مکتب

نسخه‌ی کامل: معرفي کتاب نقش مربی در تربیت اخلاقی معنوی
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
بخشی از مقدمه این کتاب را در زیر می‌خوانید:

همة جوانانِ مشتاق کمال که بر پایة ندای فطرت خود به سلوک معنوی گرایش یافته‌اند، غالباً در اولین مواجهه‌ها در معرض این گفتة مشهور قرار می‌گیرند که برای حرکت معنوی به یک «استاد راه‌رفته و خبره» نیاز است. این سخن از طرفی فروغ امیدی در جان آنان پدید می‌آورد و از طرفی راه مبهمی می‌گشاید.

آیا پیمودن مسیر سعادت الزاماً به مربی و راهنما نیاز دارد؟ چگونه می‌توان مربی شایسته‌ای برای حرکت شناخت؟ آیا دستیابی به مربی شایسته و راهنمای کارآزموده ممکن است؟ چه بهره‌ای از استاد در این طریق می‌توان گرفت؟ با استاد چگونه مواجه شویم؟... اینها نمونه‌ پرسش‌هایی است که در شرایط آشفتگی و ناآگاهی،‌ ذهن جوان را مشغول می‌سازد و پاسخی روشمند، روشن، گویا و به‌موقع می‌طلبد، پاسخی مثبت برای آنکه مشتاقان کمال بتوانند اصل ضرورت، نوع نیاز، کیفیت و زمان مراجعه به مربی را بدانند و پاسخی منفی برای آنکه مدعیان دروغین و کم‌بضاعت را بشناسند و سره را از ناسره تشخیص دهند و مورد سوء استفاده قرار نگیرند؛ زیرا امروز نیز مانند اکثر مقاطع تاریخی، زمینة انحراف و مدعی دروغین زیاد است و باب شیادی و کلاهبرداری و سوء استفاده باز، تا حدی که برخی برای جلوگیری از این آفات و آسیب‌ها، اصل نیاز به مربی را انکار کرده‌اند و برخی نیز اهمیت نقش مربی در تربیت اخلاقی را منتفی دانسته‌اند.

علی‌رغم رواج و کثرت این پرسش‌ها و اهمیت این دغدغه‌ها تحقیق شایستة مستقلی در این زمینه صورت نگرفته و اثر جامعی دراین‌باره نوشته نشده است. البته لابه‌لای آثار عرفانی از استاد و شیخ و مراد و قطب و مرشد و پیر و خضر راه و... یاد شده و در میان کتاب‌های تربیتی نیز نقش معلم بیان شده است، اما از نقش جامع مربی و کارکردهای متنوع او در ارتباط با متربی خصوصاً در تربیت اخلاقی ـ معنوی مستقلاً بحث نشده و ضرورت کار همچنان باقی است. افزون بر این، سنت تحفظ خاص یا کتمان و سکوت در پرداختن به این موضوع از سوی فرزانگان شهرت‌گریز، منابع تحقیق را کمیاب و بعضاً فضای تحقیق را ناهموار نموده و نوعی رازآلودگی مقدس! به آن تحمیل کرده است. این ویژگی علی‌رغم تحریک کنجکاوی و هوشیاری افراد، این موضوع را از معرض بررسی‌های عالمانه خارج ساخته، به برخوردهای سلیقه‌ای و غیرقابل اعتماد مبتلا کرده است.

----------------

مخاطب اصلی این متن متربی است، انسان دردمندی که روی به کمال نهاده و عزم کرده حرکتی آغاز کند، متربیِ آگاهی که مرحلة آغازین رشد یعنی بیداری و عزم را طی کرده و آگاهانه به دنبال این پرسش است که آیا برای ادامة مسیر، نیاز به دستگیری مربی دارد یا نه؟ بی‌تردید فردی که به چنین خودآگاهی‌ای دست‌نیافته و در هوای کودکی سیر می‌کند نه انگیزه و نه احیاناً توان استفاده از این کتاب را دارد و نه مخاطب آن است، اما اگر مصداق آیة کریمة «یحبون ان یتطهروا[1]» باشد و برای نجات از رذیلت‌ها و آراستگی به فضایل انسانی و رسیدن به درجات بلند اقدام کرده باشد، جنس پرسش‌ها و دل‌مشغولی‌های خود و پاسخ‌های احتمالی آنها را در این اثر خواهد یافت.

به بیان دیگر گرچه انسان در دورة کودکی به مربی نیاز دارد، اما این نیاز را درک نمی‌کند و دست‌ به هیچ اقدامی برای شناخت مربی نمی‌زند. مربی کودک نیز نمی‌تواند او را به اهمیت نقش خود واقف سازد، فقط داوطلبانه و تا حدودی غیرمستقیم وظیفة تربیتی خود را در حق او پی می‌گیرد. اما هنگامی‌که فرد در بزرگ‌سالی متوجه نیاز خود به راهنمایی می‌گردد، به فکر جستجوی مربی و راهنما می‌افتد و در همین اثنا خود را با پرسش‌هایی مواجه می‌بیند که مسئله‌های پژوهش حاضر‌ند.

در این نوشتار علاوه بر مراجعه به قرآن و روایات ـ که منابع اولیة تولید گزارة دینی هستند ـ و علاوه بر مراجعه به آثار گرانبار عرفانی که خاستگاه اصلی پیدایش این حساسیت به‌شمار می‌روند، تلاش شده به آموزه‌های عقلی و تجربی نیز توجه شود و از دستاورد تجربة بشری در دانش روان‌شناسی و علوم تربیتی بهره گرفته شود. پس روش این پژوهش، تلفیقی است؛ ازاین‌رو برای اثبات مدعیات و توجیه گزاره‌ها از روش عقلی، نقلی، عرفانی و تجربی بهره گرفته است؛ به عبارت دیگر سرفصل‌های این اثر بر محور موضوع مرتب شده‌اند و دغدغه کشف حقیقت بر دغدغه استفاده از منبع یا روش خاص غلبه کرده است.

علاوه بر این با شخصیت‌های صاحب نظر در حوزه عرفان و اخلاق و تربیت و روان‌شناسی مصاحبه‌هایی شده که حاصل آن گفتگوها، بدون اشاره به نام، در لابه‌لای متن کتاب آمده است؛ این شخصیت‌ها عبارت‌اند از دانشوران ارجمند حجج اسلام باقر تحریری، جعفر ناصری، سید یدالله یزدان‌پناه، مسعود آذربایجانی و برخی عزیزان دیگر. مؤلفان بر خود لازم می‌دانند از حسن عنایت همة اندیشورانی که در پیدایش این اثر سهمی دارند، خصوصاً دانشورانی که وقت پرقیمت خود را برای مصاحبه و پاسخ به سؤال‌ها در اختیار گروه قرار داده‌اند و برادران گرامی حجج اسلام آقایان محمدرضا فلاح شیروانی و سعید حصاری که دست‌نوشته‌های ارزشمند خود را سخاوتمندانه در اختیار گذاردند، تشکر و برای آنان از درگاه پروردگار منان آرزوی توفیق و سرفرازی کنند.

مهم‌ترین پرسش‌ها و چالش‌ها

پرسش‌هایی که این دفتر ناظر به آنها سامان یافته و در صدد پرده‌برداری از آنهاست، بسیار فراوان است. بی‌شک این مختصر مجال بحث از همه آنها نیست و نمی‌تواند مدعی حل همة مسائل این باب باشد، اما برای آنکه مخاطب، از ابتدا با دغدغة ذهنی مؤلفان آشنا باشد پاره‌ای از این سؤال‌ها را برمی‌شماریم:

· آیا تربیت اخلاقی و پیمودن مقامات معنوی که از آن به سلوک الی الله تعبیر می‌شود، نیاز به مربی و استاد دارد؟ آیا اصول کلی هدایت که در کتاب و سنّت آمده، برای پیمودن این راه کافی نیست؟

· اگر مراجعه به استاد لازم است، آیا لزوم آن به‌حدی است که بدون او امیدی به نجات نیست یا مربی تنها رشد اخلاقی و معنوی را تسریع می‌کند؟

· مسلماً هر فرد مهذبی برای جایگاه استادی و تربیت نفوس مناسب نیست؛ یعنی تهذیب نفس شرط لازم هست، ولی کافی نیست. یک مربی شایسته علاوه بر تهذیب نفس چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

· آیا طالب مشتاق مکلف است در راه دستیابی به مربی اقدام و کوششی کند یا دستیابی به مربی طبق سنت الهی به ارادة خدا و از جانب استاد است؟ یعنی آیا سراغ‌گرفتن از استاد یک وظیفة اخلاقی است یا اینکه هرکس تنها باید در راه تهذیب نفس خود بکوشد و منتظر بماند تا پروردگار متعال در زمانی مناسب استادی نصیب او گرداند؟

· اگر پیگیری از مربی ـ دست‌کم در برخی مراحل ـ یک وظیفة اخلاقی است، چگونه باید او را شناسایی و انتخاب کرد؟ نشانه‌ها، شاخص‌ها و ویژگی‌های ضروری مربی چیست؟ این ملاک‌ها چگونه احراز می‌شود؟ از آنجا که سرنوشت اخلاقی انسان تا حد درخور توجهی در دست مربی است و نمی‌توان با اصول ظاهری مانند حسنِ ظن، مربی را انتخاب کرد، شایستگی واقعی مربی چگونه به‌دست می‌آید؟

· مشهور است که مربیان اخلاق هر کسی را برای تربیت به حضور نمی‌پذیرند، گویا فرد باید پیش از آن نصابی از صلاحیت را به‌دست آورده باشد تا قابلیت او برای تربیت خاص معلوم شود. آیا این تلقی صحیح است؟ اساساً با توجه به طیف نیازمندی‌های تربیتی جامعة امروز لازم است بر ایفای نقش مربی در گام‌های آغازین تأکید کرد یا باید این قدم‌های اول را به دست ابزارهای تربیتی دیگری سپرد و نقش مربی را در مراحل پیشرفته‌تر ملاحظه کرد؟

· آیا در انتخاب مربی جایی برای اِعمال سلایق شخصی وجود دارد؟ به‌عبارت دیگر پس از احراز ملاک‌های شایستگی در چند مربی، آیا انتخاب سلیقه‌ای از میان آنان رواست؟‌ مورد پسند بودن مربی در نظر فرد چه جایگاهی در انتخاب او دارد؟

حد پیروی از مربی تا کجاست؟ آیا مثلاً برای انتخاب شغل هم باید تحت برنامة مربی عمل کرد؟
خطوط قرمز اطاعت کجاست؟ آیا همة دستور‌های مربی را حتی اگر مخالف عقل یا شرع به‌نظر رسد، باید اطاعت کرد؟
متربی چه انتظاراتی از مربی داشته باشد؟ چه چیزهایی را با او طرح کند و چه تقاضاهایی از او داشته باشد؟ در هر مرحله چه برخوردی با مربی رواست؟ متربی سؤال کند یا ساکت و منتظر بنشیند تا او اظهار نظر کند؟
هر مکتب تربیتی بایدها و نبایدهایی الزامی دارد. آیا ممکن است قلمرو این الزامات برای مربی و شاگرد متفاوت باشد؟ به‌عبارت دیگر آیا امکان دارد مربی اعمالی را برای خود مجاز ولی برای شاگرد ناروا بشمارد؟ اگر جواب مثبت است، متربی چگونه از خطر انحراف مربی مصون می‌ماند؟
آیا رواست متربی مربی را بیازماید.
یک مربی چه شئون و نقش‌هایی دارد؟ یعنی در فرایند تربیت چه نقش‌هایی ایفا می‌کند؟
آیا همه شئون و نقش‌های مربی را یک نفر به‌عهده می‌گیرد یا می‌توان تصور کرد که مربی، برخی از این نقش‌ها را به غیر خود واگذار کند؟ آیا تجزی در شئون مربی جایز است؟ آیا مربی باید واحد باشد یا به جهت تعدد توانمندی‌های مورد نیاز نمی‌توان همة شئون مربی را از یک نفر انتظار داشت و باید هم‌زمان از مربیان متعدد بهره گرفت؟ اگر جواب منفی است به چه دلیل متربی از فیض محضر سایر مربیان محروم گردد؟
با پیشرفت تکنولوژی و پدیدارشدن ابعاد یا لایه‌های تازه‌ای از حیات اجتماعی و با گسترش ابزار ارتباط جمعی و اختلاط فرهنگی در سراسر جهان، به‌مرور آسیب‌های اخلاقی بزرگی در جامعة ما شایع و به صورت اضطراب و اختلال روانی آشکار شده‌است. این مشکلات که موجب پیدایش دانش‌هایی مانند روان‌شناسی بالینی و مشاوره در دنیای غرب گردید، آرام آرام مردم ما را نیز به سوی مشاوران و روان‌شناسان سوق داده و گویا مرجعیت درمان اختلالات اخلاقی از استادان اخلاق به این گروه انتقال یافته است. اکنون می‌توان پرسید چه مناسبتی میان مربی اخلاق با مشاوران یا روان‌درمانگران وجود دارد و برای هر یک چه جایگاهی باید در نظر گرفت؟ کار این دو به‌لحاظ حیطة موضوعات، روش‌ها و اهداف چه شباهت‌ها و چه تمایزهایی با هم دارد؟
برای پی‌بردن به ویژگی‌های شخصیتی افراد و برای شناخت مشکلات روحی ـ رفتاری و یافتن زمینه‌های درونی و محیطی این مشکلات، امروزه از روش‌های مختلف روان‌سنجی همچون مصاحبه، تست و آزمون استفاده می‌شود. آیا از این روش‌ها در تربیت اخلاقی نیز می‌توان بهره‌مند شد؟ تا چه حدی و چگونه؟
با توجه به اینکه مربی در تربیت نقش واسطه دارد، آیا متربی پس از رسیدن به درجه‌ای خاص باید از مربی استقلال یابد؟ شرایط و زمان این استقلال چیست و چگونه معلوم می‌شود؟

در این نوشته تلاش شده که پرسش‌هایی از این دست بررسی و پاسخ داده شود.