مکتب

نسخه‌ی کامل: استعمال حنا در حال احرام
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
1391/1/13

استعمال حنا در حال احرام
بحث در سیزدهمین تروک احرام است. امام قدس سره در این مسأله سه فرع بیان کرده است. به فرع دوم رسیده ایم که عبارت از استعمال حنا است.
گفتیم حنا، انواع رنگهایی که در بدن استعمال می شود را شامل می شود.
اقوال را نقل کردیم و گفتیم شهرت در کراهت است ولی اقلیتی هم قائل به حرمت شده اند و صاحب جواهر از بعضی از قدماء قول به حرمت را نقل کرده است.

دلیل مسألة:
ادله ی قول به کراهت:
اصل در مسأله جواز است و کسانی که قائل به کراهت هستند به دو روایت تمسک می کنند.
باب 23 از ابواب تروک احرام
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْحِنَّاءِ فَقَالَ إِنَّ الْمُحْرِمَ لَيَمَسُّهُ وَ يُدَاوِي بِهِ بَعِيرَهُ (شترش را به وسیله ی آن مداوا می کند) وَ مَا هُوَ بِطِيبٍ وَ مَا بِهِ بَأْسٌ این روایت صحیحة است و دلالت بر جواز دارد و کراهت از آن استفاده نمی شود.
نقول: این روایت در مورد استعمال حنا برای تزیین نیست. سخن در جایی است که استعمال حنا برای تزیین باشد. مگر اینکه گفته شود که (لیمسه) عام است و هر نوع استعمالی اعم از اینکه تزیین باشد یا نه را شامل می شود که البته این قول بسیار بعید است. خصوصا که امام علیه السلام در ذیل روایت به طیب نبودن حنا اشاره می کند نه زینت آن.

حدیث 2: ُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ خَافَتِ الشُّقَاقَ (پوست بدنش ترک بر دارد.) فَأَرَادَتْ أَنْ تُحْرِمَ هَلْ تَخْضِبُ يَدَهَا بِالْحِنَّاءِ قَبْلَ ذَلِكَ قَالَ مَا يُعْجِبُنِي أَنْ تَفْعَلَ (دوست ندارم چنین کاری کند) سند این روایت مشکل دارد و آن محمد بن فضیل است که در مورد او گفته شده است جزء غلاة بوده است و او را تضعییف کرده اند. (مگر اینکه گفته شود به سبب شهرت فتوایی ضعف سند آن منجبر می شود)
به این روایت برای کراهت تمسک شده است.
محل سؤال قبل از احرام است ولی به طریق اولی بعد از احرام را شامل می شود. (ممکن است حنا بعد از احرام حرام باشد ولی به هر حال از این روایت حرمت استفاده نمی شود.)

ادله ی قول به حرمت:
قائلین به این قول به دو صحیحة تمسک کرده اند.
باب 33 از ابواب تروک حرام.
حدیث 4: عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَكْتَحِلُ الْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَةُ بِالسَّوَادِ إِنَّ السَّوَادَ زِينَةٌ در این روایت هرچند سخن از کحل اسود است نه حنا ولی از باب قیاس منصوص العلة می توان گفت: ان السواد زینة و کل زینة حرام.

باب 34 از ابواب تروک حرام.
حدیث 1: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ يَعْنِي ابْنَ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ حَمَّادٍ يَعْنِي ابْنَ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا تَنْظُرْ فِي الْمِرْآةِ وَ أَنْتَ مُحْرِمٌ فَإِنَّهُ مِنَ الزِّينَةِ این روایت نیز هرچند مربوط به حنا نیست و در رابطه با نظر در آئینه است ولی چون از باب قیاس منصوص العلة است مورد استدلال قرار گرفته است.

نقول: دو مشکل را باید حل کرد:
اول اینکه باید بحث کنیم که آیا هر نوعی زینتی برای محرم حرام است؟ اگر حرمت ثابت شود می توان موارد زینت را به راحتی مصداق حرمت دانست. بنابراین ابتدا باید این مسأله را که کبرایی کلیة است ثابت کنیم و بعد آن مصادیق را به آن ارجاع دهیم.
دوم اینکه علماء که می گویند: الحناء حرام للزینة مرادشان این است که قصد زینت در حرمت دخالت دارد و حال آنکه در این دو روایت سخنی از قصد نیست و حتی صورت عدم قصد را هم شامل می شود. بنابراین مقصود ایشان با این دو روایت ثابت نمی شود.
اللهم الا ان یقال که مواردی که عمل، مصداق مسلم زینت است قصد هم خود به خود با آن همراه خواهد بود. (مثلا اگر ما زید را دعوت کنیم و بدانیم او بدون راننده و پاسدارش نمی آید در این حال دعوت از فرد مزبور بالملازمة دعوت از آن دو نیز می باشد هر چند نیت دعوت آن را دو هم نداشته باشد. او اگر این ملازمه را بداند نمی تواند بگوید نیت دعوت آن را نداشته ام.)

ما روایات دیگری در ابواب دیگر داریم که مغفول عنها واقع شده است و به آنها استدلال نشده است. آن روایات یا دال بر حرمت است و یا مشعر بر حرمت می باشد.
وسائل ج 10 باب 13 از ابواب الحلق و التقصیر
حدیث 3: ُ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَلَاءٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع تَمَتَّعْتُ (در حال حج تمتع بودم) يَوْمَ ذَبَحْتُ وَ حَلَقْتُ أَ فَأَلْطَخُ رَأْسِي بِالْحِنَّاءِ (سرم را حنا بگذارم؟) قَالَ نَعَمْ مِنْ غَيْرِ أَنْ تَمَسَّ شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ قُلْتُ أَ فَأَلْبَسُ الْقَمِيصَ قَالَ نَعَمْ إِذَا شِئْتَ قُلْتُ أَ فَأُغَطِّي رَأْسِي قَالَ نَعَمْ. از این روایت استفاده می شود که در ذهن راوی این نکته وجود داشت که استعمال حنا قبل از تقصیر جایز نبوده است از این رو از مسأله ی مزبور در بعد از تقصیر سؤال می کن. حکم مسأله این است که بعد از تقصیر بوی خوش و نساء حرام است و ما بقی حلال و بعد از طواف نساء این دو نیز حلال می شود. از این رو امام علیه السلام می فرماید: مواظب باش که بوی خوش هنوز حرام است.
محل استدلال روایات همان ذهن راوی است و امام علیه السلام هم ذهنیت او را تخطئه نکرده است.

حدیث 5: عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ وَ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي حَلَقْتُ رَأْسِي وَ ذَبَحْتُ وَ أَنَا مُتَمَتِّعٌ (در حال حج تمتع هستم) أَطْلِي رَأْسِي بِالْحِنَّاءِ قَالَ نَعَمْ مِنْ غَيْرِ أَنْ تَمَسَّ شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ قُلْتُ وَ أَلْبَسُ الْقَمِيصَ وَ أَتَقَنَّعُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ قَبْلَ أَنْ أَطُوفَ بِالْبَيْتِ قَالَ نَعَمْ.
حدیث 7: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُتَمَتِّعِ قُلْتُ إِذَا حَلَقَ رَأْسَهُ يَطْلِيهِ بِالْحِنَّاءِ قَالَ نَعَمْ الْحِنَّاءُ وَ الثِّيَابُ وَ الطِّيبُ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ إِلَّا النِّسَاءَ رَدَّدَهَا عَلَيَّ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلَاثاً قَالَ وَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْهَا قَالَ نَعَمْ الْحِنَّاءُ وَ الثِّيَابُ وَ الطِّيبُ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ إِلَّا النِّسَاءَ در این حدیث طیب نیز اضافه شده است که مفتی به نیست.

حدیث 13: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّيَالِسِيِّ عَنِ الْعَلَاءِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا حَلَقْتُ رَأْسِي وَ أَنَا مُتَمَتِّعٌ أَطْلِي رَأْسِي بِالْحِنَّاءِ قَالَ نَعَمْ مِنْ غَيْرِ أَنْ تَمَسَّ شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ قُلْتُ وَ أَلْبَسُ الْقَمِيصَ وَ أَتَمَتَّعُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ قَبْلَ أَنْ أَطُوفَ بِالْبَيْتِ قَالَ نَعَمْ
مستدرک ج 9 باب 74 از ابواب تروک احرام
حدیث 2: كِتَابُ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُثَنَّى الْحَضْرَمِيِّ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ شُرَيْحٍ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ ذَرِيحٍ الْمُحَارِبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَمَتِّعِ أَ يَطْلِي رَأْسَهُ بِالْحِنَّاءِ قَالَ لَا می توان وثقات ذریح المحاربی را ثابت می کرد.
به هر حال ذهنیت حرمت استعمال حناء در ذهن روات بوده است و امام هم این ذهنیت را تأیید کرده اند.
اگر این را به ادله ی قائلین به حرمت ضمیمة کنیم چه بسا بتوان حرمت را استفاده کرد و امام قدس سره در پایان کلام حرمت را خالی از وجه نمی داند.
1391/1/14

امام قدس سره در مسأله ی سیزدهم در فرع دوم می فرماید: و الأحوط ترك استعمال الحناء للزينة، بل لو كان فيه الزينة فالأحوط تركه و إن لم يقصدها، بل الحرمة في الصورتين لا تخلو من وجه.
امام قدس سره در مورد حناء احتیاط می کند و این به سبب این است که اکثریت فقهاء در مورد حناء به کراهت فتوا داده اند.
بعد این مسأله را مطرح می کند که اگر استعمال آن مصداق زینت باشد حتی اگر زینت قصد نشده باشد باز احتیاط مزبور باقی است.
بعد اضافه می کند که در هر دو صورت چه قصد زینت بکند یا نه قول به حرمت خالی از وجه نیست.
دلائل این مسأله را بیان کردیم و گفتیم که عمده دلیل قائلین به حرمت همان دو روایتی صحیحه ای است که در باب مرآة و کحل وارد شده است. که نظر در مرآة و استعمال کحل اسود جایز نیست زیرا این دو زینت هستند. (لانه زینة)
از این عبارت قیاس منصوص العله ای درست کردند و گفتند که هر چیزی که زینت است به طور کلی حرام است. (ما ان شاء الله بعدا این بحث را مطرح می کنیم که آیا زینت علی الاطلاق حرام است یا نه)
بله در مورد حناء بستن به سر نهی وارد شده است ولی نمی دانیم مراد استعمال حناء است و یا به سبب این است که در مردان موجب پوشانیدن سر می شود که خود یکی از محرمات است. (این را نیز بعدا بحث می کنیم)
خلاصه اینکه ما قائل شدیم اگر کل زینة حرام باشد نظر امام مورد قبول ما است و الا باید سراغ کراهت رویم. (بنابراین فتوای ما فعلا علی المبنی است)

بقی هنا امور:
الامر الاول: آیا حناء موضوعیت دارد و یا اینکه همه ی رنگ هایی که استعمال می شود در حکم، همانند حناء می باشد؟
انصاف این است که داخل می باشد زیرا:
اولا: عرف الغاء خصوصیت می کند و می گوید: حناء خصوصیتی ندارد و اگر قرار باشد مکروه یا حرام باشد به سبب زینت است. الآن الوان دیگری جانشین حناء شده است و حناء کمتر استفاده می شود.
ثانیا: بر اساس عمومات تزیین، اگر گفتیم کل زینة حرام، الوان دیگر هم داخل می شود.

الامر الثانی: اگر قبل از احرام به حناء یا رنگ دیگر خضاب کند و یقین دارد که اثر آن تا موقع احرام باقی می ماند آیا می تواند چنین کند یا نه؟
امام قدس سره در این مورد می فرماید: و لو استعمله قبل الإحرام للزينة أو لغيرها لا إشكال فيه و لو بقي أثره حال الإحرام.
اما به صراحت قائل به عدم حرمت است.
عده ای مخالفت کرده اند و قائل به تحریم شده اند: شهید ثانی در شرح لمعه و بعضی دیگر قائل به حرمت شده است.
کسانی هم که در استعمال حناء قائل به کراهت هستند در ما نحن فیه قائل به کراهت شده اند.
دلیل مسألة همان حدیث کنانی است که ضعیف السند می باشد.
باب 23 از ابواب تروک احرام
حدیث 2: عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ خَافَتِ الشُّقَاقَ (تَرَک دست) فَأَرَادَتْ أَنْ تُحْرِمَ (هنوز محرم نشده است) هَلْ تَخْضِبُ يَدَهَا بِالْحِنَّاءِ (زیرا حناء هم دست را نرم می کند و هم ترک ها را می پوشاند) قَبْلَ ذَلِكَ قَالَ مَا يُعْجِبُنِي أَنْ تَفْعَلَ در سند روایت محمد بن فضیل است که مورد ایراد می باشد. ولی مشهور به این روایت عمل کرده اند و ضعف سند به عمل آنها منجبر می شود.
در این روایت زن، قبل از احرام به این عمل اقدام می کند و ظاهر آن هم این است که که نزدیک احرام است و به هر حال اثر حناء بر دستش می ماند.
همچنین قصدش هم مداوا است نه زینت و ظاهر کلام امام علیه السلام هم کراهت می باشد.

نقول: برای مسأله سه فرع متصور است.
حالت اول این است که فرد اصلا قصد زینت نداشته است
حالت دوم این است که قصد زینت در قبل از احرام داشته است یعنی یکی دو هفته که به احرام مانده است تصمیم داشته است خود را با حناء و یا رنگ زینت کند. حتی شاید مطمئن نباشد که اثر آن تا زمان احرام بماند.
حالت سوم این است که او می داند اثر آن در حال احرام باقی می ماند و زینت در حال احرام را قصد می کند.
در فرض سوم آیا می توان قائل به عدم حرمت شد؟ خصوصا که در مورد طیب می گویند: اگر کسی قبل از احرام بوی خوشی مصرف کرده است باید قبل از احرام آن را برطرف کند و یا مثلا لباسش را بشوید. چه فرقی بین طیب و حناء است؟
به عبارت دیگر در مورد طیب آنی که در حال احرام حرام است احداث نیست بلکه هم حدوث و هم بقاء هر دو حرام است.
بله در حالت اول و دوم کسانی که قصد زینت را دخالت می دهند می توانند قائل به عدم کراهت و یا حرمت شد.
ولی ما که قائل هستیم علم به بقاء زینت ملازم با قصد است (قصد قهری) در هر سه حال قائل به کراهت و یا حرمت هستیم. به این بیان که اگر زینت باشد حتی اگر قصد زینت نداشته باشد و یا حتی اگر قصد زینت قبل از احرام داشته باشد و بداند که بعد از احرام هم باقی می ماند و در حالت سوم در هر حال اشکال دارد.
بنابراین ما در این فرع با امام قدس سره همراه نیستیم.

الامر الثالث: آیا در حرمت و یا کراهت حناء در تزیین بین زن و مرد فرقی هست یا نه؟
به گفته ی جواهر ج 18 ص 430 بعضی مانند مرحوم شیخ طوسی و ابن ادریس حلی و یحیی بن سعید و علامه در بعضی از کتب قائل شده اند که کراهت مختص زن است.
دلیل ایشان همان روایت قبلی است که مورد آن فقط زن بوده است. هر چند او قصد زینت هم نداشته است.
بعضی مانند کشف اللثام در ج 5 اضافه ای به آن ملحق کرده اند و آن اینکه این عمل موجب تزیین زن می شود و این امر به تهییج شهوات دیگران می انجامد از این رو در زن باید قائل به عدم جواز شویم نه دیگران.
نقول: این سخن از دو جهت صحیح نیست:
اما اولا: در مورد زینت بین زن و مرد تفاوتی نیست. حتی در روایات آمده است که در صدر اسلام مردان موها را خضاب کنند تا جوان به نظر برسند. این نشان می دهد که خضاب و زینت کردن در میان مردها هم رواج داشته است.
اما ثانیا: اگر دلیل ما روایات تحریم کل زینة للمحرم باشد در این حال بین زن و مرد فرقی نیست.
مضافا بر اینکه بعضی مانند صاحب جواهر به قاعده ی اشتراک تمسک جسته است. اصل کلی در سراسر فقه این است که هر حکمی برای هر کس ثابت شود (حتی برای معصومین) همه ی امت در آن شریکند. مگر اینکه با دلیلی ثابت شود که این از مختصات پیامبر و یا مخصوص زنان و یا مردان است.
بنابراین حتی اگر روایت فوق در خصوص زن باشد به سبب قاعده ی اشتراک مردان هم در آن حکم شریکند.