مکتب

نسخه‌ی کامل: زینت در حال احرام
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
1391/1/15

بحث در سیزدهمین تروک احرام است و به فرع سوم رسیده ایم. امام قدس سره می فرماید: و لیس فی لُبس الخاتم استعمال الحناء کفارة
یعنی استعمال انگشتر و حنا اگرچه حرام است ولی کفاره ای ندارد.

دلیل مسألة:
تمام ادلة از ذکر کفاره خالی است و در هیچ روایتی سخنی از کفاره به میان نیامده است. همچنین کسی از علماء متعرض کفاره نشده است و تا آنجا که ما بررسی کرده ایم قول به خلافی دیده نشده است.
بنابراین حتی اگر در وجود کفاره شک کنیم اصل برائت از کفاره جاری می شود. احتیاط هم در شبهات بدویه ی تحریمیة و یا وجوبیة واجب نیست. فقط در اطراف علم اجمالی و در شبهه قبل از فحص باید احتیاط کرد.
بله یک روایت قبلا داشتیم که می گفت: هر فسادی که در حج حاصل شود موجب کفاره است.
در مورد این روایت بارها گفته ایم که نه سند صحیحی دارد و نه دلالت شفافی زیرا لازمه ی آن این است که هر کس هر خلافی در حج مرتکب شود گوسفندی را قربانی کند که کسی به آن فتوا نداده است.

بقی هنا امر: آیا قاعده ای کلیة در باب احرام وجود دارد که (کل زینة للمحرم حرام) یا نه؟
اگر چنین قاعده ای باشد بسیاری از موارد را به راحتی می توان بر آن تطبیق داد ولی اگر چنین نباشد باید موارد مختلف را جداگانه بحث کرد.
تا آنجا که دیده ایم کسی متعرض این قاعده نشده است. صاحب جواهر هم به شکلی بسیار اجمالی در عرض یک سطر به این مسأله پرداخته است.
ما از هفت راوی معروف دوازده در این مورد به دست آورده ایم. معاویة بن عمار، زراره، ابو بصیر، محمد بن مسلم، حریز بن عبد الله، حلبی و حماد بن عثمان.
این روایات به سه طائفه تقسیم می شود و لحن این روایات مختلف است.
طائفه ی اولی: روایاتی است که شفاف است و به سبک قیاس منصوص العلة می باشد و می گوید: (لانه زینة) یعنی کل زینة حرام.
باب 33 از ابواب تروک احرام
حدیث 4: عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَكْتَحِلُ الْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَةُ بِالسَّوَادِ إِنَّ السَّوَادَ زِينَةٌ این روایت صحیحة است.

حدیث 14: فِي الْعِلَلِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ وَ عَبْدِ اللَّهِ ابْنَيْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَرْأَةِ تَكْتَحِلُ وَ هِيَ مُحْرِمَةٌ قَالَ لَا تَكْتَحِلُ قُلْتُ بِسَوَادٍ لَيْسَ فِيهِ طِيبٌ قَالَ فَكَرِهَهُ مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ زِينَةٌ وَ قَالَ إِذَا اضْطُرَّتْ إِلَيْهِ فَلْتَكْتَحِلْ این روایت صحیحة است.
کراهت در این روایت به معنای حرمت است. مورد در این دو روایت هرچند مرأة است ولی کبری در این دو روایت کلی است.

طائفه ی ثانیة: روایاتی که از (للزینة) تعبیر کرده است.
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ وَ صَفْوَانَ جَمِيعاً عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا بَأْسَ أَنْ يَكْتَحِلَ وَ هُوَ مُحْرِمٌ بِمَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ طِيبٌ يُوجَدُ رِيحُهُ فَأَمَّا لِلزِّينَةِ فَلَا ظاهر این روایت هم این است که زینت عامل حرمت است.
بله ممکن است گفته شود که زینت جزء علت است و جزء دیگر همان استعمال کحل است که البته این خلاف ظاهر می باشد.

حدیث 3: عَنْ صَفْوَانَ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْهُ ع قَالَ تَكْتَحِلُ الْمَرْأَةُ بِالْكُحْلِ كُلِّهِ إِلَّا الْكُحْلَ الْأَسْوَدَ لِلزِّينَةِ چون کحل اسود زینتی است امام علیه السلام می فرماید: نباید از آن استفاده کرد.

حدیث 8: ِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْمُحْرِمُ لَا يَكْتَحِلُ إِلَّا مِنْ وَجَعٍ وَ قَالَ لَا بَأْسَ بِأَنْ تَكْتَحِلَ وَ أَنْتَ مُحْرِمٌ بِمَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ طِيبٌ يُوجَدُ رِيحُهُ فَأَمَّا لِلزِّينَةِ فَلَا این روایت صحیحة است.

حدیث 13: عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا بَأْسَ لِلْمُحْرِمِ أَنْ يَكْتَحِلَ بِكُحْلٍ لَيْسَ فِيهِ مِسْكٌ وَ لَا كَافُورٌ إِذَا اشْتَكَى عَيْنَيْهِ وَ تَكْتَحِلَ الْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَةُ بِالْكُحْلِ كُلِّهِ إِلَّا كُحْلٍ أَسْوَدَ لِزِينَةٍ
باب 34 از ابواب تروک احرام
حدیث 2: ِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَنْظُرُ الْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَةُ فِي الْمِرْآةِ لِلزِّينَةِ قبلا هم گفتیم که لام در (للزینة) شاید برای علت باشد و شاید برای غایت باشد در هر حال مراد این است که زینت مشکل ساز است و الا مرأة فی نفسه موضوعیت ندارد.

حدیث 4: عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا يَنْظُرُ الْمُحْرِمُ فِي الْمِرْآةِ لِزِينَةٍ فَإِنْ نَظَرَ فَلْيُلَبِّ
باب 49 از ابواب تروک احرام
حدیث 4: ِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْمُحْرِمَةُ تَلْبَسُ الْحُلِيَّ كُلَّهُ إِلَّا حُلِيّاً مَشْهُوراً (آن را آشکار کند) لِلزِّينَةِ این روایت صحیحة است.
این روایت مربوط به زیور آلات زن است که امام علیه السلام می فرماید: اگر آشکار باشد و برای زینت اشکال دارد.

طائفه ی سوم: از (من الزینة) تعبیر کرده است.
باب 33 از ابواب تروک احرام
حدیث 4: عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ إِنَّ السَّوَادَ مِنَ الزِّينَةِ
باب 34 از ابواب تروک احرام:
حدیث 3: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَنْظُرْ فِي الْمِرْآةِ وَ أَنْتَ مُحْرِمٌ لِأَنَّهُ مِنَ الزِّينَةِ الْحَدِيثَ
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ يَعْنِي ابْنَ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ حَمَّادٍ يَعْنِي ابْنَ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَنْظُرْ فِي الْمِرْآةِ وَ أَنْتَ مُحْرِمٌ فَإِنَّهُ مِنَ الزِّينَةِ این روایات هم همانند روایات منصوص العلة هستند.

در این تعبیرات مختلف می توان گفت که امام خود به سه گونه تعبیر کرده است و رواة هم عین همین تعبیرات را نوشتند. (در روایتی است که زرارة فتح اصبعه لیکتب، همچنین دعاهایی مانند زیارت جامعه و امثال آن همه از مواردی است که کتابت حدیث را تقویت می کند نه نقل به معنا را)
احتمال دیگر این است که این سه تعبیر از باب نقل به معنا باشد که راویان انجام می دانند که امر جایزی بوده است و به وثاقت آنها خدشه وارد نمی کرده است. اتفاقا در قرآن هم نقل به معنا وجود دارد و جوابی را که موسی به فرعون می دهد در چند جای قرآن آمده است و الفاظ آنها با هم فرق دارد این نشان می دهد که عین عبارت موسی نقل نشده است.
به هر حال از مجموع روایات فوق متوجه می شویم که به صورت قاعده ی کلیة زینت برای محرم جایز نیست.

ولی باید توجه داشت که زینت بر دو قسم است:
گاه ذات یک شیء زینت است مانند کحل اسود، انگشتر، عطریات، نگاه در آئینه که در غالب موارد برای زینت مورد استفاده قرار می گیرد..
ولی مواردی هم هست که ذاتش زینت نیست مانند کفش و نعلین که گاه زیبا است و زرق و برق دارد که در این صورت زینت می شود. همچنین است حوله ی احرامی که گاه به سبب نقش و نگارش زینتی به حساب می آید.
قدر متیقین این روایات که در خصوص مرآة، طیب، انگشتر و یا کحل آمده است (که ذاتشان زینتی است) در موردی است که ذات شیء زینت می باشد.
بنابراین گذاشتن دندان طلا و امثال آن که ذاتش زینتی نیست اشکال ندارد. حتی گاهی مرکب و خیمه ی انسان و سفره و فرش و موارد دیگر ممکن است زینتی باشد و اگر هر نوع زینتی را حرام بدانیم محدودیت بسیاری ایجاد می شود.
1391/1/16

بحث در چهاردهمین ترک از تروک احرام است. امام قدس سره در این فرع می فرماید: الرابع عشر لُبس المراة الحلی للزینة فلو کان زینة فالاحوط ترکه و ان لم یقصدها بل الحرمة لا تخلو عن قوة و لا بأس بما کانت معتاده به قبل الاحرام و لا یجب اخراجه لکن یحرم علیها اظهاره للرجال حتی زوجها و لیس فی لبس الحلی کفارة و ان فعلت حراما
امام قدس سره در این مسأله سه فرع را مطرح می کند:
فرع اول این است که زن در حال احرام، از زر و زیور به قصد زینت استفاده کند.
در فرع دوم می فرماید: اگر زینت باشد ولی آن را قصد نکرده باشد احتیاط در ترک است هرچند حرمتش خالی از قوت نیست. (زیرا قصد قهرا حاصل می شود زیرا وقتی یقین دارم زینت است اگر آن را قصد هم نکنم ملازمه خود به خود حاصل می شود مخصوصا که من به این ملازمه علم دارم.)
دیگر این است که اگر زن از قبل به زیورآلاتی عادت داشته و غالبا از آن استفاده می کرد لازم نیست هنگام احرام آنها را کنار بگذارد. ولی نباید آنها را به کسی حتی به زوج خودش نشان دهد. (البته این سؤال در کلام امام قدس سره مطرح است که اگر آن را بپوشاند دیگر مصداق زینت نمی باشد، زینت آن است که اظهار شود بنابراین چه معتاد من قبل باشد و چه نباشد در هر حال اگر آن را بپوشاند اشکال ندارد. مانند اینکه زن انگشتر زینتی را در کیفی بگذارد و همراه خود ببرد اشکالی ندارد بنابراین چرا امام قدس سره و دیگران این فرع را در مورد معتاده به می دانند؟ به هر حال این از باب انتفاء به انتفاء موضوع است. به عبارت دیگر هرچند علماء این فرع را به عنوان استثناء متصل ذکر کرده اند ولی به نظر ما از باب استثناء منقطع می باشد.)
فرع سوم عدم کفاره در لبس حلی است.

اقوال علماء:
مرحوم نراقی در مستند ج 12 ص 45 در عداد مکروهات می فرماید: و منها لُبس المراة الحلی غیر المتعادة لها لُبسها فانه مکروه وفاقا للمحکی عن الاقتصاد و التهذیب و الاستبصار و الجمل و العقود و الجامع و النافع و الشرایع. خلافا للمحکی عن المشهور و حرموه.
صاحب حدائق در ج 15 ص 444 می فرماید: اما الثانی (حلی غیر معتاده) فتحریمه هو المشهور بین الاصحاب لا نعلم فیه مخالفا الا ما یظهر من المحقق فی الشرایع.
عجیب این است که با وجود این همه مخالف چرا صاحب حدائق قائل به عدم خلاف می شود. احتمالا آن زمان این کتاب ها در اختیار ایشان نبوده است.
صاحب جواهر هم همین معنا به شکل مختصری در ج 18 ص 371 بیان می کند و می فرماید: لبس المراة الحلی و لو المعتاد للزینة (یعنی معتاد به هم اگر به قصد زینت باشد اشکال دارد) کما صرح به غیر واحد بل لعله المشهور

خلاصه اینکه مسأله ذات قولین است: قول مشهور همان قول به حرمت است و قول غیر مشهور که قول به کراهت می باشد.
1391/1/20

موضوع: استعمال زیورآلات برای زن
بحث در چهاردهمین ترک از تروک احرام است. امام قدس سره در این فرع می فرماید: الرابع عشر لُبس المراة الحلی للزینة فلو کان زینة فالاحوط ترکه و ان لم یقصدها بل الحرمة لا تخلو عن قوة و لا بأس بما کانت معتاده به قبل الاحرام و لا یجب اخراجه لکن یحرم علیها اظهاره للرجال حتی زوجها و لیس فی لبس الحلی کفارة و ان فعلت حراما

فرع اول این است که زن در حال احرام، از زر و زیور به قصد زینت استفاده کند.
در جلسه ی قبل اقوال علماء را ذکر کردیم و گفتیم مشهور قائل به حرمت هستند.

ادله ی قول به حرمت:
دلیل عام: روایات دوازده گانه ای که می گوید: هر زینتی در حال احرام است مگر آنهایی که با دلیل خارج شده اند. مطابق این روایات چیزهایی که ذاتش زینت است حرام می باشد و حلی مرأة هم از این مورد می باشد. حلی مرأة مانند کفش زینتی نیست. کفش ذاتا زینتی نیست مگر اینکه به سببی زینتی شده باشد. حلی مرأة ذاتا زینت است.
دلیل خاص: این روایات در خصوص حلی مرأة وارد شده است (نه در مورد کل زینت)
باب 49 از ابواب تروک احرام
حدیث 2: ْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ الْمُحْرِمَةُ لَا تَلْبَسُ الْحُلِيَّ وَ لَا الْمُصَبَّغَاتِ (از رنگ ها استفاده نکند) إِلَّا صِبْغاً لَا يَرْدَعُ (مگر رنگی که زینتی نیست و شاید مراد این باشد که در حال اضطرار می تواند. یعنی اضطراری که نمی توان آن را دفع کند) این روایت صحیحة است.

حدیث 3: عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ الْمُحْرِمَةِ أَيَّ شَيْ‏ءٍ تَلْبَسُ مِنَ الثِّيَابِ قَالَ تَلْبَسُ الثِّيَابَ كُلَّهَا إِلَّا الْمَصْبُوغَةَ بِالزَّعْفَرَانِ وَ الْوَرْسِ (دو ماده ی رنگی و خوشبو) وَ لَا تَلْبَسُ الْقُفَّازَيْنِ (دستکش نپوشد) وَ لَا حُلِيّاً تَتَزَيَّنُ بِهِ لِزَوْجِهَا سند این روایت خالی از اشکال نیست.
اگر این روایت مفهوم داشته باشد معنایش این است که برای غیر زوج (یعنی برای غیر رجال) اشکال ندارد بنابراین برای نساء اگر بپوشد اشکال ندارد.
دو روایت فوق همه نوع از حلی را ممنوع می کرد ولی دو روایتی که ذیلا می خوانیم فقط حلی ای که ظاهر و مکشوف باشد را ممنوع می شمارد.

حدیث 4: ِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْمُحْرِمَةُ تَلْبَسُ الْحُلِيَّ كُلَّهُ إِلَّا حُلِيّاً مَشْهُوراً (یعنی آشکار باشد) لِلزِّينَةِ. این روایت صحیحة است.
در این روایت حلی با دو قید حرام است. یکی اینکه آشکار باشد و دیگر اینکه برای زینت باشد.
در لام (لِلزِّينَةِ) دو احتمال است یکی اینکه به معنای قصد باشد و دیگر اینکه طبیعت آن برای زینت باشد چه قصد زینت داشته باشد یا نه یعنی اگر حلی ذاتش برای زینت باشد حتی اگر قصد زینت هم نباشد باز ممنوع است.

حدیث 6: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْكَاهِلِيِّ عَنْ أَبِي‏ عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ تَلْبَسُ الْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَةُ الْحُلِيَّ كُلَّهُ إِلَّا الْقُرْطَ (گوشواره) الْمَشْهُورَ وَ الْقِلَادَةَ (گردنبند) الْمَشْهُورَةَ سند این روایت خالی از اشکال نیست.

باید توجه داشت که از قید مشهور (به معنای آشکار) که در این روایات آمد می توانیم در مقام جمع با روایات مجوزه استفاده کنیم.

روایات مجوزة:
این روایات از روایات مانعه بیشتر است.
باب 49 از ابواب تروک احرام
حدیث 5: عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَلْبَسُ الْمُحْرِمَةُ الْخَاتَمَ مِنْ ذَهَبٍ انگشتر طلا هم آشکار است و هم فرقی با بقیه ی زیورآلات ندارد از این رو اگر انگشتر طلا جایز شد سایر طلاها و زیورآلات هم جایز است.

حدیث 7: ِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَرْأَةِ تَلْبَسُ الْحُلِيَّ قَالَ تَلْبَسُ الْمَسَكَ (دستبند) وَ الْخَلْخَالَيْنِ (که به پا می زدند.) این دو مورد هم از باب مثال است و سایر زیورآلات هم داخل می باشد.

حدیث 8: رَوَاهُ الشَّيْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا بَأْسَ أَنْ تَلْبَسَ الْمَرْأَةُ الْخَلْخَالَيْنِ وَ الْمَسَكَ در این دو روایت هر چند سخنی از حال احرام نیست ولی از آنجا که استعمال زینت آلات برای زن از مسلمات بوده است و جای سؤال نداشته است بنابراین مورد این روایات در حالت عادی نبوده است.

حدیث 9: بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا كَانَ لِلْمَرْأَةِ حُلِيٌّ لَمْ تُحْدِثْهُ لِلْإِحْرَامِ لَمْ تَنْزِعْ حُلِيَّهَا
این روایت صحیحة است و مربوط به حلی معتاد است که مجاز می باشد.
از این روایت می توانیم در مقام جمع استفاده کنیم.

حدیث 10: بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا بَأْسَ أَنْ تُحْرِمَ الْمَرْأَةُ فِي الذَّهَبِ وَ الْخَزِّ الْحَدِيثَ این روایت صحیحة است.
این روایت در خصوص زن محرم است و ظاهر این روایت در مورد حلی معتاد است یعنی زن قبلا ذهب و خز را استفاده می کرد و هنگام احرام هم در همان حال محرم می شود.

حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع (امام کاظم علیه السلام) عَنِ الْمَرْأَةِ يَكُونُ عَلَيْهَا الْحُلِيُّ وَ الْخَلْخَالُ وَ الْمَسَكَةُ وَ الْقُرْطَانِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْوَرِقِ تُحْرِمُ فِيهِ وَ هُوَ عَلَيْهَا وَ قَدْ كَانَتْ تَلْبَسُهُ فِي بَيْتِهَا قَبْلَ حَجِّهَا أَ تَنْزِعُهُ إِذَا أَحْرَمَتْ أَوْ تَتْرُكُهُ عَلَى حَالِهِ قَالَ تُحْرِمُ فِيهِ وَ تَلْبَسُهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُظْهِرَهُ لِلرِّجَالِ فِي مَرْكَبِهَا وَ مَسِيرِهَا این روایت صحیحة است و مربوط به حلی معتاد می باشد و امام علیه السلام اجازه ی استعمال آنها را می دهد و فقط می فرماید: نباید آنها را برای مردها آشکار کند.

جمع بین این روایات:
طریق اول: حمل روایات مانعه بر کراهت این از باب حمل ظاهر بر نص است زیرا روایات تحریم ظاهر در حرمت است زیرا هم ممکن است حرام باشد و هم ممکن است ظاهر در کراهت باشد ولی روایات مجوزة نص در جواز است.
طریق دوم: بین قصد زینت و غیر آن فرق بگذاریم یعنی بگوییم: روایات مانعه مربوط به جایی که قصد زینت باشد و روایات مجوزة مربوط به جایی که قصد زینت در کار نیست.
البته قبلا گفتیم که در این موارد قصد قهرا حاصل می شود و حتی اگر کسی آن را قصد نکرده باشد باز زینت وجود دارد. بنابراین این وجه جمع صحیح به نظر نمی رسد.
طریق سوم: فرق بین معتاد و غیر معتاد یعنی روایات مانعه مربوط به صورت غیر معتاد است و روایات مجوزه نیز صورت معتاد را بیان می کند.
شاهد این جمع همان چند روایت مجوزه ای است که ظهور در خصوص معتاد داشت.
طریق چهارم: بین زینت آشکار برای مردان (حتی برای زوج) و غیر آشکار فرق بگذاریم. روایات مانعه مربوط به صورت زینت آشکار است و روایات مجوزة مربوط به زینت غیر آشکار.

روایات عامه ای که در تحریم داشتیم که مطلق زینت را حرام می دانست از قدرت بیشتری برخوردار بود از این رو باید حرمت را بپذیریم و روایات مانعه را بر کراهت حمل نکنیم.
بله روایات مانعه دو استثناء دارد یکی در مورد زیورآلاتی است که آشکار نباشد و دیگر موردی که معتاد نباشد. بنابراین نتیجه ی آن همان فتوای امام قدس سره می شود. (البته از آنجا که اگر نزد مردها آشکار نباشد اصل صدق زینت نمی کند این از باب استثناء منقطع می شود.)
1391/1/21

موضوع: حلی مرأة
بحث در چهاردهمین تروک احرام است که حلی مرأة می باشد. اصل حرمت استعمال حلی مرأة برای زن در حال احرام امری است مسلم و البته استثنائاتی هم برای آن وجود دارد.

بقی هنا امور:
الامر الاول:
صاحب جواهر در ج 18 ص 373 می فرماید: ما کان معتادا و لم تقصد به الزینة لا بأس به بلا خلاف
یعنی زیورآلاتی که زن قبل از احرام با خود داشته است می تواند از آنها هنگام احرام استفاده کند البته به شرط اینکه قصد زینت نداشته باشد.
فاضل اصفهانی در کشف اللثام ج 5 ص 387 می فرماید: و یجوز لها لُبس المعتاد من الحلی اذا لم تقصد الزینة اتفاقا و للاخبار و الاصل
مراد از اصل همان اصل برائت می باشد.
اتفاق، از اجماع بالاتر است زیرا در اجماع می تواند مخالف محدودی وجود داشته باشد ولی در اتفاق چنین نیست و همه متفق می باشند.
صاحب جواهر در آخر کلام خود عبارتی دارد و می فرماید: ان المسئلة فی غایة التشویش فی کلامهم
منظور ایشان این است که اصل مسأله مسلم است و فقط در شاخ و برگ آن تشویش وجود دارد، اینکه آیا قصد زینت باشد یا نباشد و اینکه آیا باید از زوج و از رجال آنها را بپوشاند یا نه و موارد دیگر.

در مورد حلی معتاد بعضی فقط به یک حدیث اشاره کرده اند که حدیث 1 از باب 49 از ابواب تروک احرام می باشد که آن را دیروز خواندیم این حدیث صحیحة است: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْمَرْأَةِ يَكُونُ عَلَيْهَا الْحُلِيُّ وَ الْخَلْخَالُ وَ الْمَسَكَةُ وَ الْقُرْطَانِ (دو گوشواره) مِنَ الذَّهَبِ وَ الْوَرِقِ تُحْرِمُ فِيهِ وَ هُوَ عَلَيْهَا وَ قَدْ كَانَتْ تَلْبَسُهُ فِي بَيْتِهَا قَبْلَ حَجِّهَا أَ تَنْزِعُهُ إِذَا أَحْرَمَتْ أَوْ تَتْرُكُهُ عَلَى حَالِهِ قَالَ تُحْرِمُ فِيهِ وَ تَلْبَسُهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُظْهِرَهُ لِلرِّجَالِ فِي مَرْكَبِهَا وَ مَسِيرِهَا ظاهر (مِنْ غَيْرِ أَنْ تُظْهِرَهُ لِلرِّجَالِ) این است که حتی نمی تواند برای همسرش هم آنها را آشکار کند و مفهوم آن هم این است که برای زن ها می تواند آشکار کند. حال برای زنها آیا می تواند به قصد زینت آشکار کند؟ ظاهر اقوال علماء این است که با این قصد نمی تواند و ما ان شاء الله نظر خود را بیان می کنیم.

حدیث 9: ِ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا كَانَ لِلْمَرْأَةِ حُلِيٌّ لَمْ تُحْدِثْهُ لِلْإِحْرَامِ لَمْ تَنْزِعْ حُلِيَّهَا این روایت صحیحة است.
یعنی اگر زن زیورآلاتی دارد که هنگام احرام بر تن نکرده است یعنی زیورآلات برای او معتاد بوده است استعمال آن در حال احرام بلا اشکال است.

حدیث 10: ِ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا بَأْسَ أَنْ تُحْرِمَ الْمَرْأَةُ فِي الذَّهَبِ وَ الْخَزِّ الْحَدِيثَ این روایت صحیحة است و دلالت آن مانند روایت قبلی است.

البته این نکته را باید توجه داشت که دو قید در کار است یکی اینکه در برابر رجال نباشد دوم اینکه اگر برای زنان است به قصد زینت نباشد.
البته ما سابقا گفتیم قصد در این موارد قهری است و وقتی زیورآلات برای زینت باشد خود به خود قصد زینت را هم به دنبال دارد.
اکنون این نکته را اضافه می کنیم که قصد بر دو قسم است: قصد گاه قهری و تبعی است و گاه استقلالی می باشد.
قصد قهری و تبعی در هر حال وجود دارد ولی آیا قصد استقلالی هم می تواند داشته باشد یعنی بگوید قبل از اینکه خانم ها بیایند سریع زیورآلات خود را استفاده کنم تا دیگران ببینند؟
به نظر ما روایات از این صورت انصراف دارد و بعید است این حالت را شامل شود زیرا حال احرام زمان خودنمایی کردن و خود را به این و آن نشان دادن نیست و نباید ترفهی که قبل از احرام وجود داشته است در حال احرام وجود داشته باشد حتی اگر امام علیه السلام در روایات فوق حلی معتاده را مجاز نمی شمرد قائل به حرمت استعمال آن می شدیم.
البته در مورد عدم جواز نشان دادن زینت به رجال نامحرم می گوییم: هرچند در غیر حالت احرام هم نباید آنها را به اجانب نشان داد ولی در حال احرام این گناه شدیدتر می شود مضافا بر اینکه در حال احرام حتی به محارم و زوج هم نباید نشان دهد.

اما فرع دوم در کلام امام قدس سره: و لیس فی لُبس الحلی کفارة و ان فعلت حراما
یعنی فقط حرمت تکلیفی وجود دارد نه حرمت وضعی.
مسأله ی کفاره را بسیاری از علماء متعرض نشده اند گویا این امر نزد آنها مسلم بود.
در روایات متعددی که در مقام بیان هم بودند سخنی از کفاره نبوده است.
مضافا بر آن اگر در کفاره شک کنیم اصل برائت جاری می شود.

اما پانزدهمین تروک احرام امام قدس سره در این فرع می فرماید: الخامس عشر- التدهين و إن لم يكن فيه طيب، بل لا يجوز التدهين بالمطيب قبل الإحرام لو بقي طيبه إلى حين الإحرام، و لا بأس بالتدهين مع الاضطرار، و لا يأكل الدهن إن لم يكن فيه طيب، و لو كان في الدهن طيب فكفارته شاة حتى للمضطر به، و إلا فلا شي‌ء عليه.
امام قدس سره در این مسأله پنج فرع را بیان می کند.
فرع اول این است که تدهین حتی اگر با روغن معطر هم نباشد خود نوعی ترفه است که انسان باید در آن از آن اجتناب کند.
فرع دوم این است که حتی قبل از احرام هم نباید با روغن خوشبو که بویش تا زمان احرام باقی می ماند خود را تدهین کند.
فرع سوم این است که اگر اضطرار پدید آید اشکال ندارد که تدهین کند.
فرع چهارم این است که حتی نباید روغن را و لو خوشبو نباشد بخورد.
فرع پنجم این است که اگر روغن و کرم بوی خوش داشته باشد استعمال آن موجب دادن کفاره است که شاة می باشد و حتی اگر کسی مضطر باشد او هم باید کفاره بدهد. اگر بوی خوش نداشته باشد استعمال آن کفاره ندارد. (معنای این سخن این است که تدهین ذاتا کفاره ندارد و فقط بوی خوش است که مشکل زا می باشد و کفاره هم برای همان استعمال بوی خوش است.)
در مورد این مسأله یکسری مسائل مستحدثه وجود دارد مانند استعمال کرم، استعمال روغن به صورت افشره و اسپره و یا رفتن در وان حمامی که در آن روغن خوشبو است و امثال. ان شاء الله این مطالب را بحث خواهیم کرد.