان سخن می گوید. ما این روایات را بحث نمی کنیم زیرا عنوان مطر عنوانی مستقل است و در مسائل آینده آن را مستقلا بررسی خواهیم کرد.
باب 64 از ابواب تروک احرام
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ يَرْكَبُ الْقُبَّةَ فَقَالَ لَا قُلْتُ فَالْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَةُ قَالَ نَعَمْ این روایت صحیحة است.
در این روایت از مرکب سرپوشیده که همان قبه است نهی شده است.

حدیث 2: عَنْهُ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُحْرِمِ يَرْكَبُ فِي الْقُبَّةِ قَالَ مَا يُعْجِبُنِي إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَرِيضاً قُلْتُ فَالنِّسَاءُ قَالَ نَعَمْ این روایت صحیحة است.
در این روایت عبارت (مَا يُعْجِبُنِي) بوی استحباب می دهد ولی به قرینه ی روایات دیگر و اینکه امام مریض را استثناء می کند و آن را در مورد زنان جایز می داند، حرمت فهمیده می شود.
نقول: این روایات مطلق است و به اطلاقش شامل شب هم می شود ولی در روایت دوم قبه و غیره در مورد مریض به عنوان محافظی از سرما و گرما است ولی اگر هوا شب باشد و نه سرمایی در کار باشد نه گرمایی و نه فردی که مریض باشد واضح است در این حال اصلا قبه موضوعیتی ندارد.
به عبارت دیگر استفاده از قبه برای حفاظت از سرما و گرما بوده است ولی در شب که سرما و گرمایی نیست اصلا احتیاجی به قبه نیست و وجود و عدم قبه یکی است بنابراین نهی مزبور فقط در روز است که گرمای آفتاب وجود دارد.
مضافا بر اینکه در سابق در شب حرکت نمی کردند و شب زمان اطراق بوده است.
در روایات نماز قصر آمده است که حد مسافت (مسیرة یوم) می باشد. یعنی در روز هشت فرسخ می رفتند و در شب می خوابیدند.

اما روایات گروه دوم: روایات مطلقة
باب 64 از ابواب تروک احرام
حدیث 3: عَنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع (موسی بن جعفر علیه السلام) أُظَلِّلُ وَ أَنَا مُحْرِمٌ قَالَ لَا قُلْتُ أَ فَأُظَلِّلُ وَ أُكَفِّرُ قَالَ لَا قُلْتُ فَإِنْ مَرِضْتُ قَالَ ظَلِّلْ وَ كَفِّرْ ... در این روایت در معنای ظل این نکته خوابیده است که چیزی در مقابل آفتاب و غیره سایه بیندازد. معنا ندارد کسی شب در سایه باشد.
همچنین ذکر مرض در روایت فوق به این معنا است که فرد مریض است و طاقت آفتاب و یا سرما را ندارد و باید در چیز سایه داری مانند ماشین مسقف و یا قبه و امثال آن باشد تا محفوظ بماند. بنابراین همه علامت این است که سخن از روز و در زیر آفتاب می باشد.

حدیث 6: عَنِ النَّخَعِيِّ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الرَّجُلِ الْمُحْرِمِ وَ كَانَ إِذَا أَصَابَتْهُ الشَّمْسُ شَقَّ عَلَيْهِ وَ صُدِّعَ فَيَسْتَتِرُ مِنْهَا فَقَالَ هُوَ أَعْلَمُ بِنَفْسِهِ إِذَا عَلِمَ أَنَّهُ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ تُصِيبَهُ الشَّمْسُ فَلْيَسْتَظِلَّ مِنْهَا در این روایت هم از نور و گرمای خورشید سخن به میان آمده است و حال آنکه در شب خورشیدی وجود ندارد.

قرینه ی دوم: روایاتی که در مورد اضحاء آمده است یعنی باید صورتت را در معرض آفتاب قرار دهی. این روایات هم واضح است که در مورد روز می باشد.
حدیث 13: عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى الْكِلَابِيِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع إِنَّ عَلِيَّ بْنَ شِهَابٍ يَشْكُو رَأْسَهُ وَ الْبَرْدُ شَدِيدٌ وَ يُرِيدُ أَنْ يُحْرِمَ فَقَالَ إِنْ كَانَ كَمَا زَعَمَ فَلْيُظَلِّلْ وَ أَمَّا أَنْتَ فَاضْحَ (آشکار کن و نپوشان) لِمَنْ أَحْرَمْتَ لَهُ
قرینه ی سوم: روایاتی که می گوید نباید از حر و برد تغطی کرد
حدیث 14: َ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ أَ يَتَغَطَّى قَالَ أَمَّا مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ فَلَا معنای این روایت این است که اگر حر و برد نباشد (مانند شب) می توان تغطی کرد.

قرینه ی چهارم: تمام روایاتی که در آن از استظلال سخن گفته شده است که ظاهر در استظلال بالفعل است نه در بالقوة
به نظر ما ظاهر تمامی عناوین در بالفعل است. مجتهد کسی است که بالفعل مجتهد است و هکذا عادل و فاسق. بالقوة بودن احتیاج به قرینه دارد. بنابراین استظلال و ظل یعنی چیزهایی که الآن سایه دارد و شب را شامل نمی شود.

قرینه ی پنجم: روایات متعددی است که می گوید: با زیر سایه نرفتن خداوند تا غروب آفتاب تمامی گناهان را پاک می کند. این نشان می دهد که زیر سایه نرفتن تا غروب آفتاب است.
حدیث 3: عَنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع أُظَلِّلُ وَ أَنَا مُحْرِمٌ... ثُمَّ قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَا مِنْ حَاجٍّ يَضْحَى مُلَبِّياً حَتَّى تَغِيبَ الشَّمْسُ إِلَّا غَابَتْ ذُنُوبُهُ مَعَهَا
حدیث 11: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الظِّلَالِ لِلْمُحْرِمِ فَقَالَ اضْحَ (نپوشان و واضح کن) لِمَنْ أَحْرَمْتَ لَهُ قُلْتُ إِنِّي مَحْرُورٌ (انسانی گرمایی هستم) وَ إِنَّ الْحَرَّ يَشْتَدُّ عَلَيَّ فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الشَّمْسَ تَغْرُبُ بِذُنُوبِ الْمُحْرِمِينَ
مضافا بر این اگر شک کنیم آیا این روایات با این همه قرائن شب را هم شامل می شود اصل برائت جاری می کنیم.

نکته ی دیگر این است که هنگامی که ماشین حرکت می کند باد تولید می شود و این باید خود ناراحت کننده است و اینکه ماشین سرپوشیده است برای محفوظ ماندن از باد است هکذا در هواپیما. آیا ماندن در ماشین به این امر و محفوظ ماندن ایجاد مشکل می کند به این معنا که نباید خود را از این باد مخفی کرد؟
یا اینکه این باد چون مصنوعی است و از خود ماشین تولید شده است لازم نیست انسان خود را در معرض آن قرار دهد. این باد با بادی که در به شکل طبیعی در خارج وجود دارد فرق دارد.
ان شاء الله باید این مسأله را بررسی کنیم.
1391/3/23

پرهیز از باران و سرما
بحث در مسأله ی 38 از مسائل مربوط به تروک احرام است و آن اینکه شخص محرم اگر مرد باشد آیا شب می تواند سوار وسیله ی نقلیة مسقف بشود؟
با دلائلی ثابت کردیم که انجام این کار برای او جایز است. اینکه به دو امر می پردازیم:
الامر الاول: در مورد شب های بارانی
در مورد مطر روایات متعددی داریم. البته در این روایات سخنی از شب و روز نیست و ما در کلمات علماء ندیدیم این مسأله زیاد مورد عنایت قرار گرفته شده باشد.
باب 6 از ابواب بقیة الکفارات
در میان این روایات صحیح السند هم وجود دارد و سند بعضی محل کلام است.
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الطُّوسِيُّ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ كَتَبْتُ إِلَيْهِ الْمُحْرِمُ هَلْ يُظَلِّلُ عَلَى نَفْسِهِ إِذَا آذَتْهُ الشَّمْسُ أَوِ الْمَطَرُ أَوْ كَانَ مَرِيضاً أَمْ لَا فَإِنْ ظَلَّلَ هَلْ يَجِبُ عَلَيْهِ الْفِدَاءُ أَمْ لَا فَكَتَبَ يُظَلِّلُ عَلَى نَفْسِهِ وَ يُهَرِيقُ دَماً إِنْ شَاءَ اللَّهُ این روایت مضمره است.
در این روایت بعد از جواز تظلیل امر به کفاره صادر شده است و این علامت آن است که این کار احتیاطا جایز نیست و حتی اگر فرد مضطر شود کفاره ساقط نمی شود.
در این روایت سخنی از شب و روز نیست هرچند ممکن است به سبب اینکه مطر در کنار شمس ذکر شده است احتمال دهیم که سخن در مورد روز است.
البته احتمال این هم هست که در مطر روز و شب بودن فرقی ندارد و اطلاق روایت هم روز را شامل می شود و هم شب را.

حدیث 3: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ (بزیع) قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع (امام رضا علیه السلام) عَنِ الظِّلِّ لِلْمُحْرِمِ مِنْ أَذَى مَطَرٍ أَوْ شَمْسٍ فَقَالَ أَرَى أَنْ يَفْدِيَهُ بِشَاةٍ وَ يَذْبَحَهَا بِمِنًى این روایت صحیحة است.
افاضه از عرفات تا مشعر در شب بوده است ولی این افاضه در مدت بسیار کمی است که چه بسا تحمل آن عادة ممکن بوده است از این رو این روایت هم ممکن است مطلق باشد و هم شب را شامل شود و هم صبح را.

حدیث 5: عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ قُلْتُ لِلرِّضَا ع الْمُحْرِمُ يُظَلِّلُ عَلَى مَحْمِلِهِ وَ يَفْدِي إِذَا كَانَتِ الشَّمْسُ وَ الْمَطَرُ يُضِرَّانِ بِهِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ كَمِ الْفِدَاءُ قَالَ شَاةٌ این حدیث صحیحة است.

حدیث 6: عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الظِّلَالِ لِلْمُحْرِمِ مِنْ أَذَى مَطَرٍ أَوْ شَمْسٍ وَ أَنَا أَسْمَعُ فَأَمَرَهُ أَنْ يَفْدِيَ شَاةً وَ يَذْبَحَهَا بِمِنًى این روایت هم مانند حدیث 3 از محمد بن اسماعیل صادر شده است ولی مضمون این دو روایت با هم متفاوت است. در قبلی خودش از امام علیه السلام سؤال می کند و در این روایت از فرد دیگری که سؤال کرده است روایت می کند.

حدیث 7: الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ فِي أَذًى مِنْ مَطَرٍ أَوْ شَمْسٍ أَوْ قَالَ مِنْ عِلَّةٍ ثُمَّ زَادَ وَ قَالَ نَحْنُ إِذَا أَرَدْنَا ذَلِكَ ظَلَّلْنَا وَ فَدَيْنَا در تمامی این روایات مطر در کنار شمس آمده است.

باب 67 از ابواب تروک احرام
حدیث 7: عَنْهُ أَنَّهُ (الحمیری)سَأَلَهُ (صاحب الزمان) عَنِ الْمُحْرِمِ يَسْتَظِلُّ مِنَ الْمَطَرِ بِنَطْعٍ (پوشش چرمی) أَوْ غَيْرِهِ حَذَراً عَلَى ثِيَابِهِ وَ مَا فِي مَحْمِلِهِ أَنْ يَبْتَلَّ (که خیس شود) فَهَلْ يَجُوزُ ذَلِكَ الْجَوَابُ إِذَا فَعَلَ ذَلِكَ فِي الْمَحْمِلِ فِي طَرِيقِهِ فَعَلَيْهِ دَمٌ این روایت مرسله است زیرا طبرسی صاحب احتجاج معاصر با حمیری نبوده است و بین آنها دو قرن یا بیشتر فاصله بوده است.
در این روایت دیگر شمس در کنار مطر ذکر نشده است تا شبهه ی قبلی پیش آید ولی روایت مرسله است.

به هر حال اگر این روایات سابقه مطلق نباشد به دلیل اینکه مطر در کنار شمس ذکر شده است ولی با این وجود می توان الغاء خصوصیت کرد و گفت در مطر بین شب و روز چه فرقی است؟ مشکلی که در مطر در روز پیش می آید در شب هم رخ می دهد و کم پیش می آید که هم مطر باشد و هم خورشید. بنابراین با الغاء خصوصیت مطر در شب هم داخل در این روایات است.
از این رو اگر حاجیان در شب در ماشین سرپوشیده هستند و هوا باران بگیرد باید توقف کنند. قبلا گفتیم که در غیر حال حرکت می توان زیر سایبان رفت. (مثلا برای قضای حاجت، نماز، انتظار رسیدن رفقاء و غیر حتی در روز هم می توان زیر سایبان رفت) در ما نحن فیه هم هنگام باران گرفتن باید توقف کنند تا در حال سیر و سفر و زمانی که باران می بارد زیر سقف نباشند.
همچنین اگر هم متوقف نشدند و حرکت کردند باید گوسفندی کفاره دهند. اگر هم فرد خواب باشد و باران بیاید و او در ماشین در حال حرکت باشد چون این از باب نسیان و غفلت می باشد کفاره ای بر گردن او نیست.
البته دادن یک گوسفند در کنار مخارج سنگین حج ناچیز است و نباید سخت گرفت.

الامر الثانی: در مورد شب های سردی است که انسان نمی تواند بدون پوشش آن را تحمل کند.
باب 64 از ابواب تروک احرام:
حدیث 13: عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى الْكِلَابِيِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع إِنَّ عَلِيَّ بْنَ شِهَابٍ يَشْكُو رَأْسَهُ وَ الْبَرْدُ شَدِيدٌ وَ يُرِيدُ أَنْ يُحْرِمَ فَقَالَ إِنْ كَانَ كَمَا زَعَمَ فَلْيُظَلِّلْ وَ أَمَّا أَنْتَ فَاضْحَ (صورتت را مکشوف بدار) لِمَنْ أَحْرَمْتَ لَهُ
سند این روایت خالی از شبهه نیست.
مفهوم کلام امام علیه السلام این است که شخصی که ناچار نیست نباید در مقابل سرما خود را بپوشاند.
در این حدیث پیچ و خمی وجود دارد و آن اینکه امام علیه السلام در آخر روایت می فرماید: صورتت را نپوشان، این به سبب این است که آفتاب باید به صورتت بخورد ولی رفیقت به سبب سرما می تواند خودش را در پوشش قرار دهد هرچند به این سبب آفتابی که باید به سر و صورت محرم بخورد به او نخورد.
بنابراین مشکلی که در این روایت است مشکل استظلال از آفتاب است نه پوشاندن بدن در مقابل سرما. بنابراین اگر کسی در شب خودش را از سرما بپوشاند مشکلی برایش پیش نمی آید زیرا در شب آفتابی در کار نیست.

حدیث 14: وَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ أَ يَتَغَطَّى قَالَ أَمَّا مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ فَلَا در این حدیث سخن از سرما و گرما است با این حال می پرسیم کسی که خودش را از گرما می پوشاند معمولا در روز این کار را انجام می دهد و شب نمی شود انسان خود را از گرما بپوشاند زیرا در این صورت گرمتر می شود.
مخصوصا با توجه به اینکه معمولا روز حرکت می کردند.
علی الخصوص با توجه به روایت قبلی و یا قرینه بودن حر در کنار برد قرینه می شود که این روایت کاری به شب ندارد
بنابراین شب های سرد می توان سوار ماشین مسقف شد و در نتیجه از سرما در امان ماند.

اما در بین الطلوعین و در روزهای ابری قائل هستیم دلیلی بر حرمت استظلال نداریم. حرمت در جایی است که گرمای آفتاب وجود داشته باشد که باید لون صورت تغییر کند.
1391/3/24

استظلال در حال احرام
بحث در تروک احرام است و به مسأله ی 39 رسیده ایم. امام قدس سره در این مسأله می فرماید: اذا اضر بالتظلیل لبرد او حر او مطر او غیرها من الاعذار (مثلا هر ماشینی که وجود دارد سرپوشیده است) جاز و علیه الکفاره.
یعنی اگر شخص محرم مرد، مجبور شد زیر سایبان رود می تواند و البته باید کفاره بدهد.

اما جواز به دو دلیل است:
دلیل اول: قاعده ی اضطرار که سابقا مفصلا آن را بحث کردیم. از امام صادق علیه السلام روایت است: (ما من شیء حرمه الله الا و قد احله لمن اضطر الیه)
البته این قاعده استثنائاتی دارد ولی کلیت قاعده ی مزبور ما نحن فیه را شامل می شود.
دلیل دوم: دلالت روایات:
باب 6 از ابواب بقیة الکفارات که روایت آن را قبلا خواندیم که امام علیه السلام فرمود: اگر کسی مضطر شد می تواند از سایبان استفاده کند.

اما دلیل کفارة:
در همان باب دلیل بر کفاره ذکر شده است
ممکن است سؤال شود که کفاره مربوط به جایی است که عمل خلافی انجام شده باشد و در ما نحن فیه خلافی انجام نشده است.
جواب آن این است که وقتی نص بر کفاره در ما نحن فیه وجود دارد باید به آن گردن نهاد و حتما در آن مصلحتی وجود دارد و شاید یکی از مصلحت های آن این باشد که مردم تا کاملا مضطر نشدند زیر سایبان نروند و در این امر احتیاط بیشتری داشته باشند.
عین این مطلب در روزه هم وجود دارد. کسی که مریض است نباید روزه بگیرد ولی در عین حال باید کفاره هم بدهد.

بحث دیگر در حد اضطرار است.بعضی گفته اند باید اضطرار شدید باشد و الا همیشه درصدی از اضطرار و ناراحتی وجود دارد مثلا انسان وقتی روزه می گیرد بی حال می شود و این مقدار مجوز افطار نمی شود.
واقعیت این است که مشکلات طبیعی را باید تحمل کرد و اگر مازاد بر آن شد و به مشقت شدید منجر شد می توان عمل را ترک کرد.
در روایت ابن شهاب هم آمده بود که امام علیه السلام در مورد او فرمود: (ان کان کما زعم) یعنی اگر همان گونه که تصور می کند واقعا مضطر است می تواند تظلیل کند و کفاره هم باید بدهد. البته کفاره مصالح فوت شده را جبران می کند.

مسأله ی 40: کفارة الاستظلال شاة و ان کان عن عذر علی الاحوط و الاقوی کفارة شاة فی احرام العمرة و شاة فی احرام الحج و ان تکرر منه الاستظلال فیهما
فرع اول این است که کفاره ی استظلال گوسفند است.
فروع دوم این است که حتی اگر فرد در استظلال معذور باشد باید گوسفندی کفاره دهد.
فرع سوم این است که در تمام احرام عمره یک گوسفند باید کفاره دهد و در تمام احرام حج هم یک گوسفند حتی اگر چند بار زیر سایه رود. (معمولا زیر سایه رفتن در طول ایام عمره و حج چندین بار تکرار می شود و کم پیش می آید که فرد فقط یک بار زیر سایه رود. طبیعت استظلال تکرار است و اگر قرار بود برای هر بار یک گوسفند دهند دچار مشقت می شدند.)

اما فرع اول: مشهور بین اصحاب شاة است.
صاحب جواهر در ج 20 ص 415 می فرماید: مشهور بر این است که کفاره ی استظلال شاة می باشد. با این حال دو فتوای شاذ از صدوق در مقنع و ابن ابی عقیل نقل شده است.
مرحوم صدوق می فرماید: الصدقة کل یوم
(بنابراین به تعداد ایامی که استظلال کرده است باید صدقه دهد و ایشان مقدار صدقه را هم معین نکرده است.)
این ابی عقیل قائل به کفاره ی تخییر شده است. (مانند مسأله ی سر تراشیدن) از این رو او یا باید سه روز روزه بگیرد یا سه صاع به شش فقیر (هر کدام نصف صاع) صدقه دهد و یا نسک.

دلیل بر قول مشهور: روایات متعددی در باب 6 از ابواب بقیة الکفارات بر این امر دلالت داشت که معذور و غیر معذور باید شاة کفاره دهد. این روایاات را دیروز خواندیم.

دلیل قول صدوق: باب 6 از ابواب بقیة الکفارات حدیث 8: در این روایت آمده است که اگر سوار محمل بودی و رفیقت مجبور شد زیر سایبان رود و تو هم مجبور شدی برای حفظ تعادل مجبور شدی سایبانی برای خود درست کنی هر روز باید صدقه دهی.
در این روایات مشکلات متعددی وجود دارد.
اولا سند این روایت ضعیف است زیرا در آن علی بن ابی حمزه ی بطائنی است.
ثانیا: این روایت معرض عنهای اصحاب است.
ثالثا: اگر بخواهد با روایات شاة معارضه کند، اولا این یک روایت است در مقابل روایات کثیره و ثانیا مشهور بر شاة فتوا داده اند.

دلیل قول ابی ابی عقیل:
او به روایت باب 14 از ابواب بقیة الکفارات حدیث 2 که روایت عمر بن یزید است استناد کرده است. این روایت را قبلا خواندیم و اینکه امام علیه السلام می فرماید: اگر در حجت مشکلی پیدا شد بین سه چیز مخیر هستید.
در این روایت لفظ ارتکاب خلاف، به عمومیتی که دارد استظلال را شامل می شود.
در این روایت هم دو مشکل اساسی وجود دارد اولا در سند آن محمد بن عمر بن یزید است که که ثقه نیست (بر خلاف عمر بن یزید که ثقه است.) از این رو سند روایت ضعیف می باشد.
سلمنا که روایت صحیحة باشد. در این حال این روایت عام است و قابل تخصیص است و در مورد استظلال تخصیص خورده است و در آن قائل به شاة می شویم.

اما فرع دوم: که در حال عذر هم باید شاة کفاره دهد آن هم از فرع قبلی معلوم می شود زیرا اکثر روایات ناظر به مقام عذر است.
البته ما نمی دانیم که چرا امام قدس سره قائل به علی الاحوط شده است زیرا اکثر روایات به شاة در حال عذر تصریح می کند. ما قائل به علی الاقوی هستیم.

اما فرع سوم: در مورد عدم تکرر کفاره است.
دلیل اول: باب 7 از ابواب بقیة الکفارات
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَلِيِّ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّهُ يَشْتَدُّ عَلَيَّ كَشْفُ الظِّلَالِ فِي الْإِحْرَامِ لِأَنِّي مَحْرُورٌ يَشْتَدُّ عَلَيَّ حَرُّ الشَّمْسِ فَقَالَ ظَلِّلْ وَ أَرِقْ دَماً فَقُلْتُ لَهُ دَماً أَوْ دَمَيْنِ قَالَ لِلْعُمْرَةِ قُلْتُ إِنَّا نُحْرِمُ بِالْعُمْرَةِ وَ نَدْخُلُ مَكَّةَ فَنُحِلُّ وَ نُحْرِمُ بِالْحَجِّ قَالَ فَأَرِقْ دَمَيْنِ این حدیث مرسله است. ولی حدیث دوم همان باب که از علی بن راشد است مرسله می باشد و ظاهرا هر دو یک حدیث باشند.

دلیل دوم: ماهیت اظلال تکرر است و اگر قرار باشد برای هر مورد یک گوسفند قربانی شود چه بسا به دهها گوسفند بالغ شود و این کار با شریعت سهله ی سمحة سازگاری ندارد.
مضافا بر اینکه در روایات هیچ اشاره ای به تکرار کفاره نیست و در همه ی روایات فقط از شاة سخن آمده است. بنابراین در کل احرام عمره و در کل احرام حج قائل به تداخل هستیم و فقط یک شاة کافی می باشد.