مکتب

نسخه‌ی کامل: حرمت پوشاندن سر برای مردان در حال احرام
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
1391/2/18

موضوع: حرمت پوشاندن سر برای مردان
بحث در هفدهمین تروک احرام است که مربوط به حرمت پوشاندن سر برای مردان درحال احرام می باشد.
امام قدس سره در این مسأله پنج حکم مطرح فرموده است. فرع اول در مورد اصل مسأله است و آن اینکه فرد محرم اگر مرد است نباشد سرش را بپوشاند. این پوشاندن چه با علف باشد یا گل و حناء و موارد دیگر جایز نیست.
امام قدس سره در این فرع می فرماید: السابع عشر: تغطية الرجل رأسه بكل ما يغطيه‌ حتى الحشيش و الحناء و الطين و نحوها على الأحوط فيها

اقوال مسألة: شیعه و سنی در این امر با هم توافق دارند
صاحب مدارک در ج 7 ص 353 می فرماید: هذا الحکم مجمع علیه بین الاصحاب
صاحب حدائق در ج 15 ص 489 می فرماید: هذا الحکم مما لا خلاف فیه
محقق نراقی در مستند در ج 12 ص 18 در کلام بهتری می فرماید: انها محرمة علی الرجل المحرم اجماعا محققا و محکیا فی المنتهی و التذکرة و المدارک و المفاتیح و شرحه
صاحب جواهر در ج 18 ص 382 می فرماید: و تغطیة الراس حرام علی المحرم بلا خلاف اجده فیه بل الاجماع بقسمیه علیه.
ابن قدامه از علماء اهل سنت در مغنی ج 3 ص 302 می گوید: اجمع اهل العلم علی ان المحرم ممنوع من تغطیة راسه. حکاه ابن المنذر
علامه در منتهی نیز اجماع همه ی علماء اسلام و امصار را نقل کرده است.
به هر حال اصل مسأله مجمع علیها است و البته در فروعات آن باید بحث کرد.

دلیل مسألة:
دلالت روایات: این اخبار به حدی زیاد هستند که در مورد آن احتمال تواتر نیز داده شده است.
این روایات عمدتا در باب 55 از ابواب تروک احرام ذکر شده است. علاوه بر آن در ابواب، 48، 57، 59، 64، 67 و 70 نیز آمده است.
ما این روایات را به چهار مضمون تقسیم می کنیم:
طائفه ی اولی: روایاتی که مطلق است و اصل سر پوشیدن را برای مردان ممنوع می داند.

باب 48 از ابواب تروک احرام
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ الْمُحْرِمَةُ لَا تَتَنَقَّبُ (نباید نقاب بزند و صورت خود را بپوشاند) لِأَنَّ إِحْرَامَ الْمَرْأَةِ فِي وَجْهِهَا وَ إِحْرَامَ الرَّجُلِ فِي رَأْسِهِ این روایت صحیحة است.
شاید حکم عدم تغطیه این باشد که باید مکشوف باشد و در معرض باد و باران و هوای خشک باشد.

باب 55 از ابواب تروک احرام.
حدیث 2: عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ الْمُحْرِمَةُ لَا تَتَنَقَّبُ لِأَنَّ إِحْرَامَ الْمَرْأَةِ فِي وَجْهِهَا وَ إِحْرَامَ الرَّجُلِ فِي رَأْسِهِ این همان حدیث قبلی می باشد.

باب 59 از ابواب تروک احرام
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قُلْتُ الْمُحْرِمُ يُؤْذِيهِ الذُّبَابُ حِينَ يُرِيدُ النَّوْمَ يُغَطِّي وَجْهَهُ قَالَ نَعَمْ وَ لَا يُخَمِّرْ رَأْسَهُ (سرش را نپوشاند) وَ الْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَةُ لَا بَأْسَ بِأَنْ تُغَطِّيَ وَجْهَهَا كُلَّهُ عِنْدَ النَّوْمِ در سند این حدیث سهل بن زیاد است ولی چون در ردیف او فرد دیگری هم هست روایت صحیحة می باشد.
زراره نیز از پیرمردان اصحاب امام صادق و از جوانان امام باقر علیه السلام بوده است.

باب از 64 ابواب تروک احرام
حدیث 14: عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ أَ يَتَغَطَّى قَالَ أَمَّا مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ فَلَا این روایت نیز مطلق است یعنی با هر چیز که باشد نباید سر را پوشانید.

باب از 67 ابواب تروک احرام
حدیث 4: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لِأَبِي وَ شَكَا إِلَيْهِ حَرَّ الشَّمْسِ وَ هُوَ مُحْرِمٌ وَ هُوَ يَتَأَذَّى بِهِ فَقَالَ تَرَى أَنْ أَسْتَتِرَ بِطَرَفِ ثَوْبِي فَقَالَ لَا بَأْسَ بِذَلِكَ مَا لَمْ يُصِبْكَ رَأْسَكَ تمامی این روایات دلالت دارد که پوشاندن سر برای محرم جایز نیست و چون اطلاق دارد یعنی هر چیز که سر با آن پوشانده شود جایز نمی باشد.

طائفه ی ثانیة: در حال نسیان این امر جایز نیست (این روایات دلالت می کند که در ذهن راوی این مطلب بوده است که در حالت عادی پوشاندن سر جایز نمی باشد.)
باب 55 از ابواب تروک احرام
حدیث 3: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ مُحْرِمٍ غَطَّى رَأْسَهُ نَاسِياً قَالَ يُلْقِي الْقِنَاعَ عَنْ رَأْسِهِ وَ يُلَبِّي وَ لَا شَيْ‏ءَ عَلَيْهِ این روایت صحیحة است.
امام در این روایت حکم می کند که سریعا باید قناع را از سر کنار زد و مستحب است تلبیه ای بگوید.

باب 55 از ابواب تروک احرام
حدیث 6: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَلَبِيِّ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُحْرِمِ يُغَطِّي رَأْسَهُ نَاسِياً أَوْ نَائِماً فَقَالَ يُلَبِّي إِذَا ذَكَرَ این روایت صحیحة است.

طائفه ی ثالثة: روایاتی که استثنائات را ذکر می کند از این روایات استفاده می شود که غیر این موارد جایز نبوده است.
باب 57 از ابواب تروک احرام
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُحْرِمِ يَضَعُ عِصَامَ الْقِرْبَةِ (بند مشک) عَلَى رَأْسِهِ إِذَا اسْتَسْقَى فَقَالَ نَعَمْ این روایت صحیحة است.
سؤال محمد بن مسلم از بند مشک برای این است که می دانسته است پوشاندن سر برای مرد حرام بوده است از این رو به سبب باریک بودن بند مشک و یا به سبب ضرورت از امام علیه السلام سؤال می کند که امام هم حکم به جواز می دهد.

باب 70 از ابواب تروک احرام
حدیث 4: أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ لَا بَأْسَ بِأَنْ يَعْصِبَ الْمُحْرِمُ رَأْسَهُ مِنَ الصُّدَاعِ (سردرد)این استثناء هم بیانگر این است که اصل پوشاندن سر حرام بوده است که امام علیه السلام به سبب صداع حکم به جواز کرده است.

از مجموع این روایات استفاده می شود که حکم حرمت در تغطیه ی رأس برای مردان از مسلمات بوده است.
حال باید بحث کرد که آیا این روایات هر چیز حتی گل و حشیش و دست گذاشتن بر سر و موارد دیگر را شامل می شود یا نه.
1391/2/19

موضوع: پوشانیدن
بحث در هفدهمین تروک احرام است که پوشانیدن سر برای مردان محرم می باشد. روایات باب را خواندیم.
در اینجا روایت معارضی وجود دارد:
باب 56 از ابواب تروک احرام:
حدیث 2: ُ عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ أُمَيَّةَ بْنِ عَلِيٍّ الْقَيْسِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِي الْمُحْرِمِ قَالَ لَهُ أَنْ‏ يُغَطِّيَ رَأْسَهُ وَ وَجْهَهُ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَنَامَ در سند بعضی از رجال سند خالی از اشکال نیستند.

بعضی به سراغ جمع دلالی رفتند و گفتند این روایت به حالت اضطرار حمل می شود. مثلا فردی به سبب اذیت مگس و غیره مجبور شده است سرش را بپوشاند.
نقول: اگر جمع دلالی هم صحیح نباشد. این روایت به سبب معرض عنهای اصحاب بودن کنار گذاشته می شود. اگر کار به تعارض نیز کشیده شود ترجیح با روایات مشهور است که فتوا هم مطابق آنها است.

بقی هنا شیء: آیا مراد پوشانیدن سر با وسائل معتاد است مانند کلاه، چفیه، پارچه و غیره یا اینکه وسائل غیر معتاد را هم شامل می شود مانند پوشانیدن سر با حنا، یک مشت علف، گل سرشور و غیره.

اقوال علماء:
شیخ در کتاب مبسوط ج 1 ص 351 می فرماید: ان من خضّب راسه او طیّنه لزمه الفداء
از کتاب تذکره ج 1 ص 366 نقل شده است که در عدم جواز لا خلاف فیه الا من العامة
با این حال صاحب مدارک مخالفت کرده است
امام قدس سره نیز در کلام خود بنابراین احتیاط قائل به تعمیم شده است.

دلیل بر تعمیم:
دلیل اول: این دسته به عمومات تمسک می کنند و می گویند در روایات از عناوینی چون (خمّر راسه) استفاده شده است که پوشاندن به طور عام مورد منع قرار گرفته است چه معتاد باشد و چه غیر معتاد.
به این دلیل اشکال شده است که اطلاقات به صورت معتاد منصرف است. مثلا آب کر که سه وجب و نیم در سه وجب و نیم است به وجب معتاد منصرف می باشد. در مسئله ی شستن صورت در وضو نیز می گویند دست معتاد معیار می باشد.

دلیل دوم: در مورد مرأة روایت است که با بادبزن صورتش را نپوشاند. واضح است که بادبزن نقابی غیر معتاد می باشد. از آنجا که احرام زن در صورتش و احرام مرد در سرش است از این شباهت استفاده می کنیم و می گوییم مرد هم نباید با غیر معتاد سرش را بپوشاند.
اشکال این دلیل این است که این یک نوع قیاسی است که در مذهب ما جایگاهی ندارد. روایت فقط می گوید احرام زن در صورت و احرام مرد در سرش است ولی نمی گوید که هر چیزی که در وجه زن ممنوع است در مورد سر مرد نیز ممنوع می باشد.

دلیل سوم: یکی از تروک احرام ارتماس در آب است. آن هم به نوعی پوشاندن سر است ولی پوشاندن غیر معتاد می باشد. از حرمت ارتماس در آب متوجه می شویم که پوشاندن سر اعم از معتاد و غیر معتاد می باشد.
اشکال این دلیل این است که این نیز یک نوع قیاس نامناسبی است. ارتماس ارتباطی به پوشاندن سر ندارد مثلا اگر کسی زیر آب دوش برود اشکال ندارد.
خلاصه اینکه دلیل محکمی برای تعمیم وجود ندارد.
به هر حال روایات می خواهد ما را از حال عادی بیرون آورد. در سابق بر خلاف امروز مردم غالبا سر برهنه نبودند و چفیه، کلام و عمامه ای بر سر می گذاشتند و فقط در مصیبت و مانند آن سر را برهنه می کردند. برهنه کردن سر یک نوع حال ضد رفاه و ترفه بوده است. از این رو مخالفتی را حنا گذاشتن و مانند آن ندارد. بنابراین هنگام شک برائت جاری می شود. اجماعی هم که ادعا شده است مدرکی می باشد.
نهایت اینکه می توانیم قائل به احتیاط شویم.

فرع دوم: امام می فرماید: حتی چیزی که سر را می پوشاند را (مانند بقچه و امثال) علی الاحتیاط نباید روی سر گذاشت.
دلیل این فرع نفیا و اثباتا همان دلیل سابق است.

فرع سوم: امام می فرماید: بعضی از سر نیز در حکم کل سر می باشد یعنی حتی بعضی از سر را هم نمی توان پوشانید.
دلیل اول: استثنائاتی که قبلا خواندیم مانند بند مشک و یا بستن دستمال هنگام سردرد که بعضی از سر را می پوشاند چون مجاز شمرده است علامت این است غیر از این موارد استثناء شده نمی توان بعضی از سر را پوشانید. این دو مورد هم چه بسا از باب اضطرار بوده باشد زیرا مشک را که بر دوش می انداختند اگر بند آن را بر سر نمی گذاشتند به زحمت می افتادند و هکذا در مورد بستن سر.
دلیل دوم: صحیحه ی عبد الله بن سنان:
باب 67 از ابواب تروک احرام
حدیث 4: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لِأَبِي وَ شَكَا إِلَيْهِ حَرَّ الشَّمْسِ وَ هُوَ مُحْرِمٌ وَ هُوَ يَتَأَذَّى بِهِ فَقَالَ تَرَى أَنْ أَسْتَتِرَ بِطَرَفِ ثَوْبِي فَقَالَ لَا بَأْسَ بِذَلِكَ مَا لَمْ يُصِبْكَ رَأْسَكَ بخش اخیر روایت دلیل بر این است که بعض سر نیز جایز نمی باشد زیرا امام علیه السلام می فرماید: لحاف را می توان بالا برد ولی تا حدی که به سر نرسد. اگر به سر برسد حتی بعضی از سر حرام می باشد.