مکتب

نسخه‌ی کامل: تدهین در حال احرام
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
1391/1/22

موضوع: تدهین در حال احرام
بحث در پانزدهمین تروک احرام است که مربوط به استفاده از کِرِم و روغن برای بدن است.
امام قدس سره در این فرع می فرماید: الخامس عشر- التدهين و إن لم يكن فيه طيب، بل لا يجوز التدهين بالمطيب قبل الإحرام لو بقي طيبه إلى حين الإحرام، و لا بأس بالتدهين مع الاضطرار، و لا يأكل الدهن إن لم يكن فيه طيب، و لو كان في الدهن طيب فكفارته شاة حتى للمضطر به، و إلا فلا شي‌ء عليه.
امام قدس سره در این مسأله پنج فرع را بیان می کند.
فرع اول این است که تدهین حتی اگر با روغن معطر هم نباشد حرام است.

اقوال علماء:
این مسأله در میان علماء مشهور است و صاحب حدائق در ج 15 ص 500 و 502 می فرماید: و ینبغی ان یعلم ان الادهان علی قسمین: مطیبة و غیر مطیبة فاما القسم الاول فالظاهر انه لا خلاف فی تحریمه علی المحرم الا ما ینقل عن الشیخ فی الجمل من القول بالکراهة و هو ضعیف ... و اما القسم الثانی فلا خلاف فی جواز اکله و الادّهان به عند الضرورة و انما الخلاف فی الادهان به اختیارا فالمشهور التحریم و نقل الجواز فی الدروس عن الشیخ المفید و نقله الفاضل الخراسانی فی الذخیره عن الشیخ المفید و ابن ابی عقیل و السلار و ابی الصلاح
و قال فی الخلاف (در مسأله ی 90 از احکام حج) لا یجوز عندنا الادهان به و یجوز اکله بلا خلاف
صاحب جواهر هم در ج 18 ص 375 می فرماید: وفاقا للمشهور بل عن ظاهر الخلاف الاجماع علیه
البته باید توجه داشت که استعمال روغن در زمان قدیم بسیار معمول بوده است. وزش بادهای گرم و سوزان و مخصوصا با وسائل مسافرتی آن زمان که مردم در معرض باد و آفتاب بودند موجب می شد که استعمال روغن شایع باشد. حتی مالیدن روغن به بدن نوعی پذیرایی محسوب می شد.

دلیل مسألة:
دلالت روایات: روایات متعددی که در میان آنها روایات معتبر هم وجود دارد ظهور در حرمت دارند
باب 29 از ابواب تروک احرام
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَدَّهِنْ حِينَ تُرِيدُ أَنْ تُحْرِمَ بِدُهْنٍ فِيهِ مِسْكٌ وَ لَا عَنْبَرٌ مِنْ أَجْلِ أَنَّ رَائِحَتَهُ تَبْقَى فِي رَأْسِكَ بَعْدَ مَا تُحْرِمُ وَ ادَّهِنْ بِمَا شِئْتَ مِنَ الدُّهْنِ حِينَ تُرِيدُ أَنْ تُحْرِمَ فَإِذَا أَحْرَمْتَ فَقَدْ حَرُمَ عَلَيْكَ الدُّهْنُ حَتَّى تَحِلَّ این روایت صحیحة است.
صدر روایت مربوط به تدهین با روغن خوشبو قبل از احرام است ولی ذیل آن در مورد حرمت استعمال مطلق دهن در حال احرام است زیرا حکم دهن خوشبو در صدر روایت بیان شده است.
در ذیل این حدیث در وسائل روایت دیگری وجود دارد که شماره ی مستقلی نخورده است و حال آنکه راوی آن فرد دیگری است هرچند ثقه نیست: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَأَلْتُهُ وَ ذَكَرَ مِثْلَهُ

حدیث 2: ُ عَنْ فَضَالَةَ وَ صَفْوَانَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَمَسَّ شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ وَ أَنْتَ مُحْرِمٌ وَ لَا مِنَ الدُّهْنِ الْحَدِيثَ وَ قَالَ فِي آخِرِهِ وَ يُكْرَهُ لِلْمُحْرِمِ الْأَدْهَانُ الطَّيِّبَةُ إِلَّا الْمُضْطَرَّ إِلَى الزَّيْتِ يَتَدَاوَى بِهِ این روایت صحیحة است.
مراد از دهن در صدر روایت مطلق دهن است حتی اگر خوشبو نباشد. و مراد از کراهت در ذیل روایت به قرینه ی صدر همان حرمت است.

حدیث 3: ِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ النَّخَعِيِّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَمَسَّ شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ وَ لَا مِنَ الدُّهْنِ فِي إِحْرَامِكَ الْحَدِيثَ این روایت صحیحة است.

توهم شده که این روایات معارض دارد و تدهین را جایز می داند:
باب 31 از ابواب تروک احرام
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا خَرَجَ بِالْمُحْرِمِ الْخُرَاجُ (چیزی مانند کورک است) أَوِ الدُّمَّلُ فَلْيَبُطَّهُ (آن را شکاف دهند) وَ لْيُدَاوِهِ بِسَمْنٍ أَوْ زَيْتٍ
در این روایت دو مشکل وجود دارد یکی این است که مربوط به حالت اضطرار است و دوم اینکه این کاری به مسأله ی ادهان ندارد. ادهان به معنای روغن مالی کردن پوست است ولی آنچه در روایت مزبور آمده است از باب پماد است که روی زخم می گذارند تا بهبود یابد. ما هم در مناسک می گوییم: استعمال پماد در حال احرام اشکال ندارد.
حرمت تدهین برای این است که استعمال آن از باب ترفه و راحتی است ولی پماد چنین حالتی ندارد بلکه برای مداوا است.

حدیث 2: وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ مُحْرِمٍ تَشَقَّقَتْ يَدَاهُ (دستش ترک برداشت) قَالَ فَقَالَ يَدْهُنُهُمَا بِزَيْتٍ (روغن گیاهی) أَوْ سَمْنٍ (روغن حیوانی) أَوْ إِهَالَةٍ (پیه) این روایت صحیحة است.
این روایت هرچند از باب مداوا با پماد نیست ولی مربوط به صورت اضطرار است.
بنابراین این دو حدیث نمی تواند معارض باشد.

باب 30 از ابواب تروک احرام
حدیث 7: عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيِّ أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ دُهْنِ الْحِنَّاءِ وَ الْبَنَفْسَجِ أَ نَدَّهِنُ بِهِ إِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُحْرِمَ فَقَالَ نَعَمْ اشکال این روایت هم این است که مربوط به قبل از احرام است نه حالت احرام.

در عصر و زمان ما چیزهایی است که بر بدن مانند اسپره می افشانند. به آنها تدهین صدق نمی کند ولی پوست را نرم می کنند. حالت دیگر این است که موادی را در آب می ریزند و وقتی انسان وارد آن می شود پوستش نرم می شود. همچنین مایعاتی برای شستن دست است که بعد از شتشوی دست نرمی خاصی در پوست بدن ایجاد می شود. حکم اینها چیست؟
نقول: اگر واقعا بدن را نرم کند و همان کاری کند که با روغن مالی و مالیدن کرم ایجاد می شود همه ی موارد فوق اشکال دارد.
عرف می گوید هدف از حرمت روغن مالی این است که پوست بدن نرم و لطیف نشود و این خصوصیت در غیر روغن هم می تواند وجود داشته باشد از این همه آنها همه ممنوع می باشد.
1391/1/23

موضوع: استعمال دهن خوشبو قبل از احرام
بحث در دومین فرع از پانزدهمین تروک احرام است که عبارت از عدم جواز تدهین به چیز خوشبو قبل از احرام است البته در صورتی که بوی خوش آن تا زمان احرام باقی بماند.

اقوال علماء:
مشهور در این قول قائل به حرمت شده اند و اقلیتی هم قائل به کراهت شده اند.
صاحب حدائق در ج 15 ص 500 و در ص 502 می فرماید: هل یحرم استعماله اذا علم بقاء رائحته الی وقت الاحرام ام لا قولان و المشهور التحریم و نقل عن ابن حمزة الکراهة
نراقی در مستند ج 11 ص 395 می فرماید: اما الثانی (تدهین به معطر که عطرش تا زمان احرام باقی می ماند) فحرّمه الاکثر
صاحب جواهر ج 18 ص 374 بعد از ذکر حرمت در فرع مزبور می فرماید: کما فی القواعد و محکی النهایة و السرائر بل فی المدارک نسبته الی الاکثر خلافا للمحکی عن الجمل و العقود (از شیخ طوسی) و الوسیلة (ابن حمزه) و المهذب من الکراهة.

قبل از بیان ادلة می گوییم: در این فرع دو مسأله با هم خلط شده است یکی مسأله ی تدهین است و دیگر مسأله ی استعمال طیب است. شخص محرم نه می تواند از طیب استفاده کند و نه قبل از احرام می تواند از عطری استفاده کند که بوی خوش آن تا زمان احرام باقی می ماند. این دو عام و خاص من وجه هستند و گاه با هم یکی می شوند ولی در واقع دو ترک مجزا هستند.
شاید این اشتباه به سبب آن بوده است که این دو در روایات در کنار هم قرار داده شده اند.
دلیل مسألة:
دلالت روایات:
روایات عامة: ادله ی ناهیة از استعمال طیب. این روایات مطلق است و هم احداث طیب را شامل می شود و هم بقاء طیبی که قبل از احرام بوده است.
روایات خاصة:
باب 29 از از ابواب تروک احرام
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَدَّهِنْ حِينَ تُرِيدُ أَنْ تُحْرِمَ بِدُهْنٍ فِيهِ مِسْكٌ وَ لَا عَنْبَرٌ مِنْ أَجْلِ أَنَّ رَائِحَتَهُ تَبْقَى فِي رَأْسِكَ بَعْدَ مَا تُحْرِمُ ...
این روایت صحیحة است.
این روایت در واقع سه روایت است که صاحب وسائل برای دو مورد دیگر شماره نزده است ولی از آنجا که سند این روایات متفاوت است نمی توان آنها را یک حدیث دانست و در کتب فقهی در مواردی این احادیث مجزا ذکر شده اند.
وَ رَوَاهُ الشَّيْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ فِي الْعِلَلِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ وَ عَبْدِ اللَّهِ ابْنَيْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ مِثْلَهُ وَ
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَأَلْتُهُ وَ ذَكَرَ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ وَ لَا عَنْبَرٌ تَبْقَى رَائِحَتُهُ فِي رَأْسِكَ إِلَى أَنْ قَالَ حِينَ تُرِيدُ أَنْ تُحْرِمَ قَبْلَ الْغُسْلِ وَ بَعْدَهُ وَ ذَكَرَ الْبَاقِيَ مِثْلَهُ
1391/1/26

موضوع: حرمت تدهین به روغن معطر
بحث در حرمت تدهین برای محرم است. گفتیم محرم نمی تواند از چربی، روغن و کرم برای نرم کردن پوست بدن خود استفاده کند.
فرع اول در مورد اصل حرمت بود و فرع دوم در مورد حرمت استعمال از روغن معطر قبل از احرام بود آن هم در صورتی که علم داریم بوی خوش آن هنگام احرام باقی می ماند.
در اینجا صاحب جواهر فروعات دیگری را مطرح کرده است از جمله اینکه اگر می داند بویش تا زمان احرام باقی نمی ماند اشکال ندارد از روغن معطر قبل از احرام استفاده کند (که البته جواز در این فرع از واضحات است و اضافه می کنیم اگر اتفاقا بوی خوش هنگام احرام باقی بود و محرم خبر نداشت این از باب استعمال غیر اختیاری می شود.)
همچنین صاحب جواهر می فرماید: حرمت در استعمال روغن معطر قبل از احرام در جایی است که احرام واجب باشد و الا اگر احرام واجب نباشد من می توانم از روغن معطر استفاده کنم و تا وقتی بوی خوش وجود دارد محرم نشوم. (البته این فرع هم از واضحات است.)

اما فرع سوم در کلام امام قدس سره این است که در حال اضطرار می توان تدهین کرد.
اقوال علماء: این مسأله مورد اختلاف نیست و علماء هم متذکر شده اند.
دلیل مسألة: دو چیز دلیل این مسأله می باشد.
قاعده ی اضطرار: ما من شیء حرمه الله الا احله لمن اضطر به
بنابراین در صورتی که اگر بدن چرب نشود در مقابل آفتاب دچار سوختگی می شود و یا موجب ترک خوردن و خونریزی شود و یا موارد دیگر که موجب مشقت شدید می شود در این حال می توان از روغن استفاده کرد. (فرق بین اضطرار و حرج این است که در اضطرار همیشه حرج وجود دارد ولی حرج همواره همراه با اضطرار نیست. مضطر کسی است که نمی تواند حرج را تحمل کند ولی حرج گاه قابل تحمل است و به درجه ی اضطرار نمی رسد.
دلالت روایات:
باب 69 از ابواب تروک احرام
حدیث 2: عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبَانٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ تَشَقَّقَتْ يَدَاهُ وَ رِجْلَاهُ وَ هُوَ مُحْرِمٌ أَ يَتَدَاوَى قَالَ نَعَمْ بِالسَّمْنِ (روغن حیوانی) وَ الزَّيْتِ (روغن گیاهی) این حدیث مرسله است.
ابن از اصحاب اجماع است و اگر کسی وجود اصحاب اجماع را برای صحت سند کافی بداند ارسال سند را مضر نمی دانند ولی ما این مبنا را قبول نداریم.

حدیث 5: ِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ مُحْرِمٍ تَشَقَّقَتْ يَدَاهُ قَالَ فَقَالَ يَدْهُنُهُمَا بِزَيْتٍ أَوْ بِسَمْنٍ أَوْ إِهَالَةٍ (پیه) این روایت صحیحة است.

اما فرع چهارم در کلام امام قدس سره این است: و لا (بأس) بأكل الدهن إن لم يكن فيه طيب.

اقوال علماء:
صاحب ریاض در ج 6 ص 294 بعد از نقل حدیث معاویة بن عمار از امام صادق علیه السلام که می فرماید: لَا تَمَسَّ شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ وَ لَا مِنَ الدُّهْنِ فِي إِحْرَامِكَ اضافه می کند: و المراد بالمس فیه الادهان لا مطلقه لجوازه فی نحو الاکل اجماعا کما فی الروضه و عن التذکرة و عن الخلاف و الدروس نفی الخلاف عنه
بنابراین مطابق کلام ایشان عدم مس در روایت فوق به دلیل روایات دیگر منصرف به تدهین به منظور نرم کردن بدن است نه اینکه حتی اگر دستش به روغن می خورد تا آن را به دهان بگذارد آن هم اشکال داشته باشد.

دلیل مسألة:
اصالة البرائة: اگر شک کنیم آیا خوردن غذای چرب در حال احرام حرام است یا نه اصل برائت از حرمت جاری می شود. خصوصا که روایاتی برای حرمت هم وجود ندارد.
سیرة: سیره ی مسلمین بر این جاری بوده است که هنگام احرام از غذاهای چرب استفاده کنند. خصوصا که غالب غذاهای پختنی با چربی و روغن همراه است.
مضافا بر اینکه در زمان سابق، بر خلاف دوران ما، زمان احرام طولانی بود و اگر سریع هم کارها را انجام می دادند ده دوازده روز اعمالشان طول می کشید و بسیار بعید بود که در این مدت از غذای پختنی استفاده نکنند.
دلالت روایت: باب 69 از ابواب تروک احرام حدیث 2 که عن قریب صدر آن را ذکر کردیم. در ذیل همان حدیث آمده است: وَ قَالَ إِذَا اشْتَكَى الْمُحْرِمُ فَلْيَتَدَاوَ بِمَا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَأْكُلَهُ وَ هُوَ مُحْرِمٌ
یعنی اگر محرم مضطر شد می تواند به چیزهایی که هنگام احرام می تواند بخورد، خود را مداوا کند.
مراد امام علیه السلام از این چیزهای غذاهای غیر معطر است بنابراین در این بخش از حدیث مسلم فرض شده است که روغن غیر معطر را می توان خورد بنابراین می توان با آن دست ها را مداوا کرد.
بله سند این روایت مشکل دارد ولی چون معمول به اصحاب است ضعف سند آن جبران می شود.

اما حکم کفاره: امام قدس سره در این مورد می فرماید: و لو كان في الدهن طيب فكفارته شاة حتى للمضطر به، و إلا فلا شي‌ء عليه.
از کلام امام قدس سره استفاده می شود که اگر روغن، معطر نباشد در این صورت هرچند تدهین حرام است ولی کفاره ای ندارد.
نقول: بحث در تدهین است نه در استفاده از شیء معطر بنابراین فرع فوق خارج از بحث ماست.

اقوال علماء: حکم مزبور مجمع علیه است و فقط شاذی قائل به خلاف آن شده اند.
صاحب ریاض در ج 7 ص 460 می فرماید: القائل (بان فی استعمال الدهن الطیب شاة) هو الشیخ فی النهایة و المبسوط و الخلاف نافیا عنه الخلاف کما مر فی کفارة الطیب و السرائر و الفاضل مدعياً عليه في المنتهى على لزوم الفدية فيه الإجماع و تبعهم جماعة من غير خلاف فيه بينهم بل مطلقاً أجده إلّا من الماتن هنا في الشرائع و الكتاب مع أنه أوجبها في بحث كفارة الطيب.
1391/1/27

موضوع: حرمت استعمال روغن خوشبو و حرمت ازاله ی شعر
بحث در حرمت تدهین برای محرم است. گفتیم محرم نمی تواند از چربی، روغن و کرم برای نرم کردن پوست بدن خود استفاده کند.
بحث در کفاره ی استعمال روغن معطر است که گفتیم کفاره ی آن شاة است و معروف این است که این حکم هیچ دلیلی بجز روایت معاویة ابن عمار ندارد.
اما حکم خوردن روغن و کفاره ی استعمال روغن خوشبو: امام قدس سره در این فرع می فرماید: و لا (باس) بأكل الدهن إن لم يكن فيه طيب و لو كان في الدهن طيب فكفارته شاة حتى للمضطر به، و إلا فلا شي‌ء عليه.
کلام امام قدس سره که می فرماید: (و لو كان في الدهن طيب) اگر عطف به اکل دهن باشد معنایش این می شود که اگر روغن معطر نباشد می توان آن را خورد ولی اگر روغن معطر باشد و فرد آن را بخورد باید گوسفندی کفاره دهد.
اما اگر عبارت فوق عطف به اصل مسأله ی تدهین باشد معنای عبارت فوق چنین می شود که اگر انسان با روغن خوشبو تدهین کند باید گوسفندی کفاره دهد.
حال اگر مراد تدهین به معطر باشد روایتش همان روایت معاویة ابن عمار است که دیروز خواندیم ولی اگر مراد ایشان خوردن روغن معطر باشد دو روایت دیگر هم برای آن وجود دارد.
باب 8 از ابواب بقیة الکفارات
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ مَنْ نَتَفَ إِبْطَهُ أَوْ قَلَّمَ ظُفُرَهُ أَوْ حَلَقَ رَأْسَهُ أَوْ لَبِسَ ثَوْباً لَا يَنْبَغِي لَهُ لُبْسُهُ أَوْ أَكَلَ طَعَاماً لَا يَنْبَغِي لَهُ أَكْلُهُ وَ هُوَ مُحْرِمٌ فَفَعَلَ ذَلِكَ نَاسِياً أَوْ جَاهِلًا فَلَيْسَ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ وَ مَنْ فَعَلَهُ مُتَعَمِّداً فَعَلَيْهِ دَمُ شَاةٍ شاهد در (أَكَلَ طَعَاماً لَا يَنْبَغِي لَهُ أَكْلُهُ) است که مراد خوردن غذای معطر است که امام علیه السلام می فرماید: باید گوسفندی را کفاره دهد.

باب 4 از ابواب بقیة الکفارات
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي‏ جَعْفَرٍ ع قَالَ مَنْ أَكَلَ زَعْفَرَاناً مُتَعَمِّداً أَوْ طَعَاماً فِيهِ طِيبٌ فَعَلَيْهِ دَمٌ.
اما ترک شانزدهم: ازالة الشعر کثیره و قلیله حتی شعرة واحدة عن الراس و اللحیة و سایر البدن بحلق او نتف او غیرهما بای نحو کان و لو باستعمال النورة سواء کانت الازالة عن نفسه او غیره و لو کان محلا
امام قدس سره در این فرع به دو فرع اشاره می کند.
اول اینکه زائل کردن مو از بدن چه زیاد باشد و یا کم حتی یک مو از هر جای بدن که باشد به شکل تراشیدن و کندن و استعمال داروی نظافت و هر شکل دیگری هیچ کدام جایز نیست.
فرع دوم این است که انجام این کار هم در مورد خودش و هم در مورد غیر حرام است. یعنی حتی اگر زائل کننده محل باش باز هم نمی تواند موی فرد محل را زائل کند.
بنا بر این فرع عده ای دچار اشتباه می شوند مثلا فردی هنوز تقصیر نکرده و محل نشده است ولی موی فرد دیگری را تقصیر می کند و حال آنکه این کار برای او حرام است.
اقوال علماء: اصل این مسألة اجماعی و حتی اهل سنت هم بر آن اتفاق دارند. دلیل آن هم این است که این حکم در آیه ی 196 سوره ی بقره تصریح شده است.
مرحوم شیخ در کتاب خلاف در مسأله ی 98 از مسائل مربوط به حج در ج 2 ص 308 می فرماید: لا یجوز للمحرم ان یحلق راسه کله و لا بعضه مع الاختیار بلا خلاف فان حلق لعذر جاز و علیه الفدیة و حد ما یلزم فیه الفدیة ما یقع علیه اسم الحلق و حد الشافعی ذلک بثلاث شعرات فصاعدا الی جمیع الراس و قال ابو حنیفة بحلق ربع الراس فصاعدا فان کان اقل من الربع فعلیه الصدقة.
شیخ تصریح می کند که باید حلق صدق کند تا کفاره لازم باشد. با این وجود علماء اهل سنت برای حلق حدی معین کرده اند. البته شیخ فقط حلق رأس را در این مسألة مطرح کرده است.
صاحب حدائق در ج 15 ص 511 می فرماید: الظاهر انه لا خلاف بین الاصحاب رضوان الله تعالی علیهم فی انه یحرم علی المحرم ازالة الشعر من راسه و لحیته و سائر بدنه بحلق او نتف او غیرهما مع الاختیار و نقل علیه فی التذکرة و المنتهی اجماع العلماء.
صاحب جواهر در جلد 18 ص 377 می فرماید: و ازالة الشعر قلیله و کثیره حتی الشعرة و نصفها عن الراس او اللحیة او الإبط (زیر بغل) او غیرها بالحلق او القص (چیدن) او النتف (کندن) او النورة او غیرها (مانند شیمی درمانی که موجب ریختن موها از بدن می شود و یا مانند سوزاندن مو و مانند آن) بلا خلاف اجده فیه بل الاجماع علیه بقسمیه بل فی التذکرة و المنتهی اجماع العلماء.

دلیل مسألة:
آیة قرآن: خداوند در سوره ی بقره آیه ی 196 می فرماید: وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ (اگر محصور شدید) فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُك‏
عبارت (وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ) چه همه ی حاجیان را شامل شود و یا خصوص محصورین را فرقی ندارد و در هر صورت از آن استفاده می شود که حاجی نباید سرش را بتراشد. اگر محصور نباید سرش تا قبل از قربانی را بتراشد غیر او به طریق اولی نباید سرش را بتراشد.
ذیل آیه هم دلالت دیگری بر عدم جواز حلق رأس دارد و آن اینکه کسی که مضطر به تراشیدن سر شود باید کفاره دهد. در نتیجه غیر مریض باید به طریق اولی کفاره دهد.

آیه ی دیگر آیه ی 27 سوره ی فتح است: لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنينَ مُحَلِّقينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرين‏ (در حالی که موها را کوتاه کرده اید)